تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۳/۲۳ ۱۵:۵۱ |
کد خبر: ۳۹۸۵۸۰

الگوی تجربه شده‌ای که دیگر جواب نمی‌دهد

«نفس» کاراکترهای کاملی ندارد

منتقد تلویزیون گفت:‌ سریال «نفس» به کارگردانی جلیل سامان نتوانست پتانسیل سابق را به نمایش بگذارد. ما الگوی این سریال را در سریال «پروانه» که آن هم جلیل سامان ساخته بود داشتیم و این الگوی تجربه شده دیگر جواب نمی‌دهد.

به گزارش شباویز به نقل از فارس ،حسین سلطان محمدی منتقد تلویزیون و سینما درباره سریال‌های ماه رمضان امسال گفت: طبیعی است که بر اساس تجربه می‌دانیم که شبکه سه سیما شبکه پرمخاطب تلویزیون است و سریال‌هایی خاص پخش می‌کند. اما سریال «نفس» به کارگردانی جلیل سامان نتوانست پتانسیل سابق را به نمایش بگذارد. ما الگوی این سریال را در سریال «پروانه» که آن هم جلیل سامان ساخته بود داشتیم. آنجا هم کاراکتر خانم (با بازی سارا بهرامی) پیوندی با ساواک داشت و از طرفی با یک چریک آشنا شده بود که در آنجا پدرش ساواکی بود و در اینجا نامزد ناهید (ساناز سعیدی) ساواکی است. در هر دو اینها یک کاراکتر زن داریم و یک پیوند اولیه با کاراکتری داریم که با رژیم گذشته مرتبط است. حالا در پروانه به بهانه دزدی به خانه پروانه رفتند اما در نفس به بهانه دزدیدن پاسپورت به آژانس هواپیمایی رفتند که ناهید در آنجا کار می‌کرد و یعنی الگوی تجربه شده‌ای را در هر دو می‌بینیم و با این اوصاف مخاطب منتظر کنش و واکنش جدیدی از این داستان آشنا را دارد که متاسفانه اینطور نیست و سریال به کندی ‌و آرامی جلو می‌رود. ما مدام علت را می‌بینیم و خبری از معلول نیست و پیش زمینه روایت نداریم.

وی ادامه داد: کاراکترهای این سریال جواب نمی‌دهند، برای مثال ناهید به یکباره می‌فهمد مادرش چطور از دنیا رفته است و مدام از این موضوع ناراحت است که اگر زودتر واقعیت را می‌فهمیدم زندگیم تغییر می‌کرد، منظورش چه تغییری است؟! که مخاطب نمی‌تواند آن را حدس بزند. دختری که در تصوراتش پدرش بازنشسته نظامی است و این پدر وابستگی به آن زمان و رژیم دارد، اما در قسمت‌های بعد می‌بینیم که او در تظاهرات شرکت می‌کند! ناهید به یکباره و با درخواست فردی مبنی بر دزدی پاسپورت، پرستاری و همه گذشته خود را کن فیکون می‌کند و مبارز رژیم و علاقه‌مند به آرمان می‌شود. می‌خواهم بگویم این تحول ناگهانی خیلی پذیرفتنی نیست و اگر در داستان برای مخاطب، پیش زمینه ذهنی ایجاد می‌شد او راحت‌تر می‌توانست این موضوع‌ها را باور کند. حال با تمامی اینها این دختر از خانواده‌اش به خانه بخت می‌رود و در شب‌های گذشته می‌بینیم که دلش هم برای خانواده‌اش تنگ می‌شود و به خانه آنها می‌آید و می‌رود. اما باز هم مانور آرمان می‌دهد!

 

این منتقد در ادامه افزود:‌ علاوه بر دیگر کاراکترها، کاراکتر ناهید کاراکتر کاملی نیست و این موضوع از بازیگر هم خواسته شده است. در این سالها چنین تصویر مات و صامتی را لیلا حاتمی به خوبی در سینمای ما ارائه داده است. حالا از بازی حاتمی می‌توانید همه درونیات را درک کنید اما از بازی سعیدی در این سریال مخاطب نمی‌تواند به اینها دست یابد. جالب اینجاست که ناهید می‌خواهد پرستار شود، اما تمامی عکس‌العمل‌هایش با سردی تمام است و عنصری به نام عاطفه در او دیده نمی‌شود و حتی کاراکتر یک پرستار هم در این سریال به خوبی درنیامده است. مسبب اینها را کارگردانی می‌دانم، جلیل سامان کارگردان خوبی است و اگر سریال‌های پیشین او را ندیده بودم، نمی‌گفتم که این کاراکتر و خصوصیات برای شخصیت ناهید طراحی شده است.

