تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۶/۲۷ ۰۸:۵۳ |
کد خبر: ۳۹۲۴۷۷

حرف های جالب دبیرکل فدارسیون فوتبال

علیرضا اسدی درباره روابطش و عقایدش درباره کارلوس کروش سخن گفت .

به گزارش شباویز به نقل از راه دانا؛  علیرضا اسدی؛ این نام از روزی در فوتبال ایران به شهرت رسید ه کارلوس کروش بعد از نشست مشترک با او با عصبانیت فدراسیون فوتبال را ترک کرد و گفت نمی تواند با فدراسیونی کار کند که دبیرش می خواد حذفش کند. کسی که گفته بود سرمربی تیم ملی از نظر نتیجه گیری موفقیتی نداشته است. علیرضا دبیرکلی بود که از  همان ابتدا همه می گفتند از سوی علی کفاشیان انتخاب نشده است و خودش هم خیلی جدی تکذیبش نکرد. او حالا ماه ها بعد از آن اتفاقات در گفت و گو با خبرآنلاین ، درباره آن انتخاب سخن می گوید. درباره ماجرای نشست با کارلوس کروش و کلی مسئله دیگر در فوتبال مان. مردی که هنوز عکس مهدی محمد نبی ، دبیرکل سابق را از سردر اتاقش برنداشته است ، از تعامل با کارلوس کروش سخن می گوید. از اینکه آماده است برای روزهای خوب بدون تهدید.

علیرضا اسدی در دفتر کارش نشسته ، اتاقی که میزش کشویی ندارد که کشوی جادویی لقب بگیرد. او  را به روزهای اول حضورش در  پست دبیرکلی می بریم. درباره روزهایی که می گفتند شمشیری در دست گرفته تا کارلوس کروش را بزند. او از فضای سنگین اولین روزهای حضورش در فدراسیون می گوید:«قبل از آمدن من هم یک فضای دیگری اتفاق افتاد، قبل از اینکه من بیایم یک فضای دوگانه‌ای به وجود آمده بود که به این قضایا دامن زد. این فضا را مجری‌ها درست می‌کنند، آدم‌های معمولی درست می‌کنند یا خود رسانه ها؟ معمولاً مهمترین عنصری که یک نوع تضاد یا تلاش یا حتی تفاهم را بین دو نفر یا ساختار یا ارگان یا سازمان درست می‌کنند، چه کسانی هستند؟»

