آیا حضرت مسیح بعد از ظهور امام زمان (عج) پشت سر امام نماز می خواند ؟
آیا حضرت مسیح بعد از ظهور امام زمان (عج) پشت سر امام نماز می خواند ؟
در زمان ظهور حضرت مهدی(عج) حضرت، مسیح (ع) نزول خواهند کرد و در رکاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم الاوصیاء بودن آن بزرگوار است . در این مقاله ابتدا به این سوال که آیا حضرت مسیح بعد از ظهور امام زمان (عج) پشت سر امام نماز می خواند؟پاسخ می دهیم و در ادامه به مفهوم سه واژه نبوت، رسالت و امامت و ادله افضلیت امامت بر نبوت و سرنوشت حضرت عیسی مسیح اشاره خواهیم کرد.

با مراجعه به روایات نام بعضی از پیامبران الهی را می توان یافت که در حکومت مهدی (عج) حضور خواهند داشت و آن حضرت را یای خواهند کرد.

مهم ترین آنان حضرت عیسی است. در روایتی علاوه بر ایشان، نام حضرت ادریس، خضر و الیاس نیز آمده است که در کنار امام مهدی (عج) حضور دارند (۱).

در روایات ما آمده است :حضرت عیسى(ع) پس از ظهور امام مهدی از آسمان نزول می کند و پشت سر امام زمان نماز مى‏خواند و با آن حضرت بیعت مى‏کند

مثلاً از امیرالمؤمنین روایت است که : حضرت مهدی داخل بیت المقدس می شود و نماز جماعت به امامت او برگزار می شود .

پس در یک روز جمعه که نماز جمعه در آن برقرار شده حضرت عیسی (ع) از آسمان نازل می شود در حالی که خوش صورت و زیباست، شبیه ترین بندگان خدای عز و جل به ابراهیم خلیل الرحمان (ع) است .

در این حال حضرت مهدی (عج) به طرف او بر می گردد و عیسی (ع) را می بیند. پس حضرت مهدی به عیسی (ع) می گوید ای پسر بتول (مریم) امامت مردم کن . در نماز ، عیسی می گوید برای شما امامت نماز برقرار شده است .

پس حضرت مهدی (عج) جلو می ایستند و امامت مردم می کند و عیسی پشت سرش می ایستد و با حضرت مهدی (عج) بیعت می کند و … » .

و در روایت آمده که آن بزرگوار به حضرت مسیح (ع) احترام نموده و مسیح (ع) گوید، کسی را نرسد که بر ائمه اهل البیت (ع) تقدم بجوید و حق تقدم با شماست .(۲)کتاب منتخب الاثر ۲۵ حدیث در این رابطه نقل نموده است.

طبق روایات وارده پس از ظهور حضرت حجت (عج) حضرت عیسی (ع) به اذن خداوند به زمین نزول خواهد کرد و در حضور همگان به عنوان یکی از یاران حضرت قائم (عج) پشت سر او به نماز خواهد ایستاد.

چنان که در روایتی از پیامبر اکرم (ص) آمده است:

“سوگند به آن کسی که مرا مژده آور راستین قرار داد، اگر از عمر جهان، جز یک روز نمانده باشد، خداوند همان یک روز را آن قدر طولانی می کند، تا فرزندم مهدی خروج کند.

پس از خروج او، عیسای روح الله فرود می آید و در پشت سر وی نماز می گزارد، آن گاه زمین با فروغ پروردگار خویش روشن می شود و حکومت مهدی به شرق و غرب گیتی می رسد”. 

از آن جا که در این دوران عده بسیار زیادی از مردم را پیروان حضرت عیسی (ع) تشکیل می دهند و ایشان، آن حضرت را به عنوان منجی و مصلح جهانی می دانند با دیدن این صحنه و به پیروی از پیامبر خود به حضرت مهدی (عج) علاقه مند شده و به حضرتش گرایش و ایمان می آورند و این مطلب، خود یکی از اسباب پیروزی آن حضرت، در این حرکت و قیام عظیم جهانی او است

و در بحارالانوار از جابر نقل شده

که امام عصر (عج) به حضرت عیسی (ع) می‌گوید:

بیایید بر ما امامت کنید. (۳)

و حضرت عیسی (ع) می‌گوید:

بعضی از شما بر بعضی دیگر امارت دارد و این عنایت خداوند نسبت به این امت است.