وی ادامه داد: نقطه اصلی پرسش من با کارگردان این است که چرا داستانی آشنا را به من ارائه می‌دهد، اما کنش و واکنش جدیدی در آن دیده نمی‌شود؟ این سریال برای شبکه سه با مخاطب جوان، سریالی کند است.

وی با اشاره به عدم تطابق تاریخی دقیق در سریال «نفس» نیز بیان داشت:‌ چند شب پیش، روزبه با بازی علیرضا کمالی نژاد به همسرش گفت که می‌خواهم به لبنان بروم و دوره ببینم،‌ این در حالی است که در آن سالها منافقین از ایران به لبنان سفر نمی‌کردند و در کنار اینها کمی قبل‌تر و بعد از حمله به صرافی و زخمی شدن دختر بچه، ناهید در روزنامه‌ای که در حال خواندن آن بود، تیتری با عنوان: (شاپور بختیار گفت) مشاهده شد و این مشخص می‌کند که آن زمان دو سه ماه پایان کار حکومت است و عملا در آن زمان هیچ منافقی به لبنان نمی‌رفت و این موضوع یکی از اشتباه‌های جلیل سامان در پرداخت قصه بود. متاسفانه سامان در آخرین ساخته خود خطای برابر گذاری تاریخی سریال «کیمیا» را تکرار کرده است.

این منتقد در ادامه افزود:‌ خیلی از رفتارهای کاراکترها بدون مبنا است. در قبل هم گفتم پدر ناهید یکدفعه به تظاهرات می رود آن هم پدری که به دخترش می گفت آرمان و هدف چیست؟ و پشت این رفتارش منطقی وجود ندارد. بسیاری از کنش و واکنش‌ها بی دلیل و بدون پیش زمینه در قصه اتفاق می‌افتد و کارگردان نمی‌تواند به خوبی آن را ارائه دهد و به همین خاطر است که اگر چند شب هم والیبال پشت هم پخش شود، مخاطب به راحتی شبکه را عوض می‌کند. هنوز هم من نفهمیدم نام «نفس» قرار است به چه موضوعی الصاق شود.

** «زیر پای مادر» الگوی مناسبی برای خانواده‌های ایرانی است

سلطان محمدی درباره سریال «زیر پای  مادر» به کارگردانی بهرنگ توفیقی نیز گفت:‌ این سریال هم به نیمه خود رسیده و تا میانه راه همه شخصیت‌ها در حال جنگیدن بر سر مادری بودند که بیست سال زندگیش را رها کرده و رفته و نشانه‌ای از مادر بودن ندارد و حالا نکته اینجاست که نام قبلی این سریال که «لبخند رخساره» بود، هیچ سنخیتی با 15 قسمت از این سریال که قصه زندگی آتنه است ندارد و بعد از نشان دادن نیمی از سریال و با صحبت‌های برخی از شخصیت‌ها تازه متوجه می‌شویم که منظور از مادر چیست و تیتراژ به کدام مادر اشاره دارد و اسم قبلی که لبخند رخساره بود، دارد چهره می‌کند.

وی در همین زمنیه افزود:‌ در پانزده قسمت قبلی سریالی را با عنوان زیر پای مادر نشان مخاطب می‌دهیم و در عین حال با مادر بودن چنین مادری می‌جنگیم و آتنه هم مادری نیست که بخواهیم زیر پای او را نشانه خوبی قلمداد کنیم. از طرفی شخصیت آتنه در این سریال به شدت خبیث نشان داده می‌شود تا جایی که دیگر از حوصله مخاطب خارج است.  

