منظور از وعده های الهی در کلام مقام معظم رهبری چیست؟
منظور از وعده های الهی در کلام مقام معظم رهبری چیست؟
منظور از وعده های الهی در کلام مقام معظم رهبری چیست؟ رهبر انقلاب به کدام وعده های الهی اشاره داشته اند؟

مقدمه:

در آیات متعددی از قرآن کریم به وعدهای الهی مانند پیروزی و امیدواری و نصرت و حمایت و راهنمایی و آرامش و و آسانی کار و آینده اسلام  و دیگر موارد اشاره شده است.

 هرچند که همۀ این صفات به گونه‌ای قطعی بودن تحقق وعده‌های الهی را می‌رسانند، اما علاوه بر این، معنایی مخصوص به خود نیز دارند که آن‌ها را از یکدیگر متمایز می‌سازد.

وعده هایی که به همه مستضعفان جهان و کسانی است که در مسیر مقاومت در برابر مستکبران ایستادگی می کنند.

 که پیروزی از آن جبهه مقاومت است، البته این وعده به کسانی داده شده که باورها و اعتقادات صحیحی به قدرت  و وعده های خدا ایمان دارند و خدا را تکیه گاهی مطمئن می دانند.

امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) و مقام معظم رهبری (دامت برکاته)هردو با اتکا به آیات و دستورهای الهی سکان انقلاب را بدست گرفته اند و در همین مسیر  هم انقلاب را هدایت می کنند.

دراین جستار مختصر با بررسی کلام و سخنرانی های متعدد مقام معظم رهبری از عبارات قرآنی که در رابطه با وعده های الهی داشته اند مطالبی را اشاره می کنیم.

منظور از وعده های الهی در کلام مقام معظم رهبری چیست؟ 

1- آرامش قلبی با ذکر خدا وعده الهی است
این آرامش روانیِ ناشی از انتظار فرج، این اطمینان نفْسی را که انسان دارد که نفْس او و دل او تلاطم ندارد، میشود افزایش داد؛

به وسیله‌ی دعا، به وسیله‌ی استغاثه، به وسیله‌ی مناجات با پروردگار که « الَّذینَ آمَنوا وَتَطمَئِنُّ قُلوبُهُم بِذِکرِ اللَّهِ  أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلوبُ».

آنها کسانی هستند که ایمان آورده‌اند، و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می‌یابد!

این دعاهایی که وارد شده است -حالا ما الان در ماه شریف شعبان هستیم، بعد هم در ماه رمضان- دعاهای فراوان، مناجاتهای گوناگون و تکلّم با خدای متعال بدون واسطه خیلی مهم است؛.

 یا راز و نیاز کردن با ائمّه‌ی هدیٰ (علیهم السّلام) که نزدیک‌ترین آحاد عالَم وجود به پروردگار متعال هستند، به انسان امکان اطمینان و آرامش میدهد.

یاد خدای متعال گشایش به انسان میدهد، بهجت به انسان میدهد و رحمت الهی را هم جلب میکند که قطعاً میلیون‌ها دستِ به‌دعابرداشته‌شده، آثار و برکاتی خواهد داشت. دیشب میلیون‌ها نفر موفّق شدند که دلهایشان را با خدا آشنا کنند، متّصل کنند و دست به دعا بردارند و با خدا حرف بزنند؛

 بلاشک این [کار] آثارِ خوبِ خودش را، هم در خود آنها و هم در کلّ جامعه نشان خواهد داد و برکات زیادی خواهد داد.

 این چند جمله‌ای است که درباره‌ی مسئله‌ی ظهور و فرج و قیام حضرت بقیّه‌الله خواستیم عرض کنیم؛ البتّه حرف در این زمینه‌ها خیلی زیاد است و من به همین مقدار بسنده میکنم.

– آسانی بعد سختی وعده الهی است

از خدای متعال میخواهیم که این سال را سال پیروزی‌های بزرگ قرار بدهد و به حضرت بقیّهالله (ارواحنا فداه) که ناخدای این کشتی او است، کشورِ خودش را به ساحل نجات برساند،

مردم مؤمن ایران را حمایت کند، کمک کند. به ملّت ایران هم عرض میکنم همان طور که در طول این سالهای متمادی با حوادث گوناگون شجاعانه برخورد کردند،

با روحیه برخورد کردند، بعد از این هم با روحیه و با امید برخورد کنند با همه‌ی حوادث، و مطمئن باشند که تلخی‌ها خواهد گذشت،.

و «اِنَّ‌ مَعَ العُسرِ یُسرًا». آری) مسلّماً با (هر) سختی آسانی است،  قطعاً یُسر در انتظار ملّت ایران است؛ در این تردیدی نیست.)

