تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۸/۱۱ ۰۷:۵۹ |
کد خبر: ۳۹۴۸۶۹

سرمقاله روزنامه جهان صنعت/ فقط ۹۰ هکتار جنگل‌زدايي؟

« فقط ۹۰ هکتار جنگل‌زدايي؟ » عنوان يادداشت روز روزنامه جهان صنعت به قلم غلامرضا کيامهر است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد

« فقط 90 هکتار جنگل‌زدايي؟ » عنوان يادداشت روز روزنامه جهان صنعت به قلم غلامرضا کيامهر است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:
کاملا درست گفته‌اند که خبر کوتاه زماني بعد از تولد مي‌ميرد اما اين واقعيت در مورد خبرهايي که در رسانه‌هاي کشور ما منتشر مي‌شود حتي اگر مربوط به مسايل سرنوشت‌ساز کشور و جامعه باشد، بيشتر مصداق پيدا مي‌کند. از اين دست خبرها را در چند سال اخير به وفور شاهد بوده‌ايم که خيلي زود از يادها رفت و به بايگاني تاريخ سپرده شد؛ خبرهايي مثل سرطانزا بودن سوسيس و کالباس‌هاي محصول کارخانه‌هاي فرآورده‌هاي گوشتي که از خمير مرغ و روغن پالم و مواد نگهدارنده غيرمجاز در توليد محصولات خود استفاده مي‌کردند و کارخانه‌هاي توليد مواد لبني که چربي محصولاتشان را به جاي چربي طبيعي، روغن پالم تشکيل مي‌داد، آتش‌سوزي‌هاي پي‌درپي در مناطق جنگلي زاگرس و تازه‌ترين آنها قطعي شدن اجراي پروژه احداث سد شفارود با قطع درختان 90 هکتار از اراضي جنگلي شمال که فقط چند روز به تيتر صفحه اول روزنامه‌ها تبديل شد و خيلي زود به خيل ديگر خبرهاي فراموش‌شده پيوست. در چند روزي که بحث احداث سد شفارود مطرح بود، خبردار شديم که در طرح اوليه اراضي جنگلي که براي احداث سد بايد از صفحه روزگار محو مي‌شده، 350 هکتار بوده که حالا به لطف دولت تدبير و اميد به 90 هکتار کاهش پيدا کرده اما کسي نپرسيد که چرا بايد در کشوري که مساحت جنگل‌هايش طي 30، 40 سال گذشته از حدود 25 ميليون هکتار به حدود 12 ميليون هکتار کاهش پيدا کرده، در کشوري با اقليم نيمه‌خشک که براي سبز کردن يک درخت بايد رنج بسيار کشيد و آب بسيار مصرف کرد، در کشوري که سال‌هاست دچار خشکسالي شده و به گفته رييس سازمان حفاظت محيط‌زيست 85 درصد منابع آبي آن به مصرف رسيده، بايد براي اجراي پروژه‌اي که نامش پروژه عمراني است، 90 هکتار از اراضي جنگلي آن منهدم شود. اينکه مي‌گوييد قلع و قمع 350 هکتار اراضي جنگلي در محل احداث سد شفارود را به 90 هکتار تقليل داده‌ايد، کار خوبي کرده‌ايد اما آيا نمي‌شد به جاي احداث يک سد بزرگ برهم‌زننده اکوسيستم منطقه که سال‌هاست در دنيا منسوخ شده، طرحي براي احداث چند بند و آبگير که مستلزم انهدام اراضي جنگلي نباشد، تهيه و اجرا مي‌کرديد؟ آيا تجربه تلخ احداث سد گتوند در دولت گذشته و سدهاي بزرگي که بدون در نظر گرفتن پيامدهاي سوء زيست‌محيطي روي کارون زده‌ايم براي پرهيز از اشتباهات گذشته کافي نبوده است؟ يا سدهايي که روي رودخانه‌هاي منتهي به درياچه اروميه بنا کرديم و با احداث آنها به سند مرگ و خشک شدن اين اکوسيستم کم‌نظير جهاني تبديل شد و حالا هرچه تلاش مي‌کنيم و هرچه بودجه در نظر مي‌گيريم قادر به برگرداندن زندگي به اروميه نيستيم همچنان که نمي‌توانيم براي شورآبي که در پشت سد گتوند ايجاد کرده‌ايم، راه‌حلي پيدا کنيم. تجربه‌هاي تلخ گذشته تا کي بايد در کشور ما تکرار شود و تا کجا بايد بهاي سنگين اين تجربه‌ها را بپردازيم؟از سازمان عريض و طويل و پرحرف و حديث حفاظت محيط‌زيست که براي جلوگيري از انهدام جنگل‌ها و ويراني محيط‌زيست کشور که کاري ساخته نيست. سازمان‌هاي مجري طرح‌هاي عمراني هم که اصولا به چيزي جز اجراي طرح‌هاي موردنظر خود که محيط‌زيست در آنها هيچ محلي از اعراب ندارد، فکر نمي‌کنند، از سازمان‌هاي قدرتمند مردم‌نهاد که مانند حزب‌هاي سبز اروپا بتوانند با قدرت جلوي دست‌اندازي دولت به عرصه‌هاي طبيعي و زيست‌محيطي را بگيرند، در کشور ما اثري نيست. بعضي ارگان‌ها و نهادها هم که خود را چندان ملزم به رعايت قوانين نمي‌دانند و هرجا که اراده کنند، با ساخت‌وسازهاي بي‌رويه خود به مظاهر محيط‌زيست کشور آسيب مي‌رسانند. پس چه سازمان و نهادي بايد فريادرس محيط‌زيست ما و حفظ آن براي نسل‌هايي که قرار است در آينده در اين سرزمين زندگي کنند، باشد.در کشورهاي پرآب و باران اروپايي و آمريکاي‌شمالي که درصد زيادي از مساحت آنها را عرصه‌هاي سرسبز جنگلي تشکيل مي‌دهد و رودخانه‌هاي پرآب در آنها جاري است، به اين آساني‌ها اجازه دست‌اندازي به جنگل، رودخانه و ديگر عرصه‌هاي زيست‌محيطي را نمي‌دهند. در آن کشورها اگر قرار بر قطع درختان جنگلي يا باغ و فضاي سبز به منظور اجراي پروژه‌هاي عمراني باشد، بايد همان مجريان چند برابر درختاني را که قطع مي‌کنند، در جاي ديگري اقدام به کاشت درخت و ايجاد فضاي سبز کنند. آيا نبايد از همين روش براي جبران جنگل‌زدايي‌هايي که براي اجراي پروژه‌هاي عمراني از جمله همين سد شفارود صورت مي‌گيرد، استفاده کرد و اجازه نداد که وسعت اراضي جنگلي ما به هر بهانه‌اي کاهش پيدا کند و يقينا چنين کاري امکان‌پذير است ولي اين آرزو در صورتي برآورده مي‌شود که هم سازمان حفاظت محيط‌زيست ما نقش زينت‌المجالسي خود را کنار بگذارد و به يک سازمان به معناي واقعي مدافع و حافظ محيط‌زيست کشور تبديل شود و هم اجازه دهيم سازمان‌هاي مردم‌نهاد طرفدار محيط‌زيست با برخورداري از آزادي عمل لازم در عرصه اجتماعي کشور حضور پيدا کنند.

دانلود فایل مرتبط با خبر :
Share
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :(اختیاری)پست الکترونیک :(اختیاری)
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
= ۸ + ۹ ارسال
394869