آنگاه می‌گوید این حدیث صحیح و نیکو است که بزرگان نقل نموده اند و دلالت دارد بر اینکه مهدی (عج) به جز عیسی (ع) است و این به معنی تسلیم مسیحیت و یهودیت در برابر اسلام و در برابر قرآن و آل البیت (ع) خواهد بود.

چیزی که آن را در طول چهارده قرن گذشته کمتر پذیرفته اند. و همواره در برابر اسلام با جنگ‌های صلیبی و صهیونیستی و تهمت‌ها و نسبت‌های ناروا و جنگ روانی و تبلیغاتی و عملیات تخریبی تلاش کرده اند تا مانع گسترش و نفوذ آن در جهان بشوند.

و البته این ظلم بزرگی است که نسبت به بشریت و ارزش‌های الهی و ادیان الهی و حضرت مسیح (ع) و حضرت موسی کلیم (ع) و پیروان راستین این دو دین و پیامبر بزرگ الهی روا داشته اند.

از طرف دیگر درجای خود ثابت شده است که مقام امامت از مقام نبوت برتر است و ائمه اطهار (ع) مقامی فراتر از دیگر انبیاء (غیر از پیامبر خاتم (ص) ) دارند.

در روایتی از امام صادق (ع) وارد شده است که فرمود هیچ پیامبری نیامده و مبعوث نشده مگر به معرفت ما ائمه و تفضیل و برتری دادن ما به غیر ما .

 آیا مقام امامت از مقام رسالت بالاتر است؟

نخست مفهوم سه واژه نبوت، رسالت و امامت را بیان نموده تا وجه برتری امامت از رسالت روشن شود.

۱ – مقام نبوت:

نبی از نبأ و به معنای خبر مهم است، بنابراین نبی به حامل خبر بزرگ و یا خبر دهنده از آن می باشد نبی در زبان فارسی همان پیامبر است .

و در فرهنگ قرآن به انسانی می گویند که وحی الهی را از خداوند، با روشهای گوناگون می گیرد و گزارشگری است که بدون وساطت بشری دیگر از جانب خدا خبر می دهد.

«انه مؤد من الله بلا واسطه من البشر»، نبی کسی است که بدون وساطت انسان دیگر، وحی خدا را برای مردم بازگو کند.

بر این اساس قرآن می فرماید: «فَبَعَثَ اللهُ النَّبیّینَ مُبَشّرینَ و مُنْذرین»، خداوند پیامبران را به عنوان مژده آورندگان و بیم دهندگان برانگیخت.

۲ ـ مقام رسالت:

رسول بر پیامبرانی اطلاق می شود که علاوه بر اخذ وحی و خبر دادن از جانب خدا، مسؤولیت ابلاغ رسالتی الهی را از جانب خدا بر دوش دارند و مأموریت دارند که آن رسالت را به مردم برسانند.

لذا قرآن می فرماید: «فان تولیتم فاعلموا انما علی رسولنا البلاغ المبین» اگر روی برتافتید، بدانید که که فرستاده ما، جز ابلاغ روشن و رسالت، مأموریتی ندارد.

بنابراین پیامبران از آن جهت که گیرندگان وحی الهی و حاملان خبر هستند، نبی نیز می باشند و از آن نظر که وظیفه ای را به عنوان ابلاغ رسالت بر عهده می گیرند، رسول نامیده می شوند.

۳ ـ مقام امامت:

امامت از نظر قرآن، غیر از دو مقام یاد شده و توأم با اختیارات و تصرفاتی گسترده تر در راستای مدیریت و رهبری جامعه و پیشوایی مردم می باشد.

ادله افضلیت امامت بر نبوت،

دلیل اول: آیه ابتلاء ابراهیم(علیه السلام)

قرآن کریم می فرماید: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً»؛ هنگامى که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم‏(۴)

ذبح اسماعیل، آتش نمرود و حوادث مشابه آن از بارزترین مصادیق این آزمون هایی است که قرآن کریم میفرماید خداوند ابراهیم(علیه السلام) را با آنها مبتلا فرموده که همگی در دوران نبوت او اتفاق افتاده اند، بنابراین نمی توان گفت مقصود از «امامت» در این آیه شریفه همان نبوت است.