اما آیا واقعا نشریات تمام این اتفاقات را فضاسازی کرده بودند؟ اسدی که پیشینه ای در فوتبال داشته چرا اینگونه به دلیل نوع انتخابش با نقد مطبوعات مواجه می شود؟ خودش می گوید:« خب می‌توانستند تماس بگیرند و سؤال کنند.من به هیچ‌وجه رسانه گریز نیستم. به این دلیل که اگر شما دارای یک تفکری باشید و بخواهید خدمت کنید، باید این آگاهی را در سطح عموم پخش کنید تا بتوانید در حوزه اجرا آن را عملی کنید. بدون آگاهی دادن و بدون تربیت کردن که هم خودتان و هم مخاطب تربیت می‌شوید، اصلاً زمینه اجرا فراهم نمی‌شود. شما همه انبیا را ببینید اول شاگرد تربیت می‌کنند، بعد ساختار نهضت تولید می‌شود. این‌طور نیست که یک باره شما مستقلا بخواهید با یک تفکری وارد حوزه اجرا شوید. ولی زمانی که من آمدم یک فضا و جو خیلی سنگینی درست شد. تیترهای مثل فلانی آمد نماینده فلان جاست آمده است که این کار را انجام دهد، این کیست از کجا آمده و... شما باید بگویید یک نفر هست آمده او را نمی‌شناسیم. بهترین راه این است که به او زنگ بزنیم و از خودش بپرسیم. چون بالاخره وقتی شما در یک جایگاهی نشستی، مردم توقع دارند بدانند که از کجا و با چه سابقه‌ای آمدید. این راه مستقیم است، راه غیرمستقیم هم همانی است که اتفاق افتاده. چون این فضا بود و من باید یا با آن مقابله می‌کردم یا سکوت اختیار می‌کردم یا همراهی می‌کردم. فضای رسانه‌ای آن چیزی که الان در کشور ما وجود دارد، بسیاری نسبت به این فضا و گویش حقایق در حوزه ورزش انتقاد دارند و می‌گویند خیلی جاها کورکورانه هم انتقاد و هم حمایت می‌شود. یعنی بر مبنای شاخص و ساختار حمایتی این اتفاق نمی‌افتد. تقریباً یک نوع یارگیری در این حوزه اتفاق افتاده و من وقتی از بیرون هستم و هیچ وابستگی هم به کسی ندارم، نمی‌خواهم که جز هیچ کدام از این دسته‌ها باشم. من یک آدمی با سابقه ورزشی و مدیریت ورزشی هستم و در این مورد تحصیلات دانشگاهی دارم و آمدم که کمک کنم. اما برداشت‌ها متفاوت بود. بعضی‌ها استقبال کردند، بعضی‌ها تهدید دانستند، بعضی‌ها مقابله کردند، بعضی‌ها پا را از مقابله هم فراتر گذاشتند و یک فضایی برای من درست کردند که در آن حرکت کنم و من اصلاً در این فضاها حرکت نمی‌کردم. یعنی دلیل نداشت در فضایی که آنها برای من در این قضیه می‌سازند، حرکت کنم. نکته دوم اینکه قائل به تقابل بین ارکان‌های مختلفی که در حوزه ورزش به خصوص در فوتبال هست نبودم. یعنی آقای کفاشیان را از قبل می‌شناختم، قبل از اینکه انتخاب شوم در فدراسیون پزشکی ورزشی بودم و قبل از اینکه به من پیشنهاد بدهند دبیر کل شوم آقای کفاشیان را دیده بودم. دو هفته قبل از اینکه اسم من مطرح شود ایشان به من گفتند و بعد من وقایع را فهمیدم که قبل از من هم آدم‌های مختلفی معرفی شده بودند، اما فصل مشترکی بین این دو ساختار نبوده است. اما برداشت اجتماع چیز دیگری بوده که اصلاً ایشان برای این انتخاب شده و تحمیل شده. همین الان هم این را می‌گویند.»

شما از قبل با وزیر ورزش آشنا بودید؟

من آقای دکتر گودرزی را از سال 64 می‌شناسم، ایشان رئیس دانشگاه تهران بودند و مربی تیم ما که برای بنیاد شهید بود، مرحوم دهداری بودند و زمین تمرین ما دانشگاه بود و ایشان محبت می‌کرد و ما در آن زمین شماره یک تمرین می‌کردیم. دیدار و دوستی ما از آنجاست. ادامه آن هم این است که ایشان برخلاف اینکه می‌گویند ضدفوتبال است، خودش هم بازی می‌کرد و نزدیک به 30-35سال است که یک تیمی در دانشگاه تهران دارند. بیشتر از 30سال است تمام دوستان، وزرا و معاونین و... گاهی اوقات هم خود دکتر گودرزی می‌آیند و بازی می‌کنند و رئیس فدراسیون شمشیربازی هم آقای باقرزاده از دوستان بسیار صمیمی ما هستند و ایشان هم در تیم ما هستند. آقای کفاشیان را هم از خیلی قدیم می‌شناختم. هر دو از دوستان خوب و بزرگوار من هستند. دکتر سجادی از زمانی که رئیس فدراسیون بودند و زمانی که ما فوتبال بازی می‌کردیم، قبل از ما فوتبالیست بودند. اینکه در زمان خود ایشان من عضو تیم‌ملی بودم و  یک علقه دیگری که هر دوی ما به آقای دهداری داشتیم، این پیوند را محکم‌تر کرد. آقای عباس گائینی که از دوستان خیلی نزدیک من هستند، آقای قراخانلو، آقای خبیری این‌ها از کسانی هستند که من احترام خاصی برایشان قائل هستم.

البته شما خیلی در آن حلقه دانش آموختگان عالی ورزش نبودید.

من یک دوره با آنها بودم و بعد رفتم حقوق خواندم و بعد آن را هم رها کردم و رفتم پزشکی خواندم. ولی آنها را هم می‌شناسم. آقای دکتر حمیدی هم اتاقی من بود.

