تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۸/۲۳ ۰۰:۰۳ |
کد خبر: ۳۹۵۳۴۶

هادی مشکوه؛ از عکاسان قدیمیِ کرمان و سینمای ایران

استاد احمد مشکوه کرمانی (متوفی به سال ۱۳۵۴) به هنگام صدور شناسنامه های جدید، نام خانوادگی خود خانواده را از آیه ی "الله نور السموات و الارض مثل نوره کمشکوه فیها مصباح..." (سوره ی نور آیه ی ۳۵) انتخاب کرده است.

پایگاه خبری شباویز/هادی مشکوه؛ از عکاسان قدیمیِ کرمان و سینمای ایران

مقدمه

تاریخ عکاسیِ ایران را در دربار قاجار جستجو می کنند، و کرمان و کرمانی مغضوبِ این دربار است. استضعافِ مردم کرمان در دوره ی قاجار و پایین بودن سطح معیشت مردم امکان رشد عکاسی را در آن محدود می کرده است. دور بودن کرمان از مرکز کشور و همچنین از راه های ارتباطی مهم شاید دلیل موجه ای برای عدم حضور عکاسان بزرگ ابتدای تاریخ عکاسی ایران در این شهر، نسبت به شهرهای دیگر باشد.

مردم کرمان همیشه در حال دفاع و یا جبران خسارت بوده اند و عکاسی که محیطی با رونق اقتصادی و رفاه اجتماعی و جامعه ای سرخوش جهت رشد می طلبد نمی توانسته در این جا ، آنچنان که باید خود را نشان دهد. با این همه ،  نویافته های تاریخ عکاسی کرمان حکایتی دیگر دارد.حکایتِ عکاسی کرمان متفاوت از سایر شهرهای ایران و خلاف آنچه که در ابتدای پژوهش پیرامون آن به نظر می رسد است : سرآغاز عکاسی کرمان ، خارج از مرزهای ایران و نه در دربار قاجار است و  پرداختن به آن مقال و مجالی دیگر می طلبد . اما ذکر این نکته خالی از لطف نیست که حضور حداقل چهار عکاسِ بومی و فعالیت آن ها در کرمانِ مصیبت زده ی  عهد قاجار ، حائز اهمیت است. عکس های باقی مانده از این دوره نشان می دهد مردم کرمان حتی پیش از مردم پایتخت مقابل دستگاه عکاسی قرار گرفته اند و دوربین پیش از آنکه از دربار ناصری به کوچه و بازارِ پایتخت راه بیابد از کرمانی های آن عهد عکس گرفته است.  اما مدتی می گذرد تا در کرمان اولین عکاسخانه ی رسمی و حرفه ای دایر گردد.حاجی آقا عکاس صاحب اولین عکاسخانه ی عمومی کرمان است که به هنگام کهولت و بازنشستگی آن را به فرزندش هادی می سپارد.  این مقاله به معرفی هادی مشکوه و بررسی زندگیِ هنریِ او که گوشه ای از تاریخ عکاسی کرمان و هم تاریخ عکاسی فیلم در ایران را در بر می گیرد می پردازد.

 

 

   استاد احمد مشکوه کرمانی (متوفی به سال 1354) به هنگام صدور شناسنامه های جدید، نام خانوادگی خود خانواده را از آیه ی "الله نور السموات و الارض مثل نوره کمشکوه فیها مصباح..." (سوره ی نور آیه ی 35) انتخاب کرده است. برادرش «حاجی» از سال ها پیش عکاسخانه ای در کرمان دایر کرده بوده ، و تردیدی نیست که« ..عکاسخانه ی « حاجی آقا کرمانی» در سال 1332 ه.ق. دایر بوده [است].»( ذکا- 1376 ص 282)   و او « در کرمان عکاسی می کرده است. عکسی از لوریمر و سردار نصرت در سال 1919 انداخته که در جامع المقدمات باستانی پاریزی چاپ شده است.» ( افشار، 1377، ص 107)