 ما از نزدیک شاهد هستیم، می‌بینیم؛ همه مشغولند، همه مشغول کار و تلاشند، هر کس به قدر خودش؛ مجموعه‌های علمی و تحقیقی یک جور، فعّالان اجتماعی یک جور، مسئولان دولتی و قضائی یک جور، و ان‌شاء‌الله خداوند متعال به همه‌ی این تلاشها هم برکت خواهد داد و ملّت را از این گذرگاه، با عافیت و با سربلندی ان‌شاء‌الله عبور خواهد داد.

۳- وعده الهی برای تلاشگران راه خدا

خداوند متعال در چند جای قرآن بروشنی و باصراحت وعده داده است که اگر کسی در راه خدا و در راه دین تلاش کند، او را نصرت خواهد داد؛ این وعده‌ی الهی است.

 در یک جا میفرماید: الَّذینَ أُخرِجوا مِن دِیارِهِم بِغَیرِ حَقٍّ إِلّا أَن یَقولوا رَبُّنَا اللَّهُ ۗ وَلَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَوامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَواتٌ وَمَساجِدُ یُذکَرُ فیهَا اسمُ اللَّهِ کَثیرًا ۗ وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ
ترجمه :
همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه می‌گفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست!»

و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‌ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می‌شود، ویران می‌گردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری می‌کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.

در این تعبیرِ «لَیَنصُرَنَّ الله» چند علامت تأکید هست، که یعنی مؤکّداً، مؤکّداً خدای متعال نصرت میکند کسانی را که دین خدا را و او را نصرت کنند.
 
 خب این یک وعده است، وعده‌ی الهی است، به این وعده باید اعتماد کرد. در همان روز نوزدهم بهمن، با وجود اینکه این حادثه اتّفاق افتاد و دیدند که جمعی از ارتش آمدند با انقلاب بیعت کردند،.
 
 هنوز بودند کسانی که مطمئن نبودند، خاطرجمع نبودند، امیدوار نبودند که این کار به نتیجه خواهد رسید؛ امّا امام به وعده‌ی الهی اطمینان داشت.
 
امام و کسانی که دنباله‌رو فکر امام و رأی امام و راه امام بودند میدانستند که این وعده قطعاً تحقّق پیدا خواهد کرد؛ نگذاشتند حرکت کُند بشود. وقتی که اطمینان بود، امید به آینده بود، نمیگذارند که حرکت کُند بشود.
 
اینها محاسبات مهمّی است که انسان بداند خدای متعال به وعده‌ی خود وفا میکند؛ این هم آیه‌ی قرآن است: إِنَّ اللَّهَ اشتَرىٰ مِنَ المُؤمِنینَ أَنفُسَهُم وَأَموالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّهَ ۚ یُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللَّهِ فَیَقتُلونَ وَیُقتَلونَ ۖ وَعدًا عَلَیهِ حَقًّا فِی التَّوراهِ وَالإِنجیلِ وَالقُرآنِ ۚ وَمَن أَوفىٰ بِعَهدِهِ مِنَ اللَّهِ ۚ فَاستَبشِروا بِبَیعِکُمُ الَّذی بایَعتُم بِهِ ۚ وَذٰلِکَ هُوَ الفَوزُ العَظیمُ؛
ترجمه :
خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد؛ (به این گونه که:) در راه خدا پیکار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند؛
 
این وعده حقّی است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده؛ و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدی که با خدا کرده‌اید؛ و این است آن پیروزی بزرگ!
 
هیچ کس باوفاتر از خدای متعال نیست، در وعده‌ای که میدهد. خدای متعال وعده کرده و به این وعده عمل خواهد کرد.

۴- وعده الهی که آینده متعلق به اسلام است

آنچه آینده دارد، آن اسلام است، آن قرآن است، آن شما جوانهای مؤمن هستید؛ آن­که آینده دارد شما جوانان مؤمن هستید.

 الان میخواندند که وَالَّذینَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ سَنُدخِلُهُم جَنّاتٍ تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهارُ خالِدینَ فیها أَبَدًا ۖ وَعدَ اللَّهِ حَقًّا ۚ وَمَن أَصدَقُ مِنَ اللَّهِ قیلًا
ترجمه :
و کسانی که ایمان آورده‌اند و اعمال صالح انجام داده‌اند، بزودی آن را در باغهایی از بهشت وارد می‌کنیم که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند. وعده حق خداوند است و کیست که در گفتار و وعده‌هایش، از خدا صادقتر باشد؟!

 چه کسی از خدا راستگوتر است؟ چه کسی از خدا به آینده عالم‌تر است؟ و خدای متعال این را فرموده است.

 که آینده متعلّق است به مؤمنین، متعلّق است به صالحین، متعلّق است به مجاهدین فی‌سبیل‌الله؛ در این هیچ تردیدی نیست؛

 این یک وعده‌ی الهی است. امّا اگر کسی دچار وسوسه و تردید هم بشود، وعده‌ی الهی هم دل او را آرام نکند، تجربه‌ها باید دل او را آرام کند.