برسیم به جلسه معروف 5-6ساعته که با کروش داشتید . آن نشست را ضبط کردید؟

بله برای اینکه در تاریخ ثبت شود از ایشان اجازه گرفتم و به ایشان هم گفتم بهتر است صحبت‌هایمان ضبط شود و جز حقوق شما هم هست بهتر است شما هم ضبط کنید که ایشان هم ضبط کردند.

می گویند آن جلسه خیلی شبیه محاکمه بوده.

نه این‌طور نبود.

شما یک سری سند و اسناد مدرک روی میزتان چیده بودید و به آنها مدام استناد می کردید؟

نه شما وقتی با یک کارشناس صحبت می‌کنید باید کارشناسی صحبت کنید، برای کارشناسی صحبت کردن به مدرک نیاز است.

آن جلسه به خواست آقای کروش برگزار شد؟

بله ایشان درخواست کردند.

شما تند شدید؟

نه.

پس چرا ایشان بعد از جلسه گفتند آقای اسدی نمی‌خواهند من باشم؟

من نگفتم؛ کل بحث ما درباره حدود وظایف بود. من اصلاً صحبتی نکردم .چون ما قائل به یک مطلبی هستیم و آن هم این است که ما یک درون داریم و یک بیرون؛ درون ما صحبت‌هایی گفته می‌شود که درون خانوادگی است اما بیرون از جلسه باید دنبال وحدت باشیم. به همین دلیل هم من پاسخی به اتفاقات آن جلسه نداشتم. در درون ممیزی است .هم ایشان هم ما، یکسویه نیست دوسویه است. چون اگر شما دوسویه ممیزی کنید باعث می‌شود این احترام‌ها حفظ شود .همگرایی باعث رشد می‌شود. ولی اگر نگاه یکسویه باشد این جالب نیست. البته این بالانس قبلاً هم بهم خورده، هر جا این بالانس بهم بخورد تغییر این وضعیت باعث می‌شود یک طرف غالب شود یک طرف مغلوب و این درست نیست.

همان زمان ایشان گفتند من نمی‌خواهم بمانم و یک سری بحث‌ها به وجود آمد که انگار شما چیزی گفتید، خیلی حرف‌ها هم در آمد که گفتند بحث لباس‌ها و کمپ‌ها مطرح شده و...

نه اصلاً این بحث‌ها مطرح نشده.

یعنی فقط درباره حدود اختیارات و... حرف زدید؟

بله فقط درباره حدود وظایف اختیارات صحبت کردیم.

این بحث‌ها که مثلاً شما گفته باشید ایجنت شما با ایجنت فلان بازیکن یکی است... 

نه اصلاً این بحث‌ها نبود. بحث من این است در وضعیتی که الان تیم نیاز به وحدت دارد این مسائل کمکی نمی‌کند.

الان چیزی که شما می‌گویید با چیزی که در ذهن من وجود داشته هم متفاوت است.

دلیلش این است که شما صحبت‌های من را نشنیده‌‌اید. صحبت‌های من شنیده نشد به این دلیل که نمی‌خواستم کسی بشنود. ما برای وحدت آمده بودیم و نمی‌خواستیم کسی را خراب کنیم. ولی از قبل یک زمینه‌ای را ایجاد کرده بودند که اصلاً این‌طور نیست یک آدم تند و عصبی تندخو این مدلی می‌خواهد بیاید دبیر کل شود. من یک آدم دانشگاهی بودم، تحصیلات پزشکی دارم و در ارگان‌های مختلفی مثل دانشگاه آزاد و دانشگاه شهید بهشتی کار کردم و اصلاً سابقه نظامی یا اطلاعاتی ندارم، نمی‌دانم چرا این‌ها به ذهن بعضی‌ها آمده البته به یک اصولی اعتقاد دارم.

می گویند شاگردهای دهداری یک اصولی دارند که کروش با وجود اخلاق‌های بدی که داشته به نظر می‌رسد به بعضی از آن اصول پایبند است؛ مثلاً فلان بازیکن برای تیم‌ملی ناز کرده دمش چیده می‌شود با همه عوارضی که دارد.

