تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۵/۱۳ ۰۱:۳۰ |
کد خبر: ۳۹۵۷۰۳

سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي/ نقش مشترک وهابيت و غرب در تشکيل و تداوم داعش

« نقش مشترک وهابيت و غرب در تشکيل و تداوم داعش » عنوان يادداشت روز در روزنامه جمهوري اسلامي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد

« نقش مشترک وهابيت و غرب در تشکيل و تداوم داعش » عنوان يادداشت روز در روزنامه جمهوري اسلامي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

بسم‌الله الرحمن الرحيم
«داعش همان عربستان سعودي است... وهابيت راديکاليسمي ديوانه‌وار است.... وهابيت نوعي تحريف شده از اسلام است که داعش را تغذيه فکري مي‌کند... اين مکتب با قتل عام و خون متولد شده وقوانين خشني دارد... جاي تعجب است که غرب داعش را انکار مي‌کند ولي متحد عربستان در شطرنج خاورميانه است... داعش يک مادر دارد و آن حمله به عراق است اما يک پدر دارد که آن عربستان و تفکرات وهابيون است...»
اين جملات را يکبار ديگر مرور کنيد. اينها جملات رسانه‌اي و تهاجمات سياسي مخالفين غرب نيست بلکه بخش‌هائي از متن سرمقاله نيويورک تايمز است که يک ديدگاه سياسي مطرح در آمريکا را در عرصه رسانه‌اي، نمايندگي مي‌کند. از همين ديدگاه لازم است اين عبارات يکبار ديگر خوانده شود تا معني و مفهوم آن و پيامي که با خود بهمراه دارد، بهتر درک شود. البته همين جملات هم با هدف و انگيزه خاصي مطرح شده که بدون توجه به اهداف آن، ممکن است در دام جديدي فرو غلتيم و فراموش کنيم که وهابيت و داعش و القاعده و طالبان، يک طراح و مجري دارد و آن مجموعه‌اي از دستگاه‌هاي جاسوسي و ضد جاسوسي غرب اعم از سيا، اينتليجنت سرويس،ام‌آي – 6،‌ام‌آي – 5 و موساد هستند. حتي موساد را هم مي‌توان در همين فهرست گنجانيد چرا که به اعتراف مقامات ارشد رژيم صهيونيستي، همواره در خدمت اهداف، برنامه‌ها و ماموريت‌هاي محوله از سوي غرب است و اين اتهامي نيست که ديگران به صهيونيست‌ها وارد مي‌کنند. تصادفي نيست که «موشه يعلون» وزير جنگ رژيم صهيونيستي عليرغم حضور وسيع داعش، جبهه النصره و ساير تروريست‌ها در سوريه، به تصريح از آنها به عنوان ستيزه‌جوياني ياد مي‌کند که کمترين خطري براي رژيم صهيونيستي ندارند و به دنبال اهداف ديگري هستند که هيچ تعارضي عليه موجوديت اين رژيم ندارد. پذيرش مجروحين تروريست‌هاي داعش و جبهه النصره در سرزمين‌هاي اشغالي و عيادت رسمي بنيامين نتانياهو از آنها و انتشار گزارشات آن بالاترين مراتب همدستي و همراهي صهيونيست‌ها و تروريست‌هاي فعال در سوريه را به نمايش مي‌گذارد. در ماجراي طالبان، رسانه‌هاي غربي سعي داشتند لبه تيز حملات خود را متوجه پاکستان کنند ولي خانم بي‌نظير بوتو «نخست وزير وقت پاکستان» فاش کرد که طالبان محصول طرح مشترک آمريکا و انگليس بوده که با حمايت مالي – سياسي عربستان و امارات شکل گرفته و هدايت شده ولي دولت و ارتش پاکستان در بخش‌هائي از کار، مجري اين طرح بوده‌اند. اشاره خانم بوتو به نقش «آي اس آي» رکن دوم ارتش پاکستان و مشخصاً «ژنرال حميد گل» بود که نقش اصلي را در حمايت جدي و به حاکميت رساندن طالبان در افغانستان ايفا کردند. حتي در همان روزها هم مقامات ارشد «سيا» در اظهارات رسانه‌اي خود، نقش واشنگتن در شکل گيري «القاعده» و «طالبان» را به تصريح مورد تاکيد قرار مي‌دادند لکن مدعي بودند گويا کنترل اوضاع از دست آنها خارج شده است!
نقش «بن لادن»، «ملا عمر» و مقامات امنيتي عربستان هم در اين ميان بقدري آشکار و قطعي است که کسي درصدد نفي و تکذيب آن برنيامده است. طالبان در افغانستان، موضوعي مختومه و مربوط به گذشته نيست و همين روزها در افغانستان شاهد عمليات شبانه‌روزي طالبان در گوشه و کنار کشور هستيم که در مقياس انبوهي وارد صحنه مي‌شوند و پس از قدرت نمائي و اعلام موجوديت، در ايالتي ديگر و در مقياسي وسيع‌تر، مانور سياسي – نظامي – تبليغاتي مي‌دهند. واشنگتن رسماً از طريق «اشتون کارتر» وزير دفاع آمريکا اعلام کرده است که از اين پس عليه طالبان وارد جنگ نخواهد شد و براي سرکوب تروريست‌هاي طالبان اقدام نمي‌کند. زيرا آنها «شريک صلح» هستند!
