تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۶/۲۰ ۰۰:۲۰ |
کد خبر: ۳۸۸۰۶۰

بانوی من حضرت بی بی حکیمه (س)

آرام قدم بر مي داشتم ،مي خواستم همه چيز را ببينم از صخره اي سنگي گرفته تا شن ريزه اي زير پايم چشمه اي كه آب سبز رنگ داشت و كبوتراني كه مشتاقانه در هوايت پر مي كشيدند آرام قدم بر مي داشتم تا تكاپو و جنب جوش زائرانت را ببينم زائراني كه بي صبرانه به سويت مي آمدند.

بانوی من حضرت بی بی حکیمه (س)

پایگاه خبری شباویز / آرام قدم بر مي داشتم ،مي خواستم همه چيز را ببينم از صخره اي سنگي گرفته تا شن ريزه اي زير پايم چشمه اي كه آب سبز رنگ داشت و كبوتراني كه مشتاقانه در هوايت پر مي كشيدند آرام قدم بر مي داشتم تا تكاپو و جنب جوش زائرانت را ببينم زائراني كه بي صبرانه به سويت مي آمدند.

بانوي من !آرام از پله ها بالا مي آمدم با هر قدم قلبم تندتر مي زد و عطش ديدارت در وجودم زبانه مي كشيد . وارد حرمت شدم . حرمي كه مثل هيچ حرم ديگري نبود . حرمي كه درون يك غار غريب و محجوب نشسته بود . به تو نزديك بودم، تو در چند قدمي من بودي و اين آرامم مي كرد، اشك هايم بي مها با ،چهره ام را خيس مي كرد ،شايد آنهاهم حضور مقدست را حس كرده بودند كه اين چنين از هم سبقت مي گرفتند . دستم مي لرزيد اما دلم نه . آرام بود و مطمئن چون كودكي كه در آغوش مادر آراميده است .

سعي مي كردم تو را در ذهنم مجسم كنم . هيچ تصوري از چهره ات نداشتم ،فقط مي توانستم تو را در هاله اي از نورهاي سبز و نقره اي ببينم. تو تنها نشسته بودي و مگيريستي . نه بر تنهايت كه بي شك خدا در كنار تو بود . بر بي كسي ات و غريبي ات . بر ظلم عظيمي كه بر خاندان تو روا كردند . بر غم از دست دادن برادراني كه افتخار تو بودند و تسلاي وجودت . بر جهل بندگان كور دلي كه هيچگاه راه درست را نيافتند.

بي بي جان ! آنجا كه تو بودي ،بوي عشق مي آمد. بوي نارنج ،بوي پونه وياس ، بوي همه ي خوبي هاي خدا ،بوي خا ك كربلا ،بوي سرخ ترين سيب دنيا.

آن روز كه هم كه به ديدارت آمدم ،حرمت پر بود . پر از عطرهاي ماندگار دنيا . عطر حرم امام رضا (ع) ،عطر جمكران ،عطر امام زاده داوود ، عطر بهشت .

آن روز هزاران آرزو در دلم پر كشيد . اي كاش ،گل سرخي بودم كه از لاي يكي از صخره هاي اطراف حرمت ، مي روييدم يا كبوتري كه با هر پرواز در آسمان حرمت اوج مي گيرد .

مي شد پارچه سبزي باشم كه بر ضريح تو ساييده مي شد يا شمعي كه قطره قطره در كنار حرمت آب مي شد . هر چند ناچيز ،اما در كنارت بودم.

بي بي خاتون من! تو را به عشق، به عطش ظهر عاشورا به غريب بودنت در اين دنياي خاكي ، به برادرت رضا (ع) قسم مي دهم.

بر كال ترين سيب دنيا عشق عطا كن.

دانلود فایل مرتبط با خبر :
Share
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :(اختیاری)پست الکترونیک :(اختیاری)
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
= ۱۱ + ۳ ارسال
388060