 بنده مکرّر این را عرض میکنم و با همه‌ی وجود اعتقاد به این معنا دارم. اگرچنانچه هیچ وعده‌ای هم به ما داده نشده بود، با این تجربه‌هایی که ملّت ایران از سی‌ چهل سال پیش به این ‌طرف دارد،.

باید یقین میکرد که آینده متعلّق به او است؛ باید یقین میکرد که پیروزی متعلّق به او است. ما کسانی هستیم که در کشورمان یک حکومتی بر سر کار بود .

که همین مغازله و معاشقه‌ای که می­بینید حکّام آمریکا با آن بیچاره‌ها -عقب­‌افتاده‌های فکری و عقلی و همه‌چیز- انجام میدهند، همین مغازله را آن روز با حکومت ایران انجام میدادند؛ خیلی بیشتر، خیلی بهتر.

صریحاً میگفتند «شما ژاندارم ما در خلیج فارس هستید»، به حکومت طاغوت ما این حرف را میزدند.

آنها، هم عقلشان بیشتر از اینها بود، هم توانایی‌هایشان زیاد بود، اتّکائشان هم به این طواغیت، بیشتر از اینها بود و ارتباطاتشان قوی‌تر بود؛

 درعین‌حال که یک چنین حکومتی بر سرِ کار بود، ملّت ایران توانست با قدرت ایمان، با مجاهدت، با فداکاری، این حکومت را علی‌رغم همه‌ی پشتیبانی‌های جهانی‌ای که از او میشد ساقط کند و به جای او چیزی را سرِ پا کند که قدرتهای استکباری طاقت دیدن آن را ندارند؛

یعنی نظام جمهوری اسلامی؛ این یک تجربه. دیگر از این تجربه بهتر؟ وَلاتَهِنوا وَلاتَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنین؛
و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید!

ایمان اگر [حاصل] شد، شما برترید. در راه ایمان قوی باشید، صریح باشید، ثابت‌قدم باشید؛ بنده اصرار دارم که در زمینه‌ی ذکر مبانی اسلامی، آحاد ملّت ایران و مسئولین کشور صریح باشند.

همین آیاتی که این جمعِ خوش‌خوان، اخیراً خواندند؛ قَد کانَت لَکُم أُسوَهٌ حَسَنَهٌ فی إِبراهیمَ وَالَّذینَ مَعَهُ إِذ قالوا لِقَومِهِم إِنّا بُرَآءُ مِنکُم وَمِمّا تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ کَفَرنا بِکُم وَبَدا بَینَنا وَبَینَکُمُ العَداوَهُ وَالبَغضاءُ أَبَدًا حَتّىٰ تُؤمِنوا بِاللَّهِ وَحدَهُ إِلّا قَولَ إِبراهیمَ لِأَبیهِ لَأَستَغفِرَنَّ لَکَ وَما أَملِکُ لَکَ مِنَ اللَّهِ مِن شَیءٍ ۖ رَبَّنا عَلَیکَ تَوَکَّلنا وَإِلَیکَ أَنَبنا وَإِلَیکَ المَصیرُ

برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت، در آن هنگامی که به قوم (مشرک) خود گفتند:

«ما از شما و آنچه غیر از خدا می‌پرستید بیزاریم؛ ما نسبت به شما کافریم؛ و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است؛

 تا آن زمان که به خدای یگانه ایمان بیاورید! -جز آن سخن ابراهیم که به پدرش [= عمویش آزر] گفت (و وعده داد) که برای تو آمرزش طلب می‌کنم،

و در عین حال در برابر خداوند برای تو مالک چیزی نیستم (و اختیاری ندارم)!- پروردگارا! ما بر تو توکّل کردیم و به سوی تو بازگشتیم، و همه فرجامها بسوی تو است!

 این است دیگر؛ با صراحت [میگوید] «کَفَرنا بِکُم». هیچ منافاتی ندارد؛ حالا بعضی‌ها در فکر این هستند .

و دغدغه‌ی این را دارند که خب یک حکومت و یک دولت باید ارتباطات جهانی داشته باشد؛ بنده هم کاملاً معتقدم و تأیید میکنم این گرایش را؛ امّا منافاتی ندارد؛ میتوان با صراحت، مبانی خود و اصول خود را گفت و پیش هم رفت،

توفیق هم پیدا کرد در همه‌ی مسائل گوناگون زندگی، از جمله ارتباطات بین‌المللی؛ میشود این کارها را کرد. وارد بشوند، قدم در میدان بگذارند، به خدا توکّل کنند، خواهند دید که میشود. تجربه‌ها این است دیگر.