مرحوم دهداری ادبیات بسیار سنگینی را استفاده می‌کرد. اولا روند تفکرش ممتد و سازمانی بود و به شدت در حوزه اخلاق مراعات اصول را می‌کرد. وقتی می‌خواست صحبت کند با همه هجمه‌هایی که به او می‌شد، اصول خودش را زیر پا نمی‌گذاشت. اگر کسی را در حوزه شاگرد معلمی محروم می‌کرد حقوق دیگرش را به هیچ‌وجه ضایع نمی‌کرد. ما در قطر اردو بودیم آقای حمید درخشان و ناصر محمدخانی که دو تا از ستاره‌های فوتبال ایران هستند، ----ناصر محمدخانی را ببینید وقتی پا به توپ می‌شد 5نفر را راحت دریبل می‌زد، حمید درخشان وقتی پا به توپ می‌شد آدم لذت می‌برد بازی او را ببیند- وقتی این دو نفر به اردو آمدند عین همه بچه‌ها را ردیف کرد و گفت به این‌ها به شدت احترام بگذارید که این‌ها الگوهای فوتبال شما هستند. حوزه تنبیه سرجایش است حوزه محرومیت سر جایش است. اما در حوزه اخلاق به شدت رعایت می‌کردند. نه فقط برای بازیکن‌ها برای همه آدم‌ها این کار را انجام می‌دادند.

یعنی شما از نظر دیالوگی با کروش مشکل دارید؟

نه من اصلاً با کسی مشکل ندارم. بحث الگویی که در ذهنم است ایده‌آلم آقای دهداری و منصور امیر آصفی هستند، اینهایی که در حوزه‌های اخلاق یک هستند.

پس اگر گفتمانی هم با آقای کروش دارید می‌گویید ما چنین الگویی داشتیم....

اصلاً این‌ها ما را تربیت کردند. شما ادبیات دکتر سجادی را ببینید چگونه است. تازه اگر اشتباهی هم از ما در حوزه اخلاق اتفاق می‌افتد، به خاطر ناتوانی ما در حوزه فهم مسائل تربیتی آقای دهداری بوده، نه اینکه ایشان اینجوری ما را تربیت کرده باشد. اگر اشتباهی اتفاق می‌افتد از جانب ما است. اما او یک الگوی بسیار بزرگ، مربی بسیار فهیم در حوزه‌های مختلف هم فنی، هم تکنیکی، هم اخلاقی و هم شخصیتی بود و اصلاً قابل مقایسه نیست.

هر کاری کنیم به اینجا می‌رسیم که مربی تیم‌ملی ارتباط مستقیم با شما دارد. شما به عنوان دبیر فدراسیون اگر خودتان بودید، از نظر فنی کروش را انتخاب می‌کردید؟ بالاخره شما وارث انتخابی هستید که از قبل بوده.

خیلی الان علاقه‌ای ندارم که دراین باره حرف بزنم. من هنوز هم احساسم این است که یک آدمی که توان علمی خیلی خوب دارد، همه باید بتوانیم از ایشان استفاده صد در صدی کنیم و هم ایشان باید بتواند از ما استفاده صد در صدی کند. این رابطه باید دو طرفه باشد.

پس به توان علمی و دانش فنی به ایشان اعتقاد دارید؟

بله یک زمانی شما می‌گویید من ایشان را قبول ندارم، باید عنوان کنید در چه زمینه‌ای. مثلا می‌گویید ایشان را قبول ندارم چون ایشان توانایی‌هایش را آن طور که انتظار داشتیم به منصه ظهور نرسانده یا اصلاً ما ضعف داشتیم و نتوانستیم از ایشان استفاده کنیم.