     عکسی ازمحصلین و مدرسین  دبیرستان سعادت کرمان به سال 1312 در موزه ی آگیرا (آموزش و پرورش کرمان) موجود است که احمد مشکوه، برادر حاجی آقا نیز در آن حضور دارد (او که ناظم و معلم این مدرسه بوده است بعد از مدتی از سوی دولت ایران به کربلا اعزام می شود تا مدیریت یکی از مدارس ایرانی آن شهر را به عهده بگیرد. از تالیفات متعدد احمد مشکوه کرمانی «تاریخ تشیع» و «کشکول مشکوه» منتشر شده است.) این عکس را قریب به یقین حاجی آقا گرفته است، چون عکسی دیگر از «مدرسه ی مبارکه ی سعادت» ، با مهر «عکاسخانه ی حاجی آقا» در اختیار دارم و از طرفی حضور برادر در کادر مدیریتی این مدرسه، دلیل موجهی به دعوت مستمرانه ی او برای عکاسی بوده است، تعدادی از عکس های موجود آن دوره را نیز با توجه به پرده ی پشت آن ها هادی مشکوه شناسایی کرده و با اطمینان می توان گفت که اثر حاجی آقا هستند؛البته عکس های منسوب به او فراوانند.

    حاجی آقا مشکوه رامی توان صاحب  اولین عکاسخانه ی عمومی کرمان دانست. او که تاسن 103 سالگی( سال   1337 ) در قید حیات بوده است، در ایام جوانی با دستگاه عکاسی آشنا می شود.  حکایت این آشنایی و علاقه مندی را فرزندش هادی مشکوه چنین بیان می کند: «... زمانی که دکتر دادسن انگلیسی در کرمان مشغول اداره ی بیمارستان مرسلین بوده است، رسم بوده که کمپانی های انگلیسی برای معرفی کارهای خود به کرمان می آمده اند. حاجی آقا که گذرش به بیمارستان مرسلین می افتد و با عرضه کنندگان دستگاه عکاسی آشنا می شود حدود ده روز نزد همین افراد، عکاسی ، چاپ و ظهور را آموزش می بیند و با تهیه ی دو دستگاه دوربین عکاسی 18×13 و 24×18 به عکاسی مشغول می شود.»

     دیری نمی پاید که کار حاجی آقا رونق می گیرد و به عنوان تنها عکاس کرمان به مراسم و مهمانی ها دعوت می شود، و تقریبا هر حادثه و رویداد مهمی را در کرمان ثبت می کند. او زمانی که کار عکاسی را به علت کهولت سن رها می کند و عکاسخانه را به پسرش هادی می سپارد ، صاحب بیش از شش هزار شیشه ی عکس بوده است. این شیشه ها سرنوشتی بسیار تاسف انگیز دارند.هادی مشکوه تا زمانی که عکاسخانه را اداره می کرده آرشیو پدر را حفظ می کند، اما زمانی که تصمیم   می گیرد  به تهران عزیمت کند، همه ی وسائل و لوازم عکاسی و آرشیو مذکور را که نگاتیوهای ارزشمند خود او نیز به آن ها اضافه شده بود به آقایی به نام« بلوچ» واگذار می کند و آقای بلوچ غافل از ارزش تاریخی و اجتماعی این مجموعه ی عظیم زمانی که شیشه ی ساختمانی گران می شود اقدام به شستشو  و فروش شیشه ها می کند. حاجی آقا در حدود 103 سالگی بدرود حیات گفته و بنا به وصیت خودش در محل امامزاده عبدالله تهران آرام می گیرد.

هادی مشکوه

پدرش پیر شده بود و حالا دیگر نمی توانست با عکاسخانه های جدیدی که بعد از او دایر شدند به تنهایی رقابت کند او تصمیم می گیرد درسش را شبانه بخواند و روزها به کمک پدر در عکاسخانه اش برود

   هادی مشکوه که قبل از آن نیز،  با چاپ عکس های در قطع کوچک، و فروش آن ها به "یک شاهی" در مدرسه،  کار حرفه ای عکاسی را در سنین هفت-هشت سالگی تجربه کرده بوده ، اینک در سن 14 سالگی، رسما به عکاسی می پردازد. او که متولد 1304 هجری شمسی است، به زودی عکاسخانه ی پدر را رونق      می بخشد او می گوید: «... عکاسخانه ی آقای تهرانی آن طرف چهارراه مقابل عکاسخانه ی ما بود او شخصی به نام «ابراهیم سواچی» را از تهران آورده بود و در عکاسخانه ی او به روتوش و رنگ آمیزی عکس ها می پرداخت.  مردم هم کار او را پسندیده بودند و مشتریانش زیاد شده بود. شنیده بودم تهرانی برخورد مناسبی با او ندارد و این موجب نارضایتی او شده بود ، به او پیشنهاد همکاری دادم او هم پذیرفت و از فردای آن روز به عکاسخانه ی ما آمد .من کار روتوش و رنگ آمیزی و تکنیک های جدید عکاسی را از او آموختم.»