آن روز به جمعی که اینجا بودند گفتم،حضرت ابراهیم، پیغمبر با آن عظمت، به خدای متعال میگوید میخواهم زنده شدن مرده‌ها را ببینم؛ خداوند متعال میفرماید:

وَإِذ قالَ إِبراهیمُ رَبِّ أَرِنی کَیفَ تُحیِی المَوتىٰ ۖ قالَ أَوَلَم تُؤمِن ۖ قالَ بَلىٰ وَلٰکِن لِیَطمَئِنَّ قَلبی ۖ قالَ فَخُذ أَربَعَهً مِنَ الطَّیرِ فَصُرهُنَّ إِلَیکَ ثُمَّ اجعَل عَلىٰ کُلِّ جَبَلٍ مِنهُنَّ جُزءًا ثُمَّ ادعُهُنَّ یَأتینَکَ سَعیًا ۚ وَاعلَم أَنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ
ترجمه :
و (به خاطر بیاور) هنگامی را که ابراهیم گفت: «خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟» فرمود:

«مگر ایمان نیاورده‌ای؟!» عرض کرد: «آری، ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.» فرمود: «در این صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب کن!

و آنها را (پس از ذبح کردن،) قطعه قطعه کن (و در هم بیامیز)! سپس بر هر کوهی، قسمتی از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوی تو می‌آیند! و بدان خداوند قادر و حکیم است؛ (هم از ذرات بدن مردگان آگاه است، و هم توانایی بر جمع آنها دارد

لکن برای اینکه دیگر تلاطمی در ذهن من نباشد؛ خاطرم آرام آرام [باشد میخواهم ببینم]. بعد آن‌وقت خدای متعال فرمود خیلی‌خب این کارها را بکن، تا به چشم خودت ببینی که خدای متعال مرده را این‌جوری زنده میکند. خب ما به چشم خودمان دیدیم؛

ما به چشم خودمان دیدیم که یک ملّتی با دست خالی در جنگ تحمیلی پیروز شد؛ یک ملّتی با تازه‌کار بودن در مسائل سیاسی و بین‌المللی، بر توطئه‌های دشمنان پیروز شد؛ یک ملّتی با اینکه در مقابلش یک جبهه‌ی قدرتمند مادّی شکل گرفته که از پشت خنجر میزنند،

 از جلو شمشیر میکشند، هیاهو میکنند، عربده میکشند، فلان میکنند، چهل سال است علیه ما دارند مرتّب توطئه میکنند، چهل سال هم هست مرتّب توطئه‌هایشان خنثی میشود؛ اینها را مگر نمی‌بینیم؟ اینها همان تجربه‌های ما است؛

این تجربه‌ها را در نظر بگیریم و بدانیم که راه پیشرفت قوی، قدرتمندانه، با عزّت و موفّق عبارت است از ارتباط با قرآن؛ مادر همه‌ی این خیرات،

 این کتاب عزیز الهی است که الحمدلله شما با آن آشنا هستید، با آن اُنس دارید، کسانی از شما آن را حافظند، کسانی تالی و قاریند، کسانی مستمعند، کسانی استادند. [پس] اصل کار، این قرآن است.

– وعده های الهی و آرامش قلبی در جنگ تحمیلی  

هشت سال همه‌ی دنیا متّفق شدند علیه ما و با ما جنگیدند؛ این یک واقعیّتی است، همه‌ی دنیا! یعنی آمریکا علیه ما بود در عمل، ناتو علیه ما بود در عمل، شورویِ آن روز علیه ما بود در عمل، مرتجعین منطقه – همین سعودی و کویت و بقیّه – همه علیه ما بودند در عمل!

یعنی همه‌ی آنها علیه ما [در جنگ] شرکت داشتند؛ ما هم یک نهال تازه روییده با تجربه‌های کم، توانستیم بر همه ی اینها فائق بیاییم؛ این  کافی نیست؟

تجربه‌ی ما است؛ این برای « وَإِذ قالَ إِبراهیمُ رَبِّ أَرِنی کَیفَ تُحیِی المَوتىٰ ۖ قالَ أَوَلَم تُؤمِن ۖ قالَ بَلىٰ وَلٰکِن لِیَطمَئِنَّ قَلبی ۖ قالَ فَخُذ أَربَعَهً مِنَ الطَّیرِ فَصُرهُنَّ إِلَیکَ ثُمَّ اجعَل عَلىٰ کُلِّ جَبَلٍ مِنهُنَّ جُزءًا ثُمَّ ادعُهُنَّ یَأتینَکَ سَعیًا ۚ وَاعلَم أَنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ:

و (به خاطر بیاور) هنگامی را که ابراهیم گفت: «خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌ای؟!» عرض کرد:

«آری، ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.» فرمود: «در این صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب کن! و آنها را (پس از ذبح کردن،) قطعه قطعه کن (و در هم بیامیز)!

