تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۹/۳ ۰۸:۴۴ |
کد خبر: ۳۹۵۷۰۱

سرمقاله روزنامه رسالت/ پسابرجام، ما و کمپاني‌هاي چندمليتي

« پسابرجام، ما و کمپاني‌هاي چندمليتي » عنوان يادداشت روز روزنامه رسالت به قلم دکتر محمدحسين ملايري است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد

« پسابرجام، ما و کمپاني‌هاي چندمليتي » عنوان يادداشت روز روزنامه رسالت به قلم دکتر محمدحسين ملايري است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:


1- باورکردني نيست، اما واقعيت دارد. وقتي انگليسي‌ها وارد شبه‌قاره هند شدند از پيشرفتگي صنايع نساجي هنديان شگفت‌زده شدند. آنها ابتدا متخصصان صنعت نساجي را با حقوق‌هاي فريبنده راهي منچستر کردند، سپس ماليات‌هاي سنگين بر صنايع نساجي هند بستند و آنقدر در تعطيلي اين صنعت پافشاري نمودند تا جايي که يک فاجعه انساني از قحطي و مرگ دسته‌جمعي در تاريخ شبه‌قاره به نام آنان ثبت شد. با اين حال دست نکشيدند و رسيدند به آنجا که بايد مي‌رسيدند: هند مواد اوليه صنعت نساجي استعمار را تامين مي‌کرد و خود خريدار منسوجات انگليسي مي‌شد. متخصصان نساجي هند هم چندصباحي با حقوق بالا در منچستر، دل خوش داشتند تا دانش‌شان تخليه که شد، مخير شدند يا به گدايي به لندن کثيف آن روزها بروند يا به خدمت ارتش بريتانياي کبير در هند درآيند. اين‌ هم شد سهم متخصصان هندي!
2- برخي مي‌گويند حالا که کمپاني هند شرقي که اساس آن نکبت‌ها بود، برچيده شده و حتي خود انگليسي‌ها هم حاضرند ماشين‌آلات و تکنولوژي‌هاي جديد نساجي را به همه، حتي هندي‌ها بفروشند، روزگار فرق کرده بنابراين مي‌شود گفت استثمار سپري شده و حالا دوران برد - برد است، اما اين ظاهر قضيه است.
اگر زماني کمپاني هند شرقي، مجراي غارت بود، امروزه شرکت‌هاي چندمليتي مثل کوکاکولا و گوگل و... هستند که مجاري غارت شده‌اند و اگر زماني غرب، صنعت نساجي را بر هندي‌ها و کشتي‌سازي در خليج فارس را براي ما تحريم مي‌کرد (و حمل و نقل‌کنندگان الوار را در دادگاه‌هاي خود در بوشهر، محکوم به زندان و جريمه مي‌کرد)، امروزه اين فناوري‌هاي برترند که مورد تحريم و طمع قرار مي‌گيرند و متاسفانه بايد اعتراف کرد که هنوز هستند کساني از دست‌اندرکاران که اين حقيقت روشن را درنيافته‌اند. آنها چنان شيفته سرمايه خارجي هستند که نمي‌توانند بپذيرند سرمايه خارجي، هميشه چيز خوبي نيست و چه‌بسا که خطرناک هم باشد.
3- اما مگر ما چه داريم که بايد نگران کمپاني‌هاي چندمليتي باشيم؟ اگر هندي‌ها روزگاري بزرگ‌ترين صادرکننده پارچه جهان بودند و توسط انگليسي‌ها به غارت رفتند، ما که اکنون آن را هم نداريم! و متاسفانه اين همان سخني است که آن دست‌اندرکاران مرتب تکرار مي‌کنند و "گفتمان وابستگي" را از آن نتيجه مي‌گيرند.
4- انقلاب، جنگ تحميلي، سال‌هاي مقاومت در برابر فزون‌خواهي‌هاي غرب و از همه مهم‌تر حافظه تاريخي ايراني براي دستيابي به جايگاهي که شايسته اوست، ظرفيت‌هاي بزرگي از علم و پژوهش را در کشور فراهم آورد. اين ظرفيت‌ها در قالب شرکت‌هاي دانش‌بنيان به منصه ظهور رسيد و درست همين ظرفيت‌هاست که کمپاني‌هاي چندمليتي و اقمار آنها را به طمع انداخته تا از عطش "جذب سرمايه خارجي" برخي مسئولان ايراني، سوءاستفاده کنند و اقتصادي را که با گام‌هاي بلند به سوي دانش‌بنياني مي‌رود، منحرف سازند و متخصصان آن را با پيشنهادهاي اغواکننده به منچستري ديگر بفرستند!
5- اين‌ روزها نگراني نسبت به غالبيت گفتمان وابستگي در سازمان فناوري اطلاعات کشور رو به افزايش است. تصميم‌گيرندگان اين سازمان بايد بدانند که راه باز کردن اينچنيني براي کمپاني‌هاي بيگانه، حاصلي جز تکرار داستان‌هاي گذشته ندارد. زير بال و پر بيگانه رفتن يعني بال و پر خود را بستن.
6- اکنون در شرايط پسابرجام، شرکت‌هاي چندمليتي و متعلقان آنها باهمان رويکرد کمپاني هند شرقي به ميدان آمده‌اند و فناوري‌ها و ايده‌هاي ناب برآمده از اردوهاي کارآفريني بومي را که در شرکت‌هاي دانش‌بنيان به طور مضاعف انباشته شده‌اند، هدف گرفته و مي‌کوشند با همان ترفندهاي کهنه، آنها را به تاراج ببرند. بنابراين وظيفه دولت است که با ريشه‌هاي گفتمان وابستگي مقابله کند، راه نفوذ کمپاني‌هاي چندمليتي را با کمک سرمايه‌هاي ملي که عهده‌دار شتاب‌دهندگي ايده‌هاي ايراني هستند، ببندد (همان کاري که هندي‌ها و چيني‌ها کرده‌اند و مي‌کنند)، جلوي تضييع حقوق متخصصان و ايده‌پردازان را بگيرد و نهايتا با گفتمان اقتصاد مقاومتي، ظرفيت‌هايمان را محفوظ و آسيب‌ها را از اقتصاد دانش‌بنيان دور سازد.
خدا نکند که از هول "جذب سرمايه خارجي"، در ديگ "دسيسه استعمار" سقوط کنيم.

دانلود فایل مرتبط با خبر :
Share
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :(اختیاری)پست الکترونیک :(اختیاری)
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
= ۷ + ۷ ارسال
395701