تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۵/۶ ۰۲:۰۰ |
کد خبر: ۳۹۵۴۲۲

سرمقاله روزنامه شهروند/ فرانسه و داعش

« فرانسه و داعش » عنوان يادداشت روز روزنامه شهروند است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد

« فرانسه و داعش » عنوان يادداشت روز روزنامه شهروند است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

وقتي حادثه‌اي چون پاريس رخ مي‌دهد، نگاه‌ها برحسب اين‌که اولويت‌هاي افراد چه باشد، متوجه موضوعات گوناگوني از اين پديده مي‌شود. برخي در پي کيفيت رخ دادن ماجرا هستند، برخي در پي فهم اثرات و تبعات آن و واکنش‌هاي طرف‌هاي ماجرا هستند، برخي به اثرات عاطفي و انساني رويداد توجه دارند. گروهي هم به دنبال ريشه‌يابي و حتي شناسايي مقصران ماجرا هستند، هرچند برخي نيز همه ماجرا را در چارچوب الگوي توطئه‌گرانه تحليل مي‌کنند و اينکه حتما فرانسوي‌ها خودشان در ماجرا دست داشته‌اند، چون غيرممکن مي‌دانند که در چنين شرايطي و پس از اتفاقات ‌سال گذشته شارلي ‌ابدو در پاريس؛ پليس فرانسه نظارت کافي بر رفتارها و ارتباطات نيروهاي مظنون نداشته باشد، به ويژه آنکه برخي از آنان تحت نظر هم بوده‌اند. روشن است که به سختي مي‌توان با اين‌گونه نظريات همراهي کرد، ولي اگر به تيتر برخي رسانه‌ها و نيز تحليل برخي از افراد نگاه کنيم، متوجه مي‌شويم که از نظر آنان داعش محصول و دست‌پرورده غربي‌ها براي اهداف و سياست‌هاي منطقه‌اي آنان بوده و اکنون خودشان دچار عوارض اين هيولاي خودساخته شده‌اند. اين يادداشت در پي شرح اين ادعاست و اين‌که آيا اصولا چنين مسأله‌اي صحيح است يا خير؟ و اگر نيست، واقعيت ماجرا چيست؟ اين‌که گمان کنيم، غربي‌ها نيروهاي افراطي و تروريست را تأسيس و سازماندهي و به‌طور مستقيم تقويت کرده‌اند، به نظر پذيرفتني نيست و بيشتر شبيه نظريه توطئه مي‌نمايد که هر نوع اتفاق و رويداد منفي را به دست‌هاي پشت پرده قدرت‌هاي بزرگ ربط دهيم. اين نگاه در تحليل انقلاب هم بود و هنوز هم برخي از افراد گمان مي‌کنند که دست‌هاي پشت پرده موجب رفتن شاه شد و در غير اين صورت او مي‌توانست به بقاي خود ادامه دهد. همين نگاه است که هنوز اعتقاد دارد که انفجارهاي برج دوقلوي ١١ سپتامبر ٢٠٠١، زير سر خود آمريکايي‌هاست يا آن‌که يهوديان آن را طراحي و اجرا کرده‌اند، به‌طور طبيعي برخي اخبار و شواهد درست و نادرست نيز براي اين‌ گونه ادعاها دست‌وپا مي‌شود. بنابراين چنين برداشتي نمي‌تواند مقرون به صحت باشد، ولي ممکن است از زاويه ديگري به مسأله پرداخت. از اين زاويه که غرب در سياست‌هاي منطقه‌اي رفتار مسئولانه‌اي که همراه با آينده‌نگري باشد، پيشه نمي‌کنند.
درحالي‌که در موارد ديگر و مربوط به منطقه خودشان، حداکثر آينده‌نگري را در تصميمات خود لحاظ مي‌کنند؛ ولي در سياست‌هاي منطقه‌اي ما بسيار غيرمحتاطانه و بي‌مبالات عمل مي‌کنند و در نتيجه همين بي‌مسئوليتي است که زمينه براي شکل‌گيري اين گرايش‌هاي افراطي فراهم مي‌شود، هرچند آنان قصد ديگري از سياست‌هاي خود داشته‌اند ولي اينکه قصد آنان چيست، يک بحث است و اينکه نتيجه عملي آن چه شده بحث ديگري است. نتيجه‌اي که از ابتدا قابل پيش‌بيني بوده است. اجازه دهيد که ملموس و عيني بحث کنيم.