 سپس بر هر کوهی، قسمتی از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوی تو می‌آیند! و بدان خداوند قادر و حکیم است؛ (هم از ذرات بدن مردگان آگاه است، و هم توانایی بر جمع آنها دارد(۱۳)

این مثل همان زنده شدن مرغهایی است که جناب ابراهیم (علیه السّلام) از خدای متعال خواست، خدا گفت این‌جوری عمل بکن برای اینکه قلبت آرامش پیدا کند.

 این آرامش قلبی را ما باید داشته باشیم؛ هر کسی ندارد، معیوب است؛ یعنی تعبیر بهترش این است که بگوییم معیوب است، اگر خوشبینانه نگاه کنیم باید بگوییم معیوب است؛ [اگر هم] بدبینانه نگاه کنیم، خب جور دیگری باید قضاوت کنیم.

۶- ایستادگی مقابل استکبار وعده ی الهی است

پیروزی «وعده تردید ناپذیر الهی در صورت استمرار مبارزه و تحمل سختی‌ها» است؛ دشمنی با جبهه حق، طبیعت مستکبران است بنابراین نباید از ادامه دشمنی‌ها دچار تعجب شد.

ملّت ایران، با تجربه‌ی چهل‌ساله‌ی خود، در مقاومت و ایستادگی پایدار است. ما این را امتحان کرده‌ایم:

در مقابل دشمن، «عقب‌نشینی» مشوّق دشمن است؛ در مقابل دشمن، «ایستادگی» موجب عقب‌رفت دشمن است.

وَلَوْ قَاتَلَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَلَا نَصِیرًا * سُنَّهَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدِیلًا؛

و اگر کافران (در سرزمین حدیبیّه) با شما پیکار می‌کردند بزودی فرار می‌کردند، سپس ولیّ و یاوری نمی‌یافتند! (۱۶)

این سنّت الهی است که در گذشته نیز بوده است؛ و هرگز برای سنّت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت! (۱۷)

این سنّت الهی است: اگرچنانچه در مقابل ظلم و استبداد و زورگویی و خباثتها و جنایتهای جنایتکارانِ عالم بِایستید، قطعاً مجبور به عقب‌نشینی میشوند؛

 این قرآن کریم است که به‌عنوان یک سنّتِ قطعیِ تاریخ و سنّت الهی از این یاد میکند، و این سنّت ان‌شاءالله عملی خواهد شد.

۷- صبر و استقامت از وعده های الهی است

مثلاً فرض کنید نظام اسلامی با فشارهای شرطی دشمن مواجه میشود؛ مراد ما از فشار شرطی این است که یک فشاری را وارد میکنند، مثلاً تحریم را، بعد میگویند این را برمیداریم .

به شرط اینکه فلان کار انجام بگیرد -این ‌جور نیست که آدم را بکلّی مأیوس کنند؛ میگویند برمیداریم امّا شرطش این است که این کار باید انجام بگیرد؛ این خب خیلی چیز خطرناکی است

، خیلی چیز مهمّی است؛ این شرط‌ها ممکن است که شرط‌های بشدّت گمراه‌کننده و هلاک‌کننده‌ای باشد- در یک چنین وضعی انسان چه ‌کار باید بکنند؟

اینجا انسان متوجّه میشود که علاج این، فَاستَقِم کَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَکَ وَلا تَطغَوا  إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ

پس همان‌گونه که فرمان یافته‌ای، استقامت کن؛ و همچنین کسانی که با تو بسوی خدا آمده‌اند (باید استقامت کنند)! و طغیان نکنید، که خداوند آنچه را انجام می‌دهید می‌بیند!

چون این مسئله، مسئله‌ی عمومی است، مسئله‌ی شخصی که نیست. [مثلاً] در قرآن وجوب صبر، وجوب استقامت برای خود شخص [پیغمبر] هست؛ «وَ لِرَبِّکَ فَاصبِر».و بخاطر پروردگارت شکیبایی کن!

مخاطبِ  پیغمبر است و به مردم ربطی ندارد امّا این [مورد]، ارتباط به مردم دارد: فَاستَقِم کَماٰ اُمِرتَ وَ مَن تابَ مَعَک؛

همه باید استقامت کنید، همه باید بِایستید؛ یعنی یک حرکت جمعیِ صبر و استقامت را از ما میخواهد. پس فهمیدیم که در این قضایا باید این جوری عمل کرد: «فَاستَقِم کَماٰ اُمِرت‌» باید عمل کرد؛

یا « إِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ وَتَواصَوا بِالحَقِّ وَتَواصَوا بِالصَّبرِ: مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نموده‌اند!

 تواصی به صبر، یکدیگر را وادار کردن به ایستادگی و مقاومت و تحمّل و پایداری. خب وقتی یک چنین چیزی پیش می‌آید، برای ما آن مفهوم «فَاستَقِم کَماٰ اُمِرتَ وَ مَن تابَ مَعَک» کاملاً روشن میشود؛

قبل از این، خیلی مفهوم روشنی برای ما ندارد -که خب «وَ مَن تابَ مَعَک» یعنی مردم موظّفند که استقامت کنند- یک امر کلّی است،.

