تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۹/۳ ۰۸:۳۷ |
کد خبر: ۳۹۵۶۹۹

سرمقاله روزنامه وطن امروز/ امنيت مسأله اين است!

« امنيت مسأله اين است! » عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم مهدي محمدي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد

« امنيت مسأله اين است! » عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم مهدي محمدي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

تا انتخابات آينده مجلس در ايران زمان چنداني باقي نمانده است. اگرچه گروه‌هاي سياسي تلاش مي‌کنند فعاليت‌هاي انتخاباتي خود را پنهان و نيات خويش را پنهان‌تر نگه دارند اما طليعه بدل شدن صحنه سياسي و رسانه‌اي کشور به عرصه کشاکش انتخاباتي را از هم‌اکنون مي‌توان ديد. براي برخي افراد و گروه‌ها، انتخابات، ماه‌ها و بلکه سال‌هاست شروع شده است. براي برخي ديگر، اگرچه انتخابات مهم است اما مهم‌تر از آن اين است که اين انتخابات نقطه عزيمت به سمت کدام دسته تحولات سياسي تا خرداد 96 خواهد بود و مسير سياست در ايران را چگونه ريل‌گذاري خواهد کرد. براي دسته اخير، انتخابات طريقيت دارد نه موضوعيت اما براي دسته نخست، انتخابات به يک معنا بازي آخر است.
شايد براي چندمين بار در يک دهه گذشته، جريان چپ در ايران همچنان به انتخابات نگاهي آخرالزماني و فرجامين دارد. پيش از اين و در آستانه انتخابات‌هاي 88 و 92 هم، همين حال و هوا را شاهد بوده‌ايم. مشخصه اين رويکرد به صحنه انتخابات هم اين است که به آن به مثابه نوعي بازي همه يا هيچ مي‌نگرد. فرض را بر اين مي‌گذارد – و همين فرض را به بدنه اجتماعي خود هم منتقل مي‌کند - که برد در انتخابات به معناي برد همه چيز در فضاي سياسي کشور، تسخير آن براي طولاني‌مدت و پياده شدن وسيع و بدون مانع راديکال‌ترين پروژه‌هايي خواهد بود که در اوج هيجانات سياسي وعده داده شده است و از سوي ديگر، باخت به معناي از دست دادن همه فرصت‌هاي ترميم و نوسازي سياسي است.
جريان چپ و برخي حاميان دولت اکنون مايلند چنين فضايي از انتخابات آينده در ايران ترسيم کنند. برخي مرتبطان چپ در بيرون از ايران – که مي‌دانيم منظما با دوستان داخلي خود در ارتباط و مشغول همفکري هستند - به صراحت مي‌گويند برد در انتخابات آينده را مقدمه اشغال تمام حاکميت در سال‌هاي آينده و به تعبير يکي از خلوت‌نشينان اصلاح‌طلب «هژمونيک شدن اصلاح‌طلبي» در ايران مي‌دانند. بويژه فضاي پس از توافق هسته‌اي، عده‌اي را حقيقتا متقاعد کرده است که زمان اتخاذ تعيين‌کننده‌ترين تصميمات در ساختار سياسي ايران فرارسيده و بنابراين اکنون وقت آن نيست که بخواهند ساختار حاکميت را به حريف واگذار کنند.
سوء‌تفاهم‌ها و اشتباه‌هاي محاسباتي درباره وضعيت عمومي روندهاي اجتماعي و اولويت‌هاي افکار عمومي نيز مزيد بر علت شده است. چپ که از همان طليعه
24 خرداد خود را جريان «رئيس‌جمهور‌ساز» مي‌داند، اگرچه مختصري از اينکه به دست اعتداليون بدل به يک جريان دست دوم شود هراسان است ولي سخت به اين باور رسيده است که دولت فاقد سرمايه اجتماعي اصيل است و در بزنگاه‌هاي سياسي دوباره چاره‌اي جز مراجعه به جريان چپ نخواهد داشت. همين امر منجر به توليد نوعي غرور سياسي شده است که مي‌تواند ريسک‌هاي خطرناکي در پي داشته باشد.