   مشکوه تا سال 1330 کارش را در کرمان ادامه داد. او شاگردان زیادی داشته و پاسخگوی علاقه مندان عکاسی ، صاحبان دوربین های جدید شخصی، همچون مرحوم اکبر خان ابراهیمی بوده است. عباس کشاورز، از عکاسان معتبر تهران، از کودکی شاگرد او بوده  آقای درخشان نیز که بعدها عکاسخانه ای در تهران وبعد در شهر  بم دایر می کند از شاگردان اوست.

     به زودی او در میان عکاسان هم دوره اش اعتبار ویژه ای می یابد همکاری رسمی او با ارتش، استخدام او در اصل چهار ، خبرنگاری روزنامه ی اطلاعات در آن سال ها و ماموریت های پراکنده ای که برای ثبت رویدادهای آن روز ها از سوی شهرداری، آموزش و پرورش و دیگر مراکز استان کرمان به او محول می شده مؤید آن است که او مهم ترین عکاس آن دوره ی کرمان بوده است. مشکوه که رئیس سمعی بصری اصل چهار و همزمان خبرنگار و عکاس «اطلاعات» در کرمان بوده است، علاوه به ثبت تصویری رویدادها , خبر بسیاری از حوادث را به تهران مخابره می کرده است. از جمله ی این اخبار درگیری ژاندارمری با دادشاه از اشرار و یاغیان بلوچستان و کشته شدن او پس از مدت ها ایجاد  نا امنی در این محدوده بوده است. مشکوه می گوید: "کارل [آمریکایی] آن زمان رئیس اصل چهار بود ، رسم بود روز اول نوروز همه  ی مسئولین ادارات کرمان برای سلام عید به ملاقات صمصام استاندار کرمان بروند ، و کارل از آنجا که این کار را در شان خودش  نمی دید؛ برنامه ی ماموریتی جهت بازدید از اقدامات در حال انجام اصل چهار در بلوچستان را تدارک دید. قرار بود مهندس شمس و همسر کارل و من به عنوان عکاس و راننده اش او را در این سفر همراهی کنیم. نزدیک عید نوروز بود و من تمایل به سفر با آن ها نداشتم، اصرار کار ساز نبود؛ اما بارندگی شدید و طغیان رودخانه ای در بم نظر کارل را عوض کرد و رضایت داد من سفر بعدی را همراهش باشم؛ اما خود او برای فرار از مراسم سلام عید اصرار داشت که کرمان نباشد. راننده اش هم قبول کرده بود آن ها را به آن طرف رودخانه برساند... . روز دوم فروردین دادشاه به تحریک انگلیسی ها راه را بر او بسته بود و هر چهار نفرشان را ترور کردند. خبر که به کرمان رسید،  من برای عکاسی و تهیه ی خبر رفتم. دوربین کارل کف ماشین افتاده بود فیلمش را برداشتم و بعدها ظاهر کردم. عکس ها و خبر من در صفحه ی اول اطلاعات چاپ شد.» مشکوه ماجرای کشته شدن دادشاه را نیز مفصل تعریف می کند و می گوید:« آن خبر هم به نام من در اطلاعات چاپ شد و غائله ی دادشاه برای همیشه پایان یافت.»