 امّا وقتی یک چنین وضعی پیش می‌آید، انسان میفهمد که یعنی چه. ما امروز با این مسئله مواجهیم.

 مردم ما دچار مشکلاتی هستند که بخشی از آنها ناشی از فشارهای دشمن است و ما میخواهیم مردم در مقابل این [مشکلات] استقامت کنند، بِایستند؛

این یک حرکت عظیم و مهمّی است که خب بحمدالله در کشور ما دارد انجام میگیرد.

۸- راهنمایی و هدایت وعده الهی است

فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ قالَ أَصْحابُ مُوسى‌ إِنَّا لَمُدْرَکُونَ : پس زمانى که دو گروه همدیگر را دیدند، یاران موسى گفتند: (ما به دام افتادیم و) آنان به ما دست خواهند یافت.

قالَ کَلَّا إِنَّ مَعِی رَبِّی سَیَهْدِینِ :موسی گفت: هرگز چنین نیست، که خدا با من است و مرا به یقین راهنمایی خواهد کرد.

«ترائى» به معناى یکدیگر را دیدن و «جمعان» به معناى دو گروه است.شاید آوردن‌ أَصْحابُ مُوسى‌ به جاى بنى‌اسرائیل، رمز آن باشد که حتّى یاران نزدیک موسى از اینکه دریا در جلو و سپاه فرعون در تعقیب آنان هستند، دغدغه‌ها داشتند.

گرچه هر حرکت و قیام و تصمیمى، شناخت و بصیرت لازم دارد، ولى لازم نیست انسان در گام اوّل نسبت به تمام مراحل آگاهى داشته باشد.

چنانکه حضرت موسى تا لحظه‌اى که دریا را در جلو و دشمن را پشت سر خود دید خبر از برنامه نداشت، امّا ایمان به هدایت الهى همواره در او بود. و لذا فرمود: «إِنَّ مَعِی رَبِّی سَیَهْدِینِ»
 
نکته ها:
۱- رهبران آسمانى، در بحران‌ها دلى آرام دارند و مایه‌ى آرامش دیگران نیز هستند. «کَلَّا إِنَّ مَعِی رَبِّی»
 
۲- به وعده‌هاى الهى یقین داشته باشیم. (خداوند در آیه‌ى ۱۵ این سوره به موسى فرمود: «إِنَّا مَعَکُمْ مُسْتَمِعُونَ»، در این آیه موسى به مردم مى‌گوید: خداوند وعده داد و او با ماست). «کَلَّا إِنَّ مَعِی رَبِّی»
 
۳- هنگام برخورد با دشمن، (حتّى زمانى که در یک طرف دریا و در طرف دیگر سپاه دشمن است،)
مأیوس نشوید و به خدا توکّل کنید.
 
۴- پیامبران واسطه‌ى فیض و رحمت خداوند مى‌باشند. (با توجّه به اینکه هدایت پیامبر، واسطه‌اى براى هدایت مردم است)
 
۵- انبیا تحت حمایت ویژه‌ى خداوند هستند.
۶- هدایت از شئون ربوبیّت است.
 
مقام معظم رهبری می فرماید طبق ایه فوق: اگر کسی به تقلید از روحیّه‌های ضعیف بنی‌اسرائیل میگوید که «اِنّا لَمُدرَکون» -حالا به ما میرسند.
 
 و پدر ما را در می‌آورند- ما هم به تقلید از حضرت موسی عرض میکنیم که «کَلّا اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین

۹– خوش بینی از وعده الهی است

رهبر انقلاب فرمودند.اگر ما ملّت ایران به وعده‌ای که خدای متعال داده است خوش‌بین باشیم و مقدّمات آن وعده را فراهم بکنیم، مشکلات برطرف خواهد شد. خدا فرموده است: اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم.

امام رضا علیه‌السلام در حدیثی دربارۀ اهمیت حسن ظن به خدای متعال فرمود:

«أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ، فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ کانَ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَنْ رَضِىَ بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْیَسیرُ مِنَ الْعَمَلِ. وَ مَنْ رَضِىَ بِالْیَسیرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللّهُ دارَ الدُّنْیا وَ دَواءَها وَ أَخْرَجَهُ مِنْها سالِمًا إِلى دارِالسَّلامِ؛

به خداوند خوشبین باش؛ زیرا هر که به خدا خوشبین باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است، و هر که به رزق و روزى اندک خشنود باشد، خداوند به کردار اندک او خشنود باشد،.

 و هر که به اندک از روزى حلال خشنود باشد، بارش سبک و خانواده‌اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنیا و دوایش بینا کند و او را از دنیا به سلامت به دارالسّلامِ بهشت رساند.»