 

این منتقد درباره کلیت این سریال بیان داشت:‌ روایت کلی این سریال شبیه به سریال «آرام می‌گیریم» است که کامران تفتی بعد از سالها به دنبال پدر خود می‌گشت و در آخر با دخترعمویی که اوایل آشنایی هیچ از پیوند خانوادگیشان نمی‌دانست،‌ ازدواج می‌کند و بر حسب اتفاق پدر دختر هم حمیدرضا هدایتی است که در «زیر پای مادر» او نقش پدر رخساره را دارد. اما در این میان کنش و واکنش و عناصر سریال برای مخاطب جذابیت دارد و او را نگه می‌دارد. پرداخت اغراق آمیز به شخصیت‌های خلیل و آتنه یکی از خطاهای سریال است که دیگر جواب نمی‌دهد.

سلطان محمدی ادامه داد: کلیت این سریال منطقی تر، مفهوم‌تر و امروزی‌تر است و تلاش بر وصل خانواده و مبارزه با مجردی است. همه کاراکترها چه خوب چه بد همه در حفظ خانواده گام برمی‌دارند و همه شان دغدغه خانواده دارند و تلاش می‌کنند هسته خانواده را در کنار هم نگه دارند. آنهم در شرایطی که در جامعه ما اغلب افراد با همکار و دوست‌هایشان بیشتر از خانواده رفت و آمد دارند که این نقطه مقابل جامعه ما است و الگوی مناسبی برای خانواده‌های ایرانی است. در هر حال این سریال منطقی‌تر جلو می‌رود، ‌اگرچه برخی قسمت‌هایش غلو شده است، اما داستان مفهوم‌تر است.

این منتقد درباره فیلم‌نامه سعید نعمت اله نیز گفت: نعمت اله بهتر از گذشته کار کرده است. او کاراکترهایش را بهتر چیده و روابط را بهتر تعریف کرده و چند وجهی شخصیت‌ها را در این سریال می بینیم. هر لحظه مخاطب منتظر یک اتفاق جدید در شخصیت‌ها است  و بعد از 15 قسمت تازه به خیره سر بودن صدرا رسیدیم و حرفی که بیژن به رخساره زد نشان از طعنه زدن به رخساره را دارد و همه اینها بازی با سنت‌ها و ریشه‌های بنیادین قدیمی در فرهنگ ما است که به عقیده من گنجاندند آن در این سریال خوب است.

وی ادامه داد: در برخی از سکانس‌ها زمانبندی درستی دیده نمی‌شود، خلیل در قسمت‌های اول به پسرش گفت انتقالی بگیر که به شیراز بریم، اما چند شب پیش گفت که سه سال است پسرم از من پول تو جیبی نمی‌گیرد! و این دو با هم جور در نمی‌آید.

** ساختار «ماه عسل» از سالها پیش مشخص بود و نباید به آن انتقاد کرد

این منتقد با اشاره به انتقادهایی که هر ساله به برنامه «ماه عسل» می‌شود نیز بیان داشت: وقتی برنامه‌ای الگوی مشخص و از پیش تعیین شده‌ای دارد دیگر نباید از آن انتظار ساختار دیگری داشت. شما نمی‌توانید از برنامه نود بحث تحلیلی حمله تروریست‌ها به مجلس را داشته باشد. این دقیقا مثل ماه عسل است، اگر طرفدار خنده هستید بروید و خندوانه و دورهمی و سریال‌های طنز تماشا کنید. وقتی ماه عسل را می‌بینید باید با ساختار و سبک و سیاق این برنامه آشنایی داشته باشید و دیگر انتقاد نکنید و طعنه نزنید و اتفاقا اگر این الگو را بعد از این همه سال تغییر داد باید اعتراض کنید. این برنامه در مسیری که تعریف کرده پیش می‌رود و وقتی می‌تواند داستانی را برای مردم تعریف کند و در انتها آنها را به امید برساند خوب است. ما در تلویزیون‌مان کمبود  داستان داریم و ماه عسل به همین دلیل موفق بوده است و می‌بینیم که مقام معظم رهبری سفر حج به مهمان‌های برنامه هدیه می‌کند و همه اینها ناشی از این است که این برنامه مخطاب دارد که این تعداد مخاطب پای آن هستند.

دانلود فایل مرتبط با خبر :
Share
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :(اختیاری)پست الکترونیک :(اختیاری)
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
= ۷ + ۶ ارسال
398580