پيش از اينکه اتفاقات بهار عربي رخ دهد، دولت فرانسه و وزير خارجه آن روابط بسيار گرمي با دولت بن‌علي در تونس داشتند. به‌طوري‌که از امتيازات شخصي هديه داده شده به آنان از سوي اين رژيم نيز بهره‌مند مي‌شدند. آنان هيچ‌گاه اعتراض جدي و حتي غيرجدي به رژيم تونس نداشتند. همچنين با حکومت ليبي و معمر قذافي روابط حسنه‌اي داشتند و حتي گفته شد که قذافي از در انتخابات فرانسه از سارکوزي حمايت مالي کرده، از اين‌رو اعتقاد جدي بر اين است که کشته شدن بي‌دليل قذافي با حمايت يا راهنمايي نيروهاي خارجي انجام شده تا اين خزينه اسرار، نتواند اسرار خود را فاش کند. حالا اين رفتار غيرمسئولانه آنان را بگذاريد در کنار حمايت نظامي از قيام مردم ليبي و حضور مقامات فرانسوي در ليبي پس از سرنگوني قذافي و نيز بالا بردن پرچم فرانسه در ميان مردم ليبي. ولي فراموش نکنيم، همان موقع که فرانسوي‌ها در کنار ساير کشورهاي غربي، مواضع ارتش ليبي و زيرساخت‌هاي اين کشور را به‌طور مداوم زير آتش و موشک گرفته بودند، خيلي‌ها معترض شدند که اين شيوه کار نه‌تنها به دموکراسي در ليبي منجر نخواهد شد، بلکه نيروهاي سلفي و تندرو را در ليبي همه‌کاره خواهد کرد. ولي فرانسه و ساير دولت‌هاي غربي کمترين توجهي به اين واقعيت نداشتند، در نتيجه با سقوط رژيم قذافي و تارومار کردن ارتش ليبي و سپس کشتن قذافي، يک کشور بي‌دولت با هزاران گروه مسلح را جايگزين آن کردند و ليبي به منطقه‌اي تبديل شد که نيروهاي افراطي را توليد و تکثير و سپس با سازماندهي صادر مي‌کند؛ آنان به سوريه و ساير مناطق صادر شدند. کاري هم که غربي‌ها در سوريه کردند، امکان جذب و بازتکثير اين نيروها را در سوريه فراهم نمودند. با ايجاد چنين مناطق امني، نيروهاي افراطي از کشورهاي اروپايي نيز به منطقه سرازير شدند. فرانسوي‌ها و غربي‌ها ابتدا در برابر اين وضع ابراز رضايت کردند، به اين خيال که اين افراد براي مبارزه با اسد و سرنگون کردن آن به اين‌جا مي‌آيند، غافل از اين بودند که آنان وقتي در منطقه تثبيت و تکثير شدند، به همه جا ازجمله اروپا و فرانسه سر خواهند کشيد، همچنان که تاکنون چنين شده است.
بنابراين مسأله اين نيست که داعش ساخته غرب و آمريکا است. اتفاقا آنان با يکديگر دشمن هستند، بلکه منظور اين است که شکل‌گيري چنين نيروهايي ناشي از فقدان مسئوليت‌پذيري و آينده‌نگري در رفتارهاي غربي‌ها در منطقه است. هرچند دلايل و علل مهم‌تر شکل‌گيري افراطيون در منطقه است؛ ولي بدون دخالت‌هاي غربي‌ها، شکل‌گيري نيروهاي تروريستي حداقل در اندازه‌هاي کنوني بعيد بود؛ از دخالت شوروي در افغانستان گرفته تا غرب در عراق و سوريه و ليبي.

دانلود فایل مرتبط با خبر :
Share
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :(اختیاری)پست الکترونیک :(اختیاری)
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
= ۲ + ۱۰ ارسال
395422