شما به ایشان گفته بودید در نتیجه‌‌گیری موفق نبوده؟

بله نظر من این بود. چون شما بالاخره در هر حوزه‌ای، خروجی بحث نتیجه است و نتیجه مهم است. به قول معلم بزرگ ما که الان اسم نمی‌برم، چون زنده است، به ما می‌گفت شما اگر جز سه تیم شوید عنوان دارد و این مهم است و چهارمی و پانزدهمی اصلاً فرقی ندارد. نتیجه حرف اول را می‌زند. یکی از بهترین استفاده‌هایی که می‌شود از کلام خود ایشان کرد این است که دادگاهی که همیشه رأی منصفانه می‌دهد، نتیجه است. نه برای من برای خیلی از آدم‌هایی که بوده با تمام افت و خیزهایی که داشته، در مجموع اگر در آن فضای التهابی نبود شاید رضایتمند بود و چون آن فضای التهابی اتفاق افتاد و ما خیلی یک طرفه داشتیم یک طرف را تأیید می‌کردیم برای من خیلی جذاب نبود.

یعنی می‌گویید آن روز براساس فضایی که در یک ماه قبل ساخته شده بود... 

کلا نتایجی که بوده.

یعنی ما یک بتی ساخته بودیم که نمی‌توانستیم ضعف‌ها را بگوییم؟

شما وقتی فضای بزرگی را در مورد هر کسی درست کنید قادر نخواهید بود در حوزه گفتمان تغییر خاصی را ایجاد کنید. در حالی که ما باید فضا را به سمتی ببریم که احترام طرف حفظ شود و ظرفیت‌های اجرایی دو طرف باعث دوستی‌شان و آورده ملی برای کشور باشد.

بلافاصله بعد از این قضایا یک مشکلاتی برای خروج ایشان از کشور یا رفتن تیم‌ملی به اردوهای خارجی پیش آمد آیا کارشکنی هم بود؟

دور از انصاف است من نمی‌خواهم مباحث اخلاقی دینی را بگویم، من خودم را لایق شاگردی پرویز دهداری نمی‌دانم. ولی می‌توانید از مسئولانی که هستند مثل آقای کفاشیان یا از اشخاص دیگری که هستند، در این باره سؤال کنید. ما اگر بخواهیم کاری کنیم در حوزه اخلاق این کار را می‌کنیم ما هیچ موقع نمی‌آییم مباحث شخصی خودمان را در حوزه اجرا پیاده کنیم. این یک نوع بی‌اخلاقی بود. یک مشکل عمده‌ای بود که چندین بار در حوزه تشریفات رفتیم و آمدیم و بالاخره این گره افتاد. اما فضا را به یک سمتی بردند و علاقه‌مند بودند جلوه بدهند که عمدی در کار بود و این یک مقدار ناجوانمردانه بود. اما من باز آنجا سکوت کردم.

این باعث شد فضا علیه خود شما تند شود.

این طبیعی است برای اینکه وقتی شناخت و ارتباط مستقیمی وجود نداشته باشد، یک مقدار هم شیطنت کنند فضا به ضرر مظلوم می‌شود.

اگر در آن شرایط کروش می‌رفت فکر می‌کنید چه اتفاقی در ادامه کار شما می‌افتاد؟ فضا خیلی علیه شما تندتر می‌شد.

من خیلی به این مسائل قائل نیستم مثلاً تند می‌شد‌چی می‌شد؟

همه شما را متهم می‌کردند به حذف سرمربی تیم‌ملی.

مگر پرویز دهداری را متهم نکردند؟ مگر در طول تاریخ آدم‌های بزرگی را متهم نکرده بودند، ولی بعد متوجه شدند دیدگاه آنها درست بوده و فضا آنقدر ملتهب بوده که نتوانسته بودند درست نگاه کنند. بحث ما بحث رفتن و بیرون کردن کسی نبود، بحث این بود که همه آدم‌ها در چارچوب کار کنند. من نمی‌دانم این مسئله چرا به این سمت و آن سمت کشیده می‌شود.

منتقدهای کفاشیان می‌گفتند کروش در مقام صندلی ریاست فدراسیون فوتبال می‌نشیند وتصمیم می‌گیرد آیا این درست بود؟

من به تعبیر اینجور آدم‌ها کاری ندارم، ولی شما خودتان اگر روزنامه‌ها و نوع رفتارها را ورق بزنید برآیند خود شما در حوزه رسانه و تمام کسانی که در این حوزه کار می‌کنند، چند مورد می‌تواند باشد. یکی اینکه چون ناتوانی وجود دارد، این قوی‌تر است و به جایش تصمیم می‌گیرد.