   هادی مشکوه مدتی عکاسخانه ی پدر را «چهره نگار» نامید؛ اما بعدها باز به نام مشکوه به فعالیت ادامه داد. او از آنجا که کرمان را برای پیشرفت خود و فرزندانش دیگر مناسب نمی دیده است، در سال 1337 تصمیم می گیرد به تهران مهاجرت کند. او می گوید: « چون عکاس ارتش بودم ,آن ها شخصی به نام بلوچ را معرفی کردند که عکاسی را به او آموزش دهم تا به جای من کارهایشان را انجام دهد. بعد از این که عکاسی را آموخت عکاسخانه را با همه ی لوازم و آرشیوش به او واگذار کردم، بعد ها شنیدم شیشه ها را شسته و به عنوان شیشه ی ساختمانی فروخته است.» و این آخرین باری نیست که آرشیو او معدوم می گردد. هادی مشکوه که به همراه پدر و خانواده اش در تهران سکنی می گزیند، در پنجم تیر ماه 1337 با دریافت مجوز از «اتحادیه ی عکاسان ایران»،«فوتو کسری» را در محل «عکاسی شید» واقع در ضلع شرقی میدان شهناز , اول خیابان دماوند که متعلق به محمد علی امیر افسر بود و در اردیبهشت 1335 تاسیس شده بود , افتتاح کرد.

او که از اصل چهار کرمان به وزارت فرهنگ و هنر منتقل شده بود پس از سه ماه , کار در آنجا استعفا داده و عکاسی مذکور را تاسیس می کند. این عکاسخانه تا تابستان 1387 دایر بوده است . «دو سه ماهی از افتتاح عکاسی کسری که گذشت از تئاتر لاله زار دنبالم فرستادند که برای ویترین تماشاخانه ها عکس بگیرم.  عکس ها مورد توجه دوستان قرار گرفت و چند هفته بعد شخصی به نام محمد سخن سنج که مدیر تولید    فیلم ها بود نزد من آمد و پرسید که حاضر هستم عکس های فیلم های سینمایی بگیرم؟ ، ومن هم موافقت کردم و قراردادی نوشتم برای گرفتن عکس های فیلم «فرار از قانون» به کارگردانی علی اصغر گرمسیری. حدود نیم ساعت از این فیلم ساخته شد ، اما به لحاظ وضع بد مالی ادامه پیدا نکرد تا این که توسط سخن سنج به استودیوی خاورمیانه معرفی شدم و با جواهری , تهیه کننده ی فیلم «ستارگان می درخشند» قرارداد نوشتم و از آن به بعد کار عکاسی ام رونق گرفت»

«فتو کسری» با حضور محمدرضا ذوالفقاری و فرزندان مشکوه به نام های کوپال و کسری از آتیه های فعال دهه ی 1340 بوده است ( بهارلو,1386,صفحه ی63)

«محمد رضا ذوالفقاری در خصوص همکاری با مشکوه و فعالیت خود به عنوان عکاس صحنه گفته است :«از دوره ی نوجوانی به کار عکاسی علاقه داشتم, و از سال 1333 در عکاسخانه های مختلف به این حرفه مشغول بودم. حرفه ی اصلی من چاپ عکس , و عکس برداری آتلیه و جشن های عروسی بود. به تدریج کار روتوش عکس و پوزتیف و کار های جنبی دیگر را هم فرا گرفتم. بعد از چهار سال به کمک شخصی به نام شمس که از خبرگان صنعت عکاسی بود , همکاری ام را با مجله ی تهران مصور آغاز کردم. ایشان در کار عکاسی سرعت عمل بالایی داشت و کارهای خبری انجام می داد. پس از سه سال همکاری , شخص دیگری مرا برای عکس برداری و چاپ به هادی مشکوه , که از عکاسان معروف سینما بود , معرفی کرد , و از آن زمان به بعد کارم را به صورت حرفه ای ادامه دادم. بعد از چند ماه به تشخیص مشکوه برای عکس برداری فیلم عصیان که ساموئل خاچیکیان می ساخت و فیلمبردار آن نصرت الله کنی بود معرفی شدم ... کار رسمی من در سینما عملا با همین فیلم شروع شد...» (همان)