۱۰- صداقت  از وعده الهی است
نخستین ویژگى هر پیامبرى قبل از هر چیز، صداقت در گفتار است؛ چرا که او از سوى خدا خبر مى دهد و اگر اعتماد به صدق او نباشد، هیچ گاه نمى توان بر سخنان او اعتماد نمود.

 لذا قرآن مجید روى این مسأله بارها تکیه کرده است، از جمله در آیه ۴۱ سوره مریم مى فرماید: (در این کتاب، ابراهیم را یاد کن، که او پیامبرى بسیار راستگو بود)؛ «وَ اذْکُرْ فِى الْکِتَابِ اِبْراهیمَ اِنَّهُ کَانَ صِدِّیقَاً نَبِیّاً».

همین توصیف درباره ادریس(علیه السلام)و یوسف(علیه السلام) نیز آمده است. قابل توجّه این که در آیه مورد بحث، توصیف به «صداقت» قبل از توصیف به «نبوّت» است، «صِدِّیقَاً نَبِیّاً».

 این نشان مى دهد که پایه اصلى نبوّت، بر صدق و راستى نهاده شده است؛ مخصوصاً با توجّه به این که «صدّیق» صیغه مبالغه از صدق .

و به معناى کسى است که بسیار راستگو باشد یا کسى که هرگز دروغ نمى گوید و اعمالش، سخنان او را تصدیق مى نماید.

 بنابراین زمینه شایستگى براى پذیرش نبوّت که در همه حاملان وحى الهى وجود داشته، همین «صدق و راستگویى کامل» است که فرمان خدا را بى کم و کاست به بندگان برساند.

البتّه مردم مى توانند با توجّه به سابقه زندگى پیامبر به وجود این ویژگى در او پى برند.

همان گونه که مردم مصر، یوسف(علیه السلام) را به عنوان «صدّیق» شناخته بودند و به او چنین خطاب مى کردند: «یُوسُفُ اَیُّهَا الصِّدِّیِقُ»؛ (یوسف! اى بسیار راستگو!…).

۱۱- نصرت الهی یکی از وعده های الهی

اگر شما دین خدا را نصرت کنید و انگیزه‌های الهی را تقویت کنید، قطعاً خدای متعال شما را نصرت خواهد کرد؛ کسی را هم که خدای متعال نصرت بکند، هیچ موجودی در عالم نمیتواند او را تضعیف بکند؛ روزبه‌روز قوی‌تر و پیروزتر خواهد شد.

سنّت یعنی قانون، قاعده؛ خدای متعال در عالم طبیعت، در عالم انسان قواعدی دارد، قوانینی دارد… یکی از این قوانین این است: لَیَنصُرَنَّ اللَهُ مَن یَنصُرُه؛

 هر کسی که خدا را نصرت کند، خدا او را نصرت میکند؛ لَیَنصُرَنَّ الله ــ با چند علامت تأکید ــ یا

«اِن تَنصُرُوا اللَهَ یَنصُرکُم»؛ این سنّت الهی است. اگر طریقی که شما دارید میروید، کاری که شما دارید میکنید،.

 جهت‌گیری شما، نصرت خدا [باشد] ــ نصرت خدا یعنی نصرت دین خدا، یعنی نصرت ارزشهای الهی؛ یعنی این ــ اگر در این جهت حرکت بکنید، پیروز خواهید شد، خدا شما را کمک خواهد کرد

 البتّه به شرطی که حرکت کنید، عمل کنید، نه اینکه [فقط] بگویید؛ عمل کنید. این یک سنّت الهی است.


وقتی خدای متعال صریحاً به ما وعده میدهد که «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم»، «وَ لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه»،

وقتی اینجور خدای متعال با صراحت، با تأکید به ما وعده میدهد که اگر شما از دین او حمایت کردید، از راه خدا پیروی کردید و آن را نصرت کردید،.

 خدا شما را نصرت خواهد داد، ما باید به این وعده اعتماد داشته باشیم، باید همین‌جور عمل بکنیم.

۱۲- ایستادگی و رهبری مقتدر در وعده های الهی

ایستادگی امام خمینی(ره), استقامت ملت‌ها, امینان به وعده الهی, بصیرت امام خمینی(ره) هرجا ملّتها حرکت کنند، ایستادگی کنند، صبر و مقاومت نشان بدهند، پیروزی قطعی است؛ همه‌جا همین‌جور است.

اشکال کار مبارزاتی که به شکست می‌انجامد، این است که یا ملّتها طاقت ندارند و ایستادگی نمیکنند، یا رهبرانی که بتوانند اینها را درست اداره کنند ندارند.

