چرا بعضی وقف نمی کنند؟ چرا برخی انفاق نمی کنند؟ علل ترک انفاق چیست؟ آیا مردم استان با آسیب های ترک انفاق آشنایند؟
چرا بعضی وقف نمی کنند؟ چرا برخی انفاق نمی کنند؟ علل ترک انفاق چیست؟ آیا مردم استان با آسیب های ترک انفاق آشنایند؟
وقف در میان مردمان کهگیلویه و بویراحمد مقوله ای شناخته شده است؟آسیب شناسی و شناسایی عوامل اثرگذار بر توسعه یا عدم توسعه ی وقف در استان کهگیلویه و بویراحمد، که در حقیقت با تکامل انسان ها و راه سعادت جامعه ی انسانی استان ارتباط دارد، بسیار ضروری ست.

وقف در میان مردمان کهگیلویه و بویراحمد مقوله ای شناخته شده است؟آسیب شناسی و شناسایی عوامل اثرگذار بر توسعه یا عدم توسعه ی وقف در استان کهگیلویه و بویراحمد، که در حقیقت با تکامل انسان ها و راه سعادت جامعه ی انسانی استان ارتباط دارد، بسیار ضروری ست.

در این مقال کوتاه، به پاره ای از موانع وقف و فرهنگ انفاق در سطح استان اشاره می شود. نخستین آسیب، بی تفاوتی و عدم احساس مسئولیت است. شما خواننده گرامی چقدر نسبت به همنوعان خویش احساس مسئولیت می کنید.

بی تفاوتی نسبت به همسایگان، همکاران، اهالی محله، طایفه و سایر همشهریان و نبود احساس مسئولیت در مقابل معضلات و گرفتاری های آنها، درحقیقت مسخ شدن از انسانیت و نوعی بی هویتی است.

انسانی آن هم مسلمانی شیعه و ایلیاتی، آنقدر وجدانش حقیر و منکوب شده باشد که هم از خدا غافل و از قرآن به دور مانده که انگیزه انسانی و وجدانی، جذبه ی شرعی و فرهنگ عشیره ایش نتوانند او را به تکاپو و حرکت دراین راستا وادارد.

چگونه امکان دارد جای حیرت است. امام صادق می فرماید:” هرکس در شیعیان ما مردی از برادران ما به سراغ او آمده و از او برای رفع نیاز کمک بخواهد و او با این که می تواند او را کمک نماید ولی کمک نکند، خداوند او را مبتلا می سازد به اینکه برآورده سازد نیازی را از دشمنان ما را؛ خداوند به خاطر این کار او- رفع نیاز دشمن ما- در روز قیامت او را عذاب می کند. “(بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۷۵). دومین مانع توجه به وقف، حبّ دنیا و روحیه ی دنیا پرستی برخی هاست.

دوستی بیش از حد با دنیا، داشتن روحیه ی دنیاطلبی و دنیا پرستی، مایه ی بسیاری از گناهان و لغزش هاست. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: ” حبُ الدنیا رأس کل خطیئه”. افراد دنیا دوست، عاشق مظاهر دنیایی اند و اینها از هرچیزی برای آنها مهم تر، عزیزتر و ارجح تر است.

اصلا مسایل اخلاقی، وجدانی، همنوع و پاداش های اخروی پیش آنها پشیزی نمی ارزد. این ارزش ها را کمرنگ بر می شمارند و قرآن آنها را مذمت می کند و سرزنش: ” بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیوهَ الدُّنیا” ( سوره اعلی، آیه ۱۶).دنیا جلوه های متعدد دلفریب سرگرم کننده ای دارد.

یکی از ظواهر، مال و ثروت است که چون مورد نیاز همگانی ست بسیاری را به دنبال خود می کشاند. مال هم فواید عدیده ای دارد اما به جا و گاه خود. مضرات بیشماری بر آن مترتب است و در قرآن و روایات متعدد، از مال و ثروت و دوستی با آن به خوبی یاد نشده و بارها مورد مذمت قرار گرفته است.

کما اینکه در سوره مبارکه فجر، گروهی که یتیمان را گرامی نمی دارند و مساکین را اطعام نمی کنند، به شدت مورد سرزنش و ملامت قرار گرفته اند. بیا تا خوریم آنچه داریم شاد/درم بر درم چند باید نهادمی گویند اولین روزی که سکه درهم و دینار زده شد، شیطان آن را برداشت و بوسید. گفت هرکس تو را دوست دارد بنده ی من است(معراج السعاده، ص ۲۵۱).البته خدا در قرآن مال را خیر نامیده است و پیامبر(ص) فرمودند خوب چیزی ست مال صالح برای مرد صالح. باری، مالی که صرف عبادات شده، یا در جهت رفع گرهی از مشکل انسانی به کار گرفته شود و یا به مصرف وقف و خیرات جاریه و باقیات صالحات برسد، مایه نجات و سعادت و تکامل انسان است.