شايد از همه اينها مهم‌تر اين است که جريان «از آن دنيا برگشته» اصلاحات - به تعبير فيلم‌هاي هاليوودي - شايد براي اولين بار گمان مي‌کند از حمايت طرف خارجي در يک رقابت داخلي برخوردار است و آمريکايي‌ها اساسا در موضوع هسته‌اي توافق را پذيرفته‌اند و بناي کاهش تحريم‌ها را دارند به اين دليل که گمان مي‌کنند مجموعه اين اقدامات شانس پيروزي‌هاي سياسي اين جريان را افزايش خواهد داد. درست است که عموما در بيان صريح اين موضوع احتياط به خرج داده مي‌شود اما نوع برنامه ريزي انتخاباتي چپ بيش از آنکه شبيه به تلاش براي يک رقابت سياسي درون سيستمي باشد، به انتقام‌گيري از سيستم به کمک عامل خارجي شباهت پيدا کرده است.
سرجمع، اصلاح‌طلبان دوباره در حال اغراق درباره معاني فرجامين رقابت انتخاباتي مجلس و خبرگان هستند. مهم‌ترين آفت نگاه‌هاي «لب خطي» به انتخابات اين است که فضا را راديکال مي‌کند.
وقتي يک جريان سياسي به انتخابات به مثابه بازي مرگ و زندگي نگاه کرده، توقعات از برد احتمالي را خيال‌پردازانه بالا برده و تبعات شکست احتمالي را هم تا حد حذف مطلق از تعيين‌کننده‌ترين لحظات تاريخ کشور جلوه داده باشد، نخستين چيزي که بايد توقع آن را داشت اين است که هم در مبارزه انتخاباتي و هم در گفتمان‌سازي اجتماعي تا بيشترين مقدار ممکن راديکال عمل کند. چنين جرياني آماده خواهد بود که بازي انتخابات را از تعادل خارج کرده و فضاي کشور را بي‌ثبات کند. اين جريان استعداد فراواني خواهد داشت که زير بار يک شکست احتمالي نرود يا يک پيروزي احتمالي را به دوراني جديد از ناآرامي در کشور بدل کند. همچنين اين جريان بشدت مستعد خواهد بود تا از جانب طرف‌هايي که امنيت‌زدايي از ايران مهم‌ترين دستور کار آنهاست مورد سوء‌استفاده قرار گيرد. قطبي و چند‌پاره کردن جامعه، رويارو قراردادن بخش‌هاي مختلف افکار عمومي، انتقال دستور کارهاي بيروني به محيط سياسي و رسانه‌اي کشور و تزريق تندروي به فرآيندهاي نرمال سياسي و اجتماعي، مقدمات تبديل انتخابات به چشمه بي‌ثباتي و امنيت‌زدايي از کشور است اما اصلاح‌طلبان و برخي متحدان‌شان آن را «برنامه رقابت صريح انتخاباتي» مي‌نامند.
جامعه ايراني اکنون بهتر از هر زمان ديگري قدر نعمت امنيت را مي‌داند. متقابلا به طور مستقل مي‌توان بحث کرد که براي طرف غربي نيز هيچ چيز به اندازه خارج کردن ايران از فاز امنيت استراتژيک - که مدتي است در آن قرار دارد - اهميت ندارد. اگر بنا باشد انتخابات آينده در ايران به سبب هوا و هوس يک جريان سياسي که عموما هم درباره حد و اندازه خويش و هم درباره توانايي‌ها و ظرفيت‌هايش دچار سوء‌محاسبه‌هاي جدي است، بدل به عرصه‌اي براي امنيت‌زدايي از ايران شود، از هم‌اکنون بايد نسبت به تبعات چنين وضعيتي عميقا هشدار داد. جريان چپ همچنان نتوانسته است اطمينان‌هايي نسبي فراهم کند که به قواعد بازي سياست پا‌يبند است و مي‌توان روي آن به عنوان يک جريان نرمال حساب کرد. تا زماني که چنين اطميناني ايجاد نشود، سرمايه عظيم امنيت ايران اسلامي را نبايد با توهمات سياسي هيچ جرياني - بويژه آنها که سابقه فتنه‌گري نيز در کارنامه دارند - سودا کرد. اين نقطه آغاز يک طرح‌ريزي انتخاباتي عاقلانه است.

دانلود فایل مرتبط با خبر :
Share
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :(اختیاری)پست الکترونیک :(اختیاری)
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
= ۵ + ۱۱ ارسال
395699