پس ابراهیم که مقام نبوت را داشته است، با سربلند بیرون آمدن از این آزمون ها به مقام امامت نائل آمده است، و این نشان می دهد مقام امامت مقامی بالاتر از نبوت است.(۵)

دلیل دوم: آیه مباهله

قرآن کریم می فرماید: «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکمُ‏ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتهَلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْکَذِبِین‏«(۶)

هر گاه بعد از علم و دانشى که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم‏

روایات شیعه به وفور، و منابع اهل سنت نیز با اسناد معتبر روایت نموده اند که فقط علی(سلام الله علیه) و فاطمه(سلام الله علیها) وحسنین(سلام الله علیهما) با پیامبر(صلی الله علیه و آله) همراه بوده‌اند.(۷)

طبیعتا از اینکه علی نفس پیامبر است معنای حقیقی نمی تواند مراد باشد پس معنای مجازی مورد نظر است و آن این است که علی نفس و جان پیامبر(صلی الله علیه و آله) بوده و در خصوصیاتش در تراز با اوست.

الا خصوصیاتی که دلیلی دیگر آن را از تحت این عام خارج نماید مانند نبوت؛ اما باقی خصوصیات و کمالات و … به مقتضای آیه شریفه باقی می ماند و از خصوصیات پیامبر عصمت است و أفضلیت وأولی بالمومنین من أنفسهم و این برای علی هم اثبات می شود(۸)

این معنا را احادیثی مانند «أنت منی بمنزله هارون من موسی إلا أنه لا نبی بعدی» که علاوه بر منابع شیعه در صحیحین اهل سنت نیز آمده تقویت می کنند.(۹)

در این روایت که در بسیاری از منابع اهل سنت آمده است، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) جز نبوت چیزی را استثناء نکرده است.

دلیل سوم: ائمه(علیهم السلام) آگاه از جمیع علوم انبیاء

در کتاب کافی بابی وجود دارد تحت عنوان اینکه ائمه(علیهم السلام) از تمامی علوم ملائکه و انبیاء آگاه هستند که برخی از این روایات سندشان صحیح است، بنده به عنوان نمونه به یک مورد اشاره می کنم،امام باقر(علیه السلام) می فرمایند:
«إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَیْنِ عِلْمٌ لَا یَعْلَمُهُ إِلَّا هُوَ وَ عِلْمٌ عَلَّمَهُ مَلَائِکَتَهُ وَ رُسُلَهُ فَمَا عَلَّمَهُ مَلَائِکَتَهُ وَ رُسُلَهُ ع فَنَحْنُ نَعْلَمُه‏»؛

به درستی که خداوند دارای دو علم است، علمی که جز او کسی از آن آگاه نیست، و علمی که ملائکه و پیامبرانش را از آن آگاه کرده است، پس هر آنچه که ملائکه و پیامبران را از آن آگاه کرده، پس ما هم بدان علم داریم.(۱۰)

خب این هم نشان میدهد آنچه انبیاء همگی با هم دارند را ائمه(علیهم السلام) یک جا دارند، به تعبیری: آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری.

البته به لحاظ تحلیل عقلی هم روشن است، ما اگر امامت را قبول داشته باشیم، طبیعتا باید بدانیم که ائمه(علیهم السلام) آگاه به جمیع مراتب اسلام و کتاب آسمانی آن هستند.

