تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۵/۱ ۰۷:۰۰ |
کد خبر: ۳۸۷۹۸۸

هنرمندی از استان چهارفصل کهگیلویه و بویراحمد

آشنایی با رحمان خادمی مستندساز جوان گچسارانی

سال ۱۳۸۰ یا ۸۱ بود که سریال خط قرمز پخش می شد من تازه از روستا به شهر امده بودم . تلویزین مان سیاه و سفید بود و فاقد آنتن بود ، پدرم می گفت فقط درس بخوانید و از روشن کردن تلویزیون امتناع می کرد . در مدرسه شهید کاظمی نورآباد بچه ها از سریال خط قرمز حرف می زدند و من کنجکاو شدم که ببینمش ، خانه دختر عموی مادرم جای نشست فامیلی هم سن و سالهای من بود سریال خط قرمز بهانه ای برای کنجکاوی من به فیلم و سینما و بازیگری شد.

۱-لطفا خود را برای خوانندگان معرفی کنید؟
خادمی : رحمان خادمی متولد ۱-۴-۱۳۶۸ روستای بی بی حکیمه (س)
 تحصیلات ابتدایی خود را در همین روستا خواندم و برای مقطع راهنمایی به شهر نورآباد ممسنی رفتم . سال اول راهنمایی را در همین شهر خواندم و به خاطر شغل پدرم به شهرستان گچساران عزیمت کرده و تا مقطع دیپلم را در این شهر تمام کردم در حال حاضر دانشجوی رشته سینما گرایش کارگردانی هستم .
۲-چگونه به دنیای هنر و سینما علاقمند شدید و مشوق شما چه کسی بود؟
خادمی : سال ۱۳۸۰ یا ۸۱ بود که سریال خط قرمز پخش می شد من تازه از روستا به شهر امده بودم . تلویزین مان سیاه و سفید بود و فاقد آنتن بود ، پدرم می گفت فقط درس بخوانید و از روشن کردن تلویزیون امتناع می کرد . در مدرسه شهید کاظمی نورآباد بچه ها از سریال خط قرمز حرف می زدند  و  من کنجکاو شدم که ببینمش ، خانه دختر عموی مادرم جای نشست فامیلی هم سن و سالهای من بود سریال خط قرمز بهانه ای برای کنجکاوی من به فیلم و سینما و بازیگری شد.
 ۳-مراحل تحصیل و زندگی در گچساران برای کسی که علاقمند سینما بود چطور گذشت ؟
 خادمی : وقتی ساکن گچساران بودم سال دوم دبیرستان برای انتخاب رشته دچار دوگانگی شدم . در گچساران رشته بازیگری نبود ومن به دلیل قرابت رشته ای معماری را انتخاب کردم . رابطه نزدیکی با هنر داشت . سال دوم دبیرستان علاقه نهانی ام را با معلمم آقای بازدار هنرستان شهید صدر سه راهی در میان گذاشتم و با تشویق وی که از دوره های تئاتر صحبت می کرد علاقه مندوچندان شد . در جشنواره تئاتر دانش آموزی نمایشنامه ای را با همکاری وی و مشارکت دانش آموزان بازی کردیم زمان تمرین ما دو روز بود و نقش روحانی را بازی می کردم. اما رتبه ای کسب نکرد. بعد از اتمام هنرستان برای قبول شدن در کنکور هنر پیش دانشگاهی انسانی را خواندم و بعد از آن به اصرار خانواده به سربازی رفتم .پدر و مادر من در همه موارد مخالف تحصیل من در رشته هنربودند و در این راه هیچوقت تشویقم نمی کردند .از سال هشتاد تا به حال همواره اولینهای مخالف والدینم بودند.حتی برای تحصیلات پیش دانشگاهی مخارج تحصیلم را از راه دستفروشی در حرم بی بی حکیمه خاتون به دست می آوردم و ثبت نام کردم.
۴-برای تحصیلات دانشگاهی یا دوره بازیگری چقدر تلاش کردید؟
خادمی : برای کنکور نظرم را با آنها در میان گذاشتم و ممانعت کردند . باز مجبور شدم با گاری سه چرخه ای لوازم زوار را جابه جا کنم و برای هر جابه جایی مبلغ هزار یا دو هزار می گرفتم . برای تهیه مخارجم کاشیکاری هم می کردم مدتی آبدارچی شرکت   « ