پایگاه خبری شباویز / در بررسیِ روندِ تکوینِ هویتهای ملی و مذهبی، همزمانیِ برخی رویدادها، فراتر از یک تقارنِ زمانی ساده، حاویِ پیامهایی بنیادین در لایههای عمیقِ تاریخ و حقوق است. امروز که تقویم، بر دو نقطهٔ مفصلِ تاریخی و معنوی ایستاده است، لازم است از منظرِ تحلیلِ استراتژیک، بر پیوند میان «استقلالِ سیاسی» و «پایداریِ فکری» تأمل نماییم.
در نگاه نخست، سالروز سوم خرداد، یادآورِ صیانت از حاکمیت و اقتدارِ ملی در برابرِ تلاطمهای سیاسی و توطههایِ فراملی است. این رویداد، تجلیِ ارادهیِ جمعی در مسیرِ حفظِ مصلحتِ عالیه و صیانت از مرزهایِ جغرافیایی و سیاسیِ کشور است؛ امری که در چارچوبهای حقوقی و بینالمللی، حقِ ذاتیِ هر ملتِ مقتدر برای بقا و استقلال محسوب میگردد. سوم خرداد، در واقع، مانیفستِ هوشیاریِ ملی در برابرِ هرگونه تعرض به حاکمیتِ کشور است.
در نگاه دوم، شهادتِ امام محمد باقر (ع)، تذکری است بر ضرورتِ تثبیتِ زیربناهایِ تمدنی از طریقِ «علم» و «بصیرت». ایشان در برههای که اسلام با چالشهایِ بنیادینِ فکری و انحرافاتِ کلامی مواجه بود، با اتکا به دانشِ استدلالی و تدبیرِ حکیمانه، قواعدِ فکریِ این دین را بازسازی نمودند. میراثِ ایشان، نه تنها یک میراثِ مذهبی، بلکه یک نظامِ معرفتی است که نشان میدهد صیانت از ارزشها، بدونِ سلاحِ دانش و استدلال، امکانپذیر نخواهد بود.
با نگاهی به بافتِ اجتماعی و تاریخیِ مناطقی نظیر شهرِ اصیلِ ساوه، که همواره در جریانِ تاریخِ ایران، نقشِ مؤثری در حفظِ پیوندهایِ ملی و مذهبی داشته است، درمییابیم که گذار از بحرانها، مستلزمِ تلفیقِ این دو رکن است: «صلابت در حراست از حاکمیت ملی» و «استواری در استناد به حقایقِ علمی و معنوی».
در نهایت، میتوان نتیجه گرفت که برای دستیابی به جایگاهی مقتدر در جهانِ معاصر، صیانت از حاکمیتِ ملی (همچون درسِ سوم خرداد) و همگام با آن، تجهیز شدن به بصیرتِ معرفتی و علمی (همچون میراثِ امام باقر علیهالسلام)، ضرورتی انکارناپذیر و یک وظیفهیِ حقوقی و اجتماعی است. تنها از این طریق است که میتوان توازنی پایدار میان «قدرتِ سیاسی» و «شکوهِ تمدنی» برقرار ساخت.
حسین فلاحتی
بازدیدها: 5




