پایگاه خبری شباویز/ یک سال گذشت. نه از یک حادثه، بلکه از لحظهای که تاریخ، مکث کرد. لحظهای که آسمان، زمین را بوسید و در گوش ما چیزی گفت که هنوز درک کاملش برایمان سخت است:
آدمها میروند، اما مأموریتها باقی میمانند.
شهید رئیسی برای ما یک عنوان نبود، حتی یک مسئول نبود. او یک تراز بود، معیاری برای اینکه چقدر میتوانی در عین قدرت، متواضع باشی. چقدر میتوانی در دل مردم باشی، اما گرفتار دیده شدن نشوی. او نه به دنبال جایگاه که به دنبال جوهرهی خدمت بود.
آن روز که رفت، ما تازه متوجه شدیم که داشت چه چیزی را با خود میبرد: آرامش در میان تنشها، تدبیر بیهیاهو، و لبخندی که از جنس ایمان بود، نه از جنس سیاست.
شاید باید او را بهتر می شناختیم؛ شاید… اما این شاید نباید ما را زمینگیر کند. شهدا چراغ بودند، نه سایهبان. آمدند تا راه را روشن کنند، نه اینکه ما فقط در نورشان بیاساییم.
اینجانب، به عنوان عضوی کوچک از خانوادهی بزرگ جمعیت جوانان انقلاب اسلامی، باور دارم که رسالت ما پس از این پرواز، فقط زنده نگه داشتن یاد شهدا نیست؛ رسالت ما، ادامه دادن است. نه به جای ایشان، که به احترام ایشان.
برادرانم، خواهرانم… شهید رئیسی رفت تا به ما بگوید که ماندن در مسیر، از ماندن در منصب مهمتر است. و امروز، ما باید ثابت کنیم که او تنها نبود. که ما هستیم. بینام، بیادعا، اما در میدان.
باشد که یادش، نه فقط در قاب عکسها، که در جهتگیری تصمیمهایمان زنده بماند.
فرهاد باقری
معاونت استانهای جمعیت جوانان انقلاب اسلامی
اردیبهشت ۱۴۰۴
بازدیدها: 64