آقای ذوالفقارنسب همین را گفته بودند.

ایشان معلم بزرگی است بازیکن بزرگی هم بوده، مربی بزرگی هم است. ما دست تمام پیشکسوتان را می‌بوسیم و خدمتگزار همه هستیم، چه مخالفان و چه موافقان. این اهمیتی ندارد. اما این زمینه‌های ذهنی را رفتارهای آدم درست می‌کند، وقتی شما در چارچوب خودتان حرکت می‌کنید کسی به شما نمی‌گوید رئیس خیلی قسمت‌ها هستید. وقتی در چارچوب حرکت نکنید و بخواهید برای جاهای دیگر تصمیم بگیرید، حرف درمی‌‌آید. وقتی در طول زمان این اظهارنظرها تکرار می‌شود، ملکه می‌شود و همه به این باور می‌رسند که واقعاً این‌طور است.

الان به نظر می‌رسد این اختیارات کم شده فدراسیون سعی می‌کند اردوهایش را خودش بچیند و بازی‌ها را هم خودش تعیین کند.

بهتر است بگوییم تفاهم بهتری اتفاق افتاده که همه در جایگاه خودشان با احترام نسبت به دیگران رفتار کنند.

ولی در حدی که مربوط به خود کروش می‌شود، وقتی ما مشکلاتی داریم این را دامن می‌زند داشتن یک کمپ مجهز... 

شما یک بحث‌های حداقلی و یک بحث‌های حداکثری دارید. ما با توجه به امکاناتی که داریم و شناختی که نسبت به آن دارید، فکر می‌کنیم. وقتی الان من با شما صحبت می‌کنم توقع ندارم شما یک حقوق 40میلیون تومانی در ماه بگیرید، وقتی یک حقوق این میزان داشته باشید وقت برای تحلیل، تمرکز روی کار، پژوهش، تحقیق و مقایسه دارید و بالاخره حقیقت را از تمام این‌ها درمی آورید. وقتی بضاعت شما اینقدر است، تمرکزتان را هم از دست می‌دهید و این از دست دادن تمرکز هم سهوی است. پس باید به این نقطه برسیم که همه ما حداکثر بضاعتمان را انجام می‌دهیم که این اتفاق بیفتد. البته از این بهتر باید بشویم و داریم سعی می‌کنیم یعنی همه باید سعی کنند.

یک بخشی از آن شاید حقوقی است که باید جاهای دیگر برای شما ایجاد کنند و این کار را نمی‌کنند. یک سری اتفاقاتی می‌افتد که به این‌ها دامن می‌زند. شما وقتی تیم‌ملی امید را کنترات می‌دهید به یک شخصی که چنان هزینه می‌کند که آن تیم یک روز در ایران اردو نمی‌زند که به مشکل زمین در اینجا بخورد...

دو جور می‌توان تحلیل کرد؛ اول اینکه این تعبیر کنترات برداشتن تعبیر خوبی نیست. می‌توانیم بگوییم با توجه به اینکه یک نفر علاقه‌مند است و امکاناتش را دارد و سوابق مدیریتی خوبی هم داشته، تیم را به او واگذار می‌کنیم. این فرد مدیریت بزرگترین باشگاه ما را داشته و از نظر صفات اخلاقی هم مورد تأیید جامعه و مردم است و این حداقل‌ها را دارد و می‌تواند بار فدراسیون را در این قضیه کم کند. اینطور نیست که چون هیچکس شکایت نمی‌کند، پس آنها هیچ نداری ندارند. یک بحث این است. بحث دیگر این است که آنها خیلی هم نداری دارند، ولی کسی شکایت نمی‌کند. مثل اینکه یک نفر در میدان ونک زندگی می‌کند و دائما غر می‌زند، یک نفر دیگر در میدان منیریه زندگی می‌کند از نظر عدد و رقم خیلی با شما فرق می‌کند، ولی غر نمی‌زند. این دلیل بر رضایتمندی او نیست.

الان تیم امید که قطعاً در منیریه نیست.

اختلاف سطح را دارند الان مثلاً تیم امید چه چیزی دارد؟

تیم امید الان 150روز تمرین داشته که فقط 20روز ایران بوده.