مشکوه و ذوالفقاری عمدتا با نام آتلیه ای «فتو کسری» فعالیت می کردند. عکاسی صحنه ی شماری از فیلم های دهه ی 1340 که عنوان "فتو کسری" را دارند به این شرح است: پرتگاه مخوف(رضا صفایی,1341) , طلاق (گرجی عبادیا,1342) , جاهل ها و ژیگول ها(حسین مدنی,1343) , تعقیب خطرناک(صفایی,1343) , همه سر حریف(محمد رضا فاضلی,1344) , دنیای پول(قدرت الله احسانی,1344) , نبرد غول ها(رضا بیک ایمانوردی,1344) , رانندگان جهنم(فاضلی,1345) , عذاب مرگ(عباس دستمالچی,1345) , یکه بزن(صفایی,1346) , و در جست و جوی تبه کاران(منصور مرزی,1346) در تعدادی از فیلم ها نیز به طور مشخص , به نام هادی مشکوه به عنوان عکاس صحنه اشاره شده است؛ مثل: مرد ونامرد(سیاووش شاکری,1346) و شب فرشتگان(فریدون گُله,1347).

کوپال و کسری مشکوه , فرزندان هادی مشکوه , نیز از اواخر دهه 1340 به واسطه همکاری با پدرشان و کارهای متعددی که به "فتو کسری" رجوع می شد کار خود را در عکاسی صحنه سینما آغاز کردند. کوپال متولد 1331 در کرمان بود. مرد دو چهره (رضا بیک ایمانوردی,1347) نخستین فیلمی است که در عنوان بندی آن نام کوپال مشکوه ذکر شده است. کوپال و کسری مدت زیادی فعالیت عکاسی نکردند. کوپال بعدها کارگردان شد و پس از ساختن چند فیلم ناموفق به آمریکا رفت. برای که قلب ها می طپد (ایرج قادری,1350) جنوبی (محمد رضا فاضلی,1352) دل خودش می خواد(سیامک یاسمی,1352) , جوانمرد(فریدون ژورک,1353) , جوجه فکلی(رضا صفایی,1353) و گروگان (احمد شیرازی,1353) فیلم هایی است که عکاسی آن ها به عهده ی کوپال مشکوه بود.(همان)

شاید این نکته نیز ارزش یادآوری داشته باشد که هادی مشکوه و محمد رضا ذوالفقاری همچمون بسیاری از عکاسان صحنه در دو دهه ی 1330 و 1340 نظیر اصغر بیچاره , رضا بانکی , حسین ملکی و اکبر اصفهانی از آنجا که در بسیاری از مراحل فیلم برداری حضور داشتند , در صحنه های کوتاهی از فیلم ها نیز به ایفای نقش می پرداختند و بدین سان اشتیاق خود را به حضور در جلوی دوربین نیز نشان می دادند.

رضا بانکی نیز قبل از آنکه آتلیه ای برای خود دایر کند برای مدتی با "فتو کسری" همکاری می کرد که عکس های فیلم اشک یتیم (عزیز الله رفیعی,1343) نمونه ای از این همکاری است.(همان)

هادی مشکوه درباره چگونگی مهاجرت و اقامت فرزندش کوپال می گوید:« بعد از انقلاب وقتی که دانشجویان سفارت آمریکا را گرفته بود آقای اسکوئی که قبلا کمک فیلم بردار بود و از دوستان خانوادگی ما و آن زمان خبرنگار و عکاس بی بی سی، برای تهیه گزارش این رویداد به ایران آ مده بود. او مدتی به صورت همزمان با یکی از خبرگزاری های کانادا نیز همکاری می کرد اما آنها خواسته بودند اگر می تواند عکاسی مستقل معرفی کند یا اطلاع دهد که خودشان کسی را بفرستند. او شبی به خانه ما آمد وبه کوپال پیشنهاد کرد برای عکاسی به سفارت برود....عکسهایش را پسندیده بودند و از او دعوت به همکاری کردند ...»

     کوپال مشکوه پس از اقامت در کانادا ،علاوه بر کار رسمی اش ، آتلیه ی عکسی هم دائر کرده و پس از آن تغییر شغل داده است. او اکنون علاوه بر آن که نمایندگی اتومبیل دارد رادیو ایران را با همکاری سفارت ایران اداره می کند. کوپال علاوه بر عکاسی به عنوان کارگردان چهار فیلم در عرصه ی سینمای ایران حضور داشته است.

   شیث مشکوه نوه ی هادی و فرزند کسری ، اکنون مدیریت یکی از لابراتور های صداگذاری را به عهده دارد اما فرزند دیگر مشکوه به نام کیان وارد عرصه ی عکاسی و سینما نشده است.