در آن روی سکه، مالی که درجهت خوشگذرانی، وسیله ی رسیدن به امیال نفسانی، ارتکاب معاصی و رسیدن به مقام شوم شود، موجب بدبختی و هلاکت است. پس این هنر هم استانی صاحب مال است که چگونه و به چه شیوه ای از این نعمات الهی بهره ببرد. لذا شایسته است که اولا وقف را بشناسیم، با مفهوم و آثار آن آشنا شویم و سپس با شوق و اشتیاق در راه خدا وقف نماییم. زر از بهر خوردن بود ای پسر/برای نهادن چه سنگ و چه زر آسیب دیگر و مانع دگر توسعه موقوفات، بخل است. ” بخل” خلق ناپسندی در درون آدمی ست.

” سخاوت” در مقابل و تضاد و مخالفت با بخل است. مرد کسی ست که باسخاوت باشد و باشجاعت. در جامعه ی عشیره ای استان به همان اندازه که سخاوت و بذل و بخشش پسندیده است و نیکو، بخل و امساک مذموم است و ناپسند. البته، بخیل به مال وابسته و دلبسته است که محروم از عنایات خداوند و منفور در انظار مردم است.

بخل مختص مسایل مادی و مالی نیست. برخی حتی در لبخندی بخیلند. افراد بخیل باید بدانند که خداوند به اموال آنها نیازی ندارد و چنانچه آنها را به وقف و انفاق و دستگیری و دلبازی و سخاوت فرمان می دهد در حقیقت به سود آنهاست و ترک و عدم توجه به ضرر بخیلان است. ” وَ اللّهُ الْغَنیُّ وَ اَنْتُمُ الْفُقراءُ= و خداوند بی نیاز است و شما همه نیازمندید.” پس وقف قبل از آنکه چیزی نصیب شخص فقیر کند سود چند برابری عاید واقف می شود که او به آن نیازمند است. بنابراین اگر بخل بورزیم به قول مقاتل : او از خیر و فضل نسبت به خودش در آخرت بخل ورزیده است(الانفاق فی سبیل الله، ص ۹۷).

آسیب دیگری مانع توسعه وقف حرص است. چیزی که انتها ندارد و حریص هیچگاه سیر نمی شود. گفت چشم تنگ دنیا دوست را/یا قناعت پر کند یا خاک گورعامل دیگر، تصور ضرر و خیال است. گاهی اوقات تصور زیان در مخیله ی انسان، وی را از وقف باز می دارد. او فکر می کند اگر وقف کنم و انفاق، ضرر می کنم و اموالم را از دست می دهم. اذعان دارد در فلان جا از انفاق طفره رفتم و به بهانه های مختلف شانه خالی کردم و چه بسا سود بردم و متنفع شدم. اما مطلب دقیقا برعکس است. زیرا هنگامی که از حضرت امام حسن (ع) سوال می شود بخل چیست؟ می فرماید:”ان تری ما فی یدک شرفاً و ما انفقت تلفاً= این که فکر می کنی آنچه در دست توست: مایه شرف تو و آنچه را انفاق کرده ای، از بین رفته است. “(وسایل الشیعه، ج ۶، ص ۲۲). ترس از فقر، از موانع دیگر است. شخصی که می خواهد وقف کند باید بسیار مراقب شیطان و دام ها، توطئه و القائاتش باشد. یکی از دسایس شیطان برای بازداشتن ما از وقف و دستگیری از همنوعان، تهدید به بیچارگی و فقر است. در سوره بقره، آیه ۲۶۸ به این موضوع اشاره شده است. گاهی اوقات چه بسا کج اندیشی و فرافکنی سبب گریز از وقف شود. توجیه گری های غلط رایج در جامعه راه عنایت به وقف و موقوفات را می بندد. به عنوان مثال در سوره ی یس آیه ۴۷، هنگامی که از کفار درخواست انفاق کردن به عمل می آید فرافکنی و کج فهمی آنها جالب و شنیدنی است. گروه کفار در پاسخ می گویند:” اَنُطْعِمُ مَن لَو یَشاءُ اللهُ اَطْعَمَهُ= آیا غذا بدهیم به کسی که اگر خدا می خواست خودش او را غذا می داد”. بدیهی ست که این یک گمراهی آشکار است

بقلم رامین چرومی