نه این‌طور نیست.

دو تا اردوی ده روزه کیش داشتند تهران اصلاً تمرین نکردند. عمان، بحرین، امارات، هلند بودند. سه مرحله ترکیه بودند. الان هم به آلمان و یک کشور عربی می‌روند و بعد قطر برای بازی‌ها می‌روند. تهران کی تمرین کردند؟

بازی‌های تدارکاتی قبل از این بازی‌ها که در عید برگزار شد، چه بازی‌هایی داشتند؟ دو سه ماه بیشتر نبود.

سه ماهی که 50روز تهران نبودند.

امید را مثال نزنیم فوتبال ساحلی ما چه امکاناتی داشتند؟

شما حرف‌های آقای پیروانی و آقای کاشانی را نخواندید؟

من اصلاً این ادبیات را قبول ندارم یک مقداری هم رسانه‌ها شعله ورش می‌کنند.

آقای کاشانی با فارس مصاحبه کرده و آقای پیروانی با سایت فدراسیون فوتبال، هر دو هم اولین بار روی خروجی سایت فدراسیون آمد.

آتش بیار معرکه الان چه کسی است؟

لابد ما روزنامه نگارها.

یک اختلافی وجود دارد که کاری نداریم که کی چطور تجهیز می‌شود، بالاخره آنها هزینه‌های خود را درمی آورند و فدراسیون هم هیچ تأثیری ندارد.مطمئناً در فدراسیون به این مسئله هم فکر می‌شود. یعنی واقعاً کسی دلش می‌خواهد شرمنده تیم‌ملیش باشد؟ از نظر عقلانی و منطقی یک مدیر مسئول آن هم شخصی مثل آقای کفاشیان که همیشه لبخند به لب دارد و دلش نمی‌خواهد کسی از او برنجد... 

اینها را از ته دل درباره آقای کفاشیان می‌گویید؟

یک شخصی که این‌طور است، شما سیمای بیرونی و سیمای درونیش را می‌دانید، اهل آزاردادن کسی نیست و می‌خواهد به عنوان برآیند...

فکر می‌کنید آقای کفاشیان هم در مورد شما این‌طور فکر می‌کند؟

برای من مهم نیست چه کسی راجع به من چطور فکر می‌کند برای من مهم است که من راجع به دیگران چطور فکر می‌کنم.

آقای کفاشیان بارها اذعان کرده که شما به او تحمیل شدید .

اینها بحث‌هایی است که خیلی‌ها به آن دامن می‌زنند. اگر این‌طور بود ایشان با کسی رودربایستی ندارد و قبل از من چند نفر را رد کرده بود، می‌توانست من را هم قبول نکند.

فکر می‌کنید در چه نقطه‌ای شما و آقای کروش می‌توانید به تعامل برسید؟

ما هیچ مشکلی با هم نداریم یعنی من اصلاً با هیچ‌کسی مشکلی ندارم.

در همین دو سه روز هم مصاحبه‌هایی مطرح شده...

برای کشور ما مهم نیست چه ادبیاتی بین شما رد و بدل می‌شود، مهم این است که خروجی آن بعداً برای مردم چیست. این مهم است به شرطی که سوار موج رسانه نشویم و کار پوپولیستی انجام ندهیم و مردم را هم فریب ندهیم. این را هم از سابقه افراد می‌شود فهمید که چقدر صداقت دارند، چقدر حاضرند هزینه کنند و چقدر بلوف می‌زنند. طرف می گوید من اعتقادم بر این اصول است. اگر نباشد احتمالاً منصبم را ترک می‌کنم و به شما می‌سپارم، ببینید چقدر لاف می‌زند و بپرسید. گذشته آدم‌ها می‌تواند شخصیت آنها را نشان بدهد. خارج از همه این حرفها اگر کسی با کسی وارد یک مفاهمه‌ای شد، اختلافی هم وجود داشت اشکال ندارد. ولی وقتی از آن خارج می‌شوند و بدون اینکه هیچ مشکلی را ایجاد کنند به یک توافقی می‌رسند، باید به سمت منافع ملی کشور بروند.

