تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۶/۲۰ ۰۰:۲۸ |
کد خبر: ۳۹۵۱۶۳

سرمقاله روزنامه شهروند/ در بي‌کيفيتي روز کيفيت 

« در بي‌کيفيتي روز کيفيت » عنوان يادداشت روز روزنامه شهروند است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد

« در بي‌کيفيتي روز کيفيت » عنوان يادداشت روز روزنامه شهروند است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

در ايران عادت داريم که بيشتر مشکلات جامعه را به مسائل فرهنگي و فردي ربط دهيم و چون اين دو مشکل نيز به دلايلي که روشن است و از فرط تکرار نيز به موضوعي کهنه تبديل شده، حل نمي‌شوند، در نتيجه هميشه درجا مي‌زنيم و نمي‌توانيم گامي براي حل مشکلات برداريم. وقتي که يک نفر سوار بنز يا تويوتا و سپس سوار پيکان شود، فوري اين را به ويژگي‌هاي اخلاقي و فرهنگي مردم آلمان و ژاپن و برتري آنها بر مردم ما ربط مي‌دهد، گويي که اگر مردم عوض شوند (چگونه عوض شدن آنها بحث ديگري است)، همه چيز حل خواهد شد و اصولا فکر نمي‌کنيم که مردم را چگونه مي‌توان عوض کرد؟ و چرا تا حالا نتوانستيم؟
فردا در تقويم رسمي کشور روز کيفيت ناميده شده است. طبيعي است در اين مورد براي چيزي که نداريم بايد روز تعيين کنيم و اين فرق مي‌کند با روز مادر که براي پاسداشت آنچه که داريم، روز تعيين کرده‌ايم. پرسشي که براي همه ما مطرح مي‌شود، اين است که چرا کيفيت توليدات و خدمات در ايران قابل مقايسه با کشورهاي توسعه‌يافته نيست؟ علت آن چيست و چگونه مي‌توان اين مشکل را حل کرد؟ چرا پژوي فرانسه کيفيتي متفاوت با پژوي توليد ايران دارد؟ واقعيت اين است که اين موضوع چندان ربطي به فرهنگ مردم ما و اين‌که مثلا بي‌تعهد هستيم يا از زير کار درمي‌رويم و امثال اينها ندارد. به‌طور قطع اگر در يک بنگاه توليدي يا خدماتي افراد متعهد و داراي پشتکار باشند، کيفيت توليد بهتر خواهد بود، ولي مشکل اصلي اين نيست. اجازه دهيد مثالي زده شود. چرا برخي از محصولات ايران کيفيت‌هاي خوب و سطح بالايي دارند، ولي ساير محصولات نه؟ آيا مردماني که در توليد آن محصولات باکيفيت دخالت دارند، ايراني نيستند يا بافرهنگ‌تر و زحمتکش‌تر نسبت به ديگران هستند؟ براي نمونه پسته ايران چرا در سطح استانداردهاي جهاني است، چرا فرش‌دستباف چنين جايگاهي دارد؟ چرا برخي از محصولات غذايي و فرآوري‌شده حرف اول را مي‌زنند؟ پاسخ اين است که اين محصولات عموما در بازارهاي جهاني درحال رقابت هستند و اگر کوچکترين خدشه‌اي به کيفيت آنها وارد شود، از بازار جهاني حذف مي‌شوند. نمونه‌اش پسته. چند‌ سال پيش اروپايي‌ها پسته صادراتي ايران را بازگشت دادند، به دليل اين‌که نوعي ماده سمي سرطان‌زا به نام افلاتوکسين ناشي از قارچ در پسته ايران بيش از حد مجاز ديده شده بود. بازگشت پسته از اروپا يعني ورشکستگي پسته‌کاران. وقتي که ٩٠‌درصد محصول پسته صادر مي‌شود، معناي اين امر بر توليدکننده روشن است، بنابراين توليدکننده و صادرکننده در توليد، نحوه نگهداري و انبارداري و ارسال محصول به خارج نهايت احتياط را خواهند کرد تا محصول درجه يک فروخته شود. در اين‌جا اعتبار و کيفيت کالا تبديل به عدد و رقم پولي و نيز نظارت قوي خواهد شد و پاسخ اين نظارت در افزايش دقت توليدکننده و کيفيت کالا خواهد بود.