و از آنجا که قرآن مهیمن سایر کتب آسمانی بوده و بر آنها احاطه دارد، عالم به قرآن کریم، به تمام کتب انبیاء پیشین علم دارد به همین خاطر قرآن کریم در مدح امیرالمومنین(علیه السلام) تعبیر «من عنده علم الکتاب» را به کار می برد.(۱۱)(۱۲)

دلیل چهارم: اقتدا کردن عیسی(علیه السلام) به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

اقتدا نمودن عیسی(علیه السلام) به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) در نماز نیز از مطالبی است که در منابع روایی شیعه و اهل سنت آمده است

پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده اند:
«لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فِیهِ وَلَدِیَ الْمَهْدِیُّ فَیَنْزِلَ رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ فَیُصَلِّیَ خَلْفَه‏»؛

اگر از دنی جز یک روز باقی نمانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولانی خواهد نمود تا پسرم مهدی(ع) ظهور کند، پس عیسی روح الله نیز نزول کرده و پشت سر او نماز می گذارد.(۱۳)

فارغ از روایات متعددی که در این باره در منابع مختلف شیعه آمده است،(۱۴) در منابع معتبر اهل سنت نیز به این مطلب اشاره شده است، به عنوان نمونه پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید:

«کَیْفَ أَنْتُمْ إِذَا نَزَلَ ابْنُ مَرْیَمَ فِیکُمْ، وَإِمَامُکُمْ مِنْکُمْ؟»؛ چگونه هستید هنگامی که عیسی(علیه السلام) در میان شما نزول نماید و امامتان از شما باشد؟(۱۵)

در هر صورت تعدد روایات در این رابطه به گونه ای است‌که إبن حجر مکی که از علمای اهل سنت است در این مورد ادعای تواتر نموده است.(۱۶)

دلالت این روایات هم که به قدری روشن است که بی نیاز از توضیح است، اقتدای عیسی(علیه السلام) به امام زمان(عجل الله تعالی) به خوبی گویای افضلیت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) است.

سرنوشت حضرت عیسی مسیح

زندگی و بالا برده شدن عیسی مسیح و غیبت او از اسرار الهی است . شاید یکی از حکمت های آن همین همراهی او با امام مهدی است تا به تبعیت از او، مسیحیان نیز به اما زمان بپیوندند و با ایشان مخالفت نکنند .

درباره زنده بودن حضرت عیسى؛ قرآن مى‏فرماید: «آنها هرگز مسیح را نکشتند و نه به دار آویختند؛ لیکن امر بر آنان مشتبه شد و کسانى که درباره او اختلاف کردند قطعا در مورد آن دچار شک شده ‏اند.

و هیچ یک علمى بدان ندارند جز آن که از گمان پیروى مى‏کنند و یقینا او را نکشتند؛ بلکه خدا او را به سوى خود بالا برد و خدا توانا و حکیم است. و از اهل کتاب کسى نیست مگر آنکه پیش از مرگ او به او ایمان مى‏آورد»(۱۷)

قسمت اولیه این آیات دلالت بر بالا بردن حضرت به سوى آسمان دارد و قسمت اخیر ـ طبق این تفسیر که ضمیر «موته» (قبل از مرگ) راجع به حضرت عیسى باشد دلالت بر زنده بودن آن حضرت مى‏کند.

البته قسمت اخیر آیه، دو معنا شده است:

یکم:
قبل از مرگ اهل کتاب، پرده ‏ها از جلوى چشمان آنان کنار مى‏رود و حقایق را مى‏بینند پس منکران حضرت عیسى به او ایمان مى ‏آورند و مسیحیانى که او را خدا مى‏ پنداشتند، به اشتباه خود پى ‏مى‏ برند.

دوم:
اهل کتاب به حضرت مسیح(ع) ایمان مى ‏آورند و منکران او، نبوتش را قبول مى‏کنند و مسیحیان دست از ادعاى الوهیت مسیح و انکار پیامبر آخرالزمان برمى‏ دارند.

و این ـ هنگامى است که مسیح، طبق روایات اسلامى در موقع ظهور حضرت مهدى برمى‏  دارند از آسمان فرود مى‏آید و پشت سر حضرت مهدى نماز مى‏گزارد. یهود و نصارا نیز او را مى‏بینند و به حضرت مهدى(عج) ایمان مى‏آورند. روایاتى در علایم ظهور حضرت آمده که این موضوع را تأیید مى‏کنند.

حضرت عیسی وزیر و مددکار امام زمان در کارها بوده و به عنوان قاضی دادگر و فرمانده سپاه حق به اصلاح امور خواهد پرداخت .

نتیجه:
با توجه به مطالب مقاله فوق چند نکته قابل توجه می باشد.

الف:با ادله قرانی ثابت کردیم که مقام امامت بر نبوت ارجحیت دارد.{غیر از رسول اکرم (ص)}.

ب:وقتی ارجحیت مقام امامت ثابت شد پس نماز حضرت عیسی به همراه امام زمان(عج) ثابت می شود.

ج:در روایات هم اشاره شده است که خلقت پیامبران همراه با اعتراف انها به ارجحیت مقام امامت ائمه دوازده معصوم  علیهم السلام بوده است.

Visits: 6

  • منبع خبر : 1.کافی ج1 ص 242-247 ؛کشف الحق ص 186 2. صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، ص ۲۹۰ به بعد. 3. تعال صلّ بنا، فیقول الا إنّ بعضکم علی بعض امراّ تکرمه الله تعالی هذه الامة. 4. بقره:124/2. 5. ربانی گلپایگانی، علی، امامت در بینش اسلامی، موسسه بوستان کتاب، قم، چاپ سوم، 1390ش، ص37. 6. آل عمران-61/3. 7. مسلم بن الحجاج نیشابوری، صحیح مسلم، تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی، نشر دار إحیاء التراث العربی، بیروت ، ج4، ص1871؛ مسند، أحمد بن محمد بن حنبل، تحقیق شعیب الأرنؤوط - عادل مرشد، ودیگران، نشر مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ اول، 1421ق-2001م، ج3، ص160 8. حسینی میلانی، سید علی، محاضرات فی الاعتقادات، مرکز الابحاث العقائدیه، قم، چاپ اول، 1421، ج1 ص44. 9. محمد بن إسماعیل بخاری، صحیح بخاری، تحقیق محمد زهیر بن ناصر الناصر، نشر دار طوق النجاة، دمشق، چاپ اول، 1422ق، ج6،ص3؛ صحیح مسلم، ج4، ص1870. 10. کلینی، محمد، الکافی، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج1، ص256، ح4. 11. رعد:43/13. 12. در روایات متعددی علی بن ابیطالب(علیه السلام) و ائمه پس از ایشان مصداق «من عنده علم الکتاب» بیان شده، به عنوان نمونه امام باقر(علیه السلام) در تفسیر این آیه شریفه می فرمایند: «إِیَّانَا عَنَى وَ عَلِیٌّ أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَیْرُنَا بَعْدَ النَّبِی‏»؛ مراد ما هستیم، و علی(علیه السلام) اول ما و افضل ما و برترین ما بعد از نبی(صلی الله علیه و آله) است.(الکافی، ج1، ص229) همچنین در روایت متعددی در منابع اهل سنت نیز به این مسئله اشاره شده است؛ ر.ک: قرطبی، محمد بن احمد، تفسیر قرطبی(الجامع لأحکام القرآن)، انتشارات ناصر خسرو، تهران‏، چاپ اول، 1364 ش، ج10، ص336؛ ثعلبى نیشابورى، احمد بن ابراهیم‏،تفسیر ثعلبی(الکشف و البیان)، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت، چاپ اول، 1422ق، ج5، ص303؛ حسکانى، عبید الله بن احمد، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، تحقیق محمد باقر محمودى‏، وزارت ارشاد اسلامی، تهران، چاپ اول، 1411ق، ج1، ص400. 13.صدوق، محمد بن علی بابویه، کمال الدین، اسلامیه‏، تهران، چاپ دوم، 1395ق، ج1، ص280. 14. ر.ک: کمال الدین، ج1، ص332؛ صدوق، محمد بن علی، الخصال، نشر جامعه مدرسین‏، قم، چاپ اول، 1362ش، ج1، ص320؛ کلینی، الکافی، ج8، ص49و50. 15. صحیح بخاری، ج4، ص168؛ صحیح مسلم، ج1، ص136. 16. احمد بن حجر هیتمی مکی، الصواعق المحرقه، مکتبة الحقیقه، استانبول، 1424 ق ، ص233. 17.(نساء (4)، آیات 157 ـ 159). 18.(بحارالانوار، ج 2، صص 181 و 191 و 192)