ما در زمان این سالهای اخیر دیدیم جاهایی را که ملّتها حرکت کردند، عزم و اراده‌ی خودشان را نشان دادند، به نتایجی هم رسیدند؛

 [امّا] رهبرانی که بتوانند اینها را درست اداره کنند، هدف را درست تشخیص بدهند، راه را در مقابل مردم درست ترسیم کنند، وجود نداشتند، [لذا] شکست خوردند؛ این را در همین سالهای اخیر همه‌ی شماها دیدید؛ من نمیخواهم اسم از کشوری و جایی بیاورم.

ملّت ایران راه را درست رفت، حرکت را درست انجام داد؛ رهبری مقتدر، آگاه، مصمّم و دارای توکّل به خدا، اتّکاء به خدا، اتّکاء به وعده‌ی الهی که یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت أَقدامَکُم
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گامهایتان را استوار می‌دارد.

موجب شد که این ملّت بتواند به پیروزی برسد و حکومت تحمیلی وابسته‌ی سیاهِ خاندان پهلوی و حکومت پادشاهی مشئوم و ننگ‌آلود -که برای هر کشوری حکومت پادشاهی مایه‌ی ننگ است در منطق صحیح انسانی- در ایران از بین رفت و تمام شد؛ مردم شدند صاحب اختیار.

۱۳- حسن ظن از وعده های الهی

اینکه خدا میگوید «إِنَّ اللهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا» – اگر من و شما تقوا داشته باشیم خدا با ما است- این معیّت الهی و با ما بودنِ خدا، معنایش این است که میتوان دو نفر آدم تنهایِ دست خالی را فرستاد به جنگ یک فرعون.


.َلظّآنّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوء؛ اینکه واقعاً انسان وعده‌ی خدا را غیر قابل تحقّق بداند، بدترین سوءظنّ به خدای متعال است که خدای متعال در سوره‌ی مبارکه‌ی انّافتحنا، آن کسانی را که این‌جور حرکت میکنند مورد غضب خود دانسته است.

۱۴- یقین به وعده الهی در امام خمینی

سه باور در امام بزرگوار ما وجود داشت، که همین سه باور به او قاطعیت میداد، شجاعت میداد و استقامت میداد:

باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود. این سه باور، در وجود امام، در تصمیم امام، در همه‌ی حرکتهای امام، خود را به معنای واقعی کلمه نشان داد.

در باور به خدا، امام مصداق این آیه‌ی شریفه بود: الَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم إیمانًا وَقالوا حَسبُنَا اللَّهُ وَنِعمَ الوَکیلُ

اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [= لشکر دشمن] برای (حمله به) شما اجتماع کرده‌اند؛ از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.

 «حسبنا الله و نعم الوکیل» را امام با همه‌ی وجود ادا میکرد و از بن دندان به آن معتقد بود. امام به خدای متعال اعتماد داشت، به وعده‌ی الهی یقین داشت، برای خدا حرکت کرد و کار کرد و حرف زد و اقدام کرد و میدانست که :

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت أَقدامَکُم :ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گامهایتان را استوار می‌دارد. 

پس اینها (همه وعده‌ی الهی است) و حتمی و تخلف‌ناپذیر است.

۱۵- اطمینان و اعتماد به وعده الهی

ما احتیاج داریم به اطمینان به خدای متعال، وثوق به خدا، اطمینان به وعده‌های الهی.

درس بزرگ امام عزیز ما به ما و به همه‌ی ملت این بود که به نیروی خودتان ایمان داشته باشید و به خدای متعال و وعده‌ی الهی اطمینان داشته باشید.

نتیجه:

تبعیت از وعده الهی امام امت حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، ضد حکام ظالم قیام کرد و نتیجه پیروزی حق بر باطل بود.

 امام امت نیز همانند پیامبر گرامی اسلام، میان امت مسلمان وحدت کامل و اخوت ایجاد فرمود. در اثر این اتحاد توانست نظام شاهنشاهی را ساقط کند و یک نظام جمهوری اسلامی تأسیس فرماید.

 همان طور که پیامبر گرامی در جنگ ها به وعده الهی ایمان کامل داشت و به دستورات خدا عمل کرد، امام امت نیز در دوره معاصر بر اساس وعده الهی در نهضت اسلامی به پیروزی رسید.

در جای دیگر که امام امت به همین وعده عمل کرد در جنگ تحمیلی بود. در جنگ تحمیلی که تمام دشمنان با هم علیه کشور ما متحد شدند، جنگ نابرابری در مقابل ایران صورت گرفت.

جنگ هشت سال طول کشید، اما با وحدت و برادری و اخوت بین امت اسلامی توانستند مقاومت کنند تا دشمن را شکست بدهند و نظام جمهوری اسلامی را حفظ کنند.

الان هم مقام معظم رهبری دامت برکاته به تبع از امام امت از همین وعده الهی تبعیت می کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با وعده الهی در جنگ ها به پیروزی رسید. امام امت و رهبری نیز با همین وعده و تبعیت از آن پیروز شدند.

Visits: 46

  • نویسنده : قربان منتظمی