ولي اوضاع در داخل کشور چگونه است؟ نمي‌دانم شايد آن پسته‌هاي برگشت خورده در ايران فروخته شده است. يا نظارت کافي بر توليد و استانداردهاي آن نيست يا اگر هست ضمانت اجراي کافي وجود ندارد و جالب‌تر اين‌که هر روز نيز معيارهاي موجود در استاندارد کالا و خدمات بالاتر مي‌رود، ولي هيچ وقتي، ضمانت اجراي کافي براي همان سطح اوليه استاندارد نيز رعايت و اعمال نمي‌شود. متاسفانه اعتراض مردم نيز نمي‌تواند به جايي برسد، چون اعتراضات فردي پرهزينه و کم‌سود است. وقتي يک شرکت هواپيمايي به دليل ايرادهاي فني مربوط به شرکت خود، ١٠ ساعت تأخير در پرواز دارد، چرا نبايد خسارت مسافران را بپردازد؟ خب آنها هم خواهند گفت به اين دليل که حقي در تعيين قيمت بليت پرواز نداريم. چرا چنين حقي به آنان داده نمي‌شود، به اين دليل که سازوکار رقابتي در ميان شرکت‌هاي هواپيمايي نيست. يکي از دوستان تعريف مي‌کرد که در تابستان با خانواده خود عازم سفري از يک پايتخت اروپايي به پايتخت ديگري بود و قرار بود با هواپيماي يونان پرواز کند که معلوم نشد چرا جا براي آنان نبود و لذا مجبور شد، با ٦ ساعت تأخير آن پرواز را برود، ولي براي همين خطا، به سرعت به‌ازاي هر نفر ٢٥٠ يورو خسارت و يک وعده غذاي کامل و يک بليت مجاني دادند که چند برابر هزينه هواپيما بود. چرا آنان چنين رفتاري دارند، چون رقابت است و اگر اين کار را نکنند، آبرويشان مي‌رود و در رقابت شکست مي‌خورند؛ همچنان که شرکت هواپيمايي قبلي اين کشور نتوانست به حيات عادي خود ادامه دهد.
در آن‌جا نهادهاي نظارتي پاسخگوي مردم هستند، دولت و دستگاه قضائي به حقوق مردم رسيدگي مي‌کنند، ضمنا دست توليدکنندگان هم براي استخدام و اخراج باز است و با کمترين هزينه، توليد خود را انجام مي‌دهند و نيازي به پرداخت زيرميزي و... ندارند؛ از همه مهم‌تر شفافيت و دسترسي به اطلاعات وجود دارد. هنوز که هنوز است گزارش وضعيت بنزين‌هاي مصرفي در ايران به‌ويژه تهران منتشر نشده است و کسي نمي‌داند که مشکل اين بنزين‌ها چيست؟ و مسئول آن کيست؟ و هيچ‌کس هم به مسأله رسيدگي جدي نمي‌کند. مديريت‌ها رانتي هستند. وقتي که کسي بدون هيچ سابقه‌اي در دولت پيش مديرعامل يکي از دو شرکت معتبر خودروسازي مي‌شود، نتيجه همين وضعيت خودرويي کشور است. بنابراين مسأله کيفيت در ايران بيش از اين‌که به ويژگي‌هاي فرهنگي و فردي و توليدکنندگان برگردد، به مسائل ساختاري توليد و مديريتي کلان جامعه مربوط مي‌شود.

 

 

دانلود فایل مرتبط با خبر :
Share
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :(اختیاری)پست الکترونیک :(اختیاری)
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
= ۱۱ + ۱۴ ارسال
395163