هادی مشکوه پس از انقلاب به عنوان عضو «شورای صنفی سینما» انتخاب می شود او که پرکار ترین عکاس سینمای ایران بوده و 333 فیلم سینمایی را عکاسی کرده است ، تصمیم می گیرد به خاطر مهاجرت عده ی کثیری از تهیه کنندگان از کشور و عدم حضور کسی که حاضر باشد در سینمای بلا تکلیف آن زمان       سرمایه گذاری کند خود به تهیه کنندگی اقدام نماید او با فیلم کرکس ها می میرند. شروع می کند او می گوید :"بعد از ساخت فیلم با توجه به جو آن زمان سینماها اکران آن نیز با مشکل مواجه بوده اعلام کردم سانس پخش شود , مردم استقبال کردند."

او تا کنون 21 فیلم سینمایی تهیه کرده است مشکوه که در شمار تهیه کنندگان مشهور سینما است فیلم هایی چون ترن , سردار جنگل و میرزا کوچک خان به کارگردانی امیر قویدل. فرمان به کارگردانی کوپال مشکوه، پلاک به کارگردانی ابراهیم قاضی زاده ، ستاره و الماس به کارگردانی سیامک شایقی، شریک زندگی به کارگردانی علی خوش نشین را در کارنامه ی تهیه کنندگی خود دارد. . اولین فیلم رنگی سینمای ایران «مرز» را به کارگردانی جمشید حیدری تهیه کرده است فیلم«ترن» اولین فیلم درباره ی انقلاب ایران است و بارها از سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است. آخرین فیلم اکران شده ی او «ماشین عروس» بوده است.

لازم به ذکر است آرشیو ارزشمند«فتو کسری» حاوی عکس های بسیاری از سینمای ایران و هنرمندانش به اضافه آثار آتلیه ای مشکوه و همکارانش پس از انقلاب در جریان یک سوءتفاهم، از بیم تعرض نیروهای انقلابی ، بدست شاگرد مشکوه معدوم می گردد.

    مشکوه اکنون به قصد تامین بخشی از هزینه های موسسه ی خیریه ای که تاسیس کرده است مجوز ساخت فیلم مستندی از شهرهای ایران را دریافت کرده و اکنون در کنار پی گیری امور آن موسسه به این امر نیز می پردازد. او اکنون برای انجام این امور مکررا به کرمان می آید اما تا چند ماه گذشته از هر کس سراغ او را    می گرفتم خبری نداشت...

بعد از آن که او را یافتم و گفتگوی مفصلی در منزلش داشتیم . چند دیدار دیگر در تهران و کرمان اطلاعاتم را کامل تر کرد  . بعد از آن مجله ی عکسنامه در   شماره ی 26 مطلبی حاوی اطلاعاتی درباره ی او چاپ کرد و نشریات محلی کرمان در پی حضورش به برگزاری نشست و گفتکو با او پرداختند. به هر حال او راوی بخش مهمی از تاریخ عکاسی کرمان است . هادی مشکوه در 53 سال گذشته فقط یک سفر کوتاه شبانه به کرمان داشته است و اکنون شناختن محله های شهر برایش غیر ممکن است. او می گوید: «درزمان حضورم در کرمان، روزی گفتند می خواهیم کلنگ احداث میدانی را بزنیم و خواستند برای عکاسی در این مراسم حضور داشته باشم آن روز با فاصله ی خیلی زیادی از مرکز و نقطه ای از بیابان اطراف شهر مراسم برگزار شد. آن میدان همین میدان آزادی است که حالا مرکز شهر کرمان است.

لازم به ذکر است در این پژوهش و تهیه این مقاله با توجه به کمبود منابع مکتوب در زمینه تاریخ عکاسی کرمان ، بخش عمده مطالب از گفتگوهای اختصاصی با هادی مشکوه گرفته شده است.

 

عباس افضلی ننیز *

 

*عضوهیئت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان

دانلود فایل مرتبط با خبر :
Share
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :(اختیاری)پست الکترونیک :(اختیاری)
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
= ۱۳ + ۱۴ ارسال
395346