حتي در عراق و سوريه هم اوضاع، تقريباً مشابه و بعضاً يکسان است. «اشتون کارتر» رئيس پنتاگون با تمسخر ارتش و نيروهاي دفاعي – امنيتي عراق تصريح نموده که آمريکا به جاي آنها با تروريست‌ها نخواهد جنگيد با جدي شدن احتمال ورود روسيه به نبرد عليه داعش در عراق، رئيس ستاد ارتش آمريکا عجولانه وارد عراق شد و در تمامي ديدارهاي رسمي خاطرنشان ساخت که ضرورتي براي ورود روسيه به عراق جهت سرکوب داعش نيست. نظاميان آمريکائي سپس در يک عمليات مشترک با پيشمرگه‌هاي کرد عراقي و بدون اطلاع دولت مرکزي، طي عملياتي 70 تن از فرماندهان ارشد و تروريست‌هاي داعش را که در «سنجار» در محاصره ارتش عراق و نيروهاي مردمي قرار داشتند، از مهلکه فراري دادند و مدعي شدند که عده‌اي بيگناه را از مرگ حتمي نجات داده‌اند!
صرفنظر از حوادث ميداني، تروريست‌هاي داعش،‌ جبهه النصره و ساير گروهکهاي ريز و درشت در فرايند همکاري‌هاي مشترک عناصر جاسوسي غرب از جمله آمريکا، انگليس و فرانسه از يکطرف با عربستان، امارات و قطر از جانب عربي با ميدانداري ترکيه،‌ اردن و اسرائيل، مرتباً آموزش مي‌بينند و تجهيز، سازماندهي، مسلح و هدايت مي‌شوند حتي هدايت عمليات و نقش پوشش اطلاعاتي آنها را اتاق مشترکي از همين مجموعه برعهده دارد.
با اين همه، کاملاً قابل درک و رديابي است که نقش و جايگاه کشورهاي حامي تروريست در فرآيند اخير، يکسان و در يک سطح نيست. آمريکا، انگليس و فرانسه نقش «طراح اصلي» را بازي مي‌کنند و رياض از يکطرف از طريق ترويج وهابيت و انديشه‌هاي سلفي و تکفيري به تغذيه فکري – عقيدتي گروه‌هاي تروريستي سرگرم است و از طرف ديگر با پمپاژ پول و حمايت سياسي – تبليغاتي، نقش اول را در اين فرايند شوم عهده‌دار است که ديگران را هم به دنبال خود مي‌کشاند. حتي در برخي مواقع ديگر کشورها از همدستي و همراهي با وهابيون طفره مي‌روند ولي با فشار سياسي – تبليغاتي مستقيم و غيرمستقيم به اين بازي رسوا کشانده مي‌شوند تا دنباله‌رو، مکمل و شريک جرم وهابيون شرور سعودي باشند. آل سعود سعي داشت پاکستان و مصر را هم به جنگ يمن بکشاند که موفق نشد ولي براي تامين اهداف و برنامه‌هايش تروريست‌هاي القاعده و داعش را در عدن به کار گرفته که با همکاري «تروريست‌هاي اجاره‌اي بلک واتر» به هرقيمت ممکن از سقوط عدن و اعلام شکست عربستان در تشکيل دولت در تبعيد يمن جلوگيري کنند.آل سعود در پوشش تبليغ اسلام به ترويج افکار انحرافي وهابيت پرداخته و سرگرم جناياتي است که به نام اسلام ولي به کام دشمنان اسلام به اجرا درآمده است.
اکنون با نگاهي مجدد به نوشته‌هاي نيويورک تايمز درخصوص نقش عربستان و وهابيت در تشکيل و تجهيز تروريست‌هاي داعش، بهتر مي‌توان دريافت که اين مطلب حتي نزد افکار عمومي آمريکا هم آشکار و ملموس است و ريشه‌يابي، آسيب شناسي و درک واقعيت‌هاي عيني در قلمرو تروريسم، براي هيچکس غيرممکن نيست و لاجرم همگان به نتايج ملموس و تقريباً يکساني دست خواهند يافت. غافلگيري امروز اروپا و غرب از پديده تروريسم به خاطر آن نيست که تروريسم، امروز به وجود آمده و براي غرب ناشناخته است، بلکه به اين دليل است که اروپا و غرب هرگز انتظار نداشتند با تشکيلاتي که خود براه انداخته‌اند، مورد حمله قرار بگيرند. تروريسم، ابزاري شناخته شده براي مقابله با کشورهاي مستقل است که غرب در آن،‌ همواره نقش اصلي و انکارناپذيري را برعهده داشته و دارد ولي قرار نبود تروريست‌ها به حاميانشان آسيبي برسانند و ماموريت اصلي خود را فراموش کنند. غرب اگر صادقانه در فکر مقابله با تروريسم است ابتدا بايد عليه مباني فکري تروريست‌ها يعني عليه وهابيت اعلام جنگ نمايد و از همدستي با وهابيوني که با حمايت همه جانبه از تروريست‌ها آتش بيار فجايع تروريستي هستند، خودداري کند، چرا که در غير اينصورت هيچکس، صداقت سران عرب در انجام چنين مبارزه‌اي را باور نخواهد کرد.

دانلود فایل مرتبط با خبر :
Share
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :(اختیاری)پست الکترونیک :(اختیاری)
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
= ۸ + ۱۱ ارسال
395703