به گزارش پایگاه خبری شباویز،شهید مهدی قاضیخانی متولد ۲۸ آبان سال ۱۳۶۴ در روستای حیدر قاضیخان همدان بود
همسرم شغلش آزاد بود در کار ضایعات فعالیت میکرد. به اندازه خودمان درآمد خوبی داشتیم و زندگی آرامی را میگذراندیم. آقا مهدی همیشه وجود بچه ها را باعث برکت زندگیمان می دانست، میگفت این سه تا بچه برای زندگی ما خیر و برکت آورده اند.
برای این حرفش هم دلیل داشت، ما تا قبل از تولد بچه ها هیچ وسیله نقلیه ای نداشتیم. اما وقتی که محمدمتین به دنیا آمد نیسان خریدیم، وقتی نهال به دنیا آمد پراید خریدیم و محمدیاسین که به دنیا آمد زمین کشاورزی خریدیم و مهدی میگفت همه اینها از برکت حضور بچه هاست.
مهدی همیشه به فکر شهادت بود، وقتی از ماجرای سوریه مطلع شد، انگیزهاش برای رفتن بیشتر شد. با اینکه سال۹۴ اعزام شد اما از سه سال قبلتر، در تکاپوی رفتن بود و قسمتاش نمیشد.
هربار یک مانعی سرراهش پیش میآمد. اما این اواخر ،انگار خداوند واقعا او را طلبید و عاشق شد که با خودش برد تا شهید شود. من مطمئنم این اتفاق افتاد تا راه بالاخره برای مهدی باز شد. مهدی وقتی دید که از هردری می زند برای اعزام انتخاب نمیشود، رفت همان راهی را امتحان کرد که رزمندههای دفاع مقدس انجام میدادند. مثل همان ها که شناسنامه شان را برای اعزام دستکاری میکردند، مهدی هم شناسنامهاش را دستکاری کرد و سه تا بچه را کرد یک بچه تا اعزام شود.
در وصیت نامه شان نوشته اند میخواستند نشان بدهند که این فرمایش امام حسین(ع) که ما در دفاع از اسلام از جان و مال و همسر و فرزندانمان میگذریم، هنوز هم بعد از ۱۴۰۰ سال طرفدار دارد.
مهرماه ۹۴ اعزام شدند و قرار بود ۲۲ آذر یعنی ۵ روز بعد از شهادتش دوره ماموریت اش تمام شود و به خانه برگردد. که به من خبرداده بود و من با چه ذوق و شوقی خانه را مرتب کردم تا برای آمدن ایشان آماده باشیم.
بازدیدها: 13