الان شما و آقای کروش به سمت منافع ملی حرکت می‌کنید؟

ما کار خودمان را انجام می‌دهیم.

یکی از خواسته‌های شما جوانگرایی بود از این رضایت دارید؟

بله حتماً. ما هم مثل ملت علاقه‌مند به این کار بودیم.

یک بخشی از پتانسیلی که تا به حال از کروش استفاده نمی‌کردیم در این چند ماهه انجام شد و شاید برآیند همه این گفتمان‌ها سهم خواهی فدراسیون بوده.

تغییر نگاه به هر دلیلی اتفاق افتاده باشد، چون برای مردم ما میمون بوده، قابل قبول است. اصلاً هم من علاقه‌مند نیستم که بگویم سهم من چقدر بوده، من اصلاً دنبال سهم نیستم. شاید تفکر خود ایشان بوده. ولی چون این میمون بوده برای مردم علاقه‌مندی ایجاد کرده وبه جوان‌ها فضا داده شده من خیلی خوشحالم.

یک بحثی که درباره کروش وجود دارد این است که مثلاً مدیر فنی تیم‌ملی امید به عنوان کارشناس مستقل خیلی از ایشان انتقاد می‌کند یا خود شما برداشتی که از حرف‌هایتان می‌شود یا این حرف اخیر آقای کفاشیان که گفتند هیچ‌کس از فدراسیون حق ندارد از کروش انتقاد کند، این را به خودتان گرفتید؟

آقای کفاشیان مسئول فدراسیون است و از زاویه بالایی قضایا را می‌بنید و شاید احساس می‌کند برای اینکه وحدت ایجاد شود و حتی برای اینکه بهانه‌ای گرفته شود که در آینده نه عضو فدراسیون بهانه کند بگوید شما چون حرف‌های من را گوش نکردید، این اتفاق افتاد یا مخاطب مستقیمش فردا بگوید علت تمام ناکامی‌های ما شما بودید، به عنوان یک آدمی که بالاتر است می‌گوید هزینه‌های اختلاف را پایین بیاورید. یکی از هزینه‌های اختلاف متنافر صحبت کردن با هم است که اگر برد داشتیم همه با هم باشیم و اگر باخت هم داشتیم باز همه با هم باشیم.  فضایی را ببندیم که بعد از قضیه دنبال مقصر نگردیم و ناتوانی خودمان را گردن دیگری نیندازیم. این خارج از یک نگاه حرفه‌ای یا اخلاق حرفه‌ای است .ما می‌گوییم این کار را ما انجام می‌دهیم، همه با هم هزینه‌ها را پایین بیاوریم و در کنار هم متحد باشیم تا مردم هم خوشحال شوند از نتیجه خوب، تعداد گل بالا، جوان‌های خوب در تیم. هر کاری هم از دستمان بربیاید در تدارکات تیم انجام دهیم، تیم‌ملی‌مان است به آن عرق داریم و هیچ مشکلی ند اریم.

دهداری وار فکر می‌کنید اگر با کسی مثل کروش دست یا علی داده باشید تا تهش هستید؟

اخلاق شاگردهای دهداری این است. خصوصیات ما این‌طور است. چون کار ما اصول دارد حتی حاضریم از پست و مقام هم بگذریم.

یعنی به آن نقطه رفاقت با کروش می‌رسید؟

با هر کسی می‌رسیم. ما در جهت منافع ملی خودمان علاقه‌مند هستیم، تحقیری برای ملت‌مان ایجاد نشود و حاضریم برای اینکه مردم تحقیر نشوند، ما تحقیر شویم. بعضی مواقع می‌گویند شما باید بروید می‌گوییم چشم اشکالی ندارد. ولی ما از هیچ موج و فضایی نمی‌ترسیم، برای اینکه منافع ملی خودمان را زیر پا بگذاریم. دوران 37سال انقلاب نظام به ما یاد داده که مقاومت باید کرد و کار اخلاقی باید کرد، چون کار اخلاقی نتیجه می‌دهد، حتی اگر ما نباشیم.

دانلود فایل مرتبط با خبر :
Share
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :(اختیاری)پست الکترونیک :(اختیاری)
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
= ۳ + ۱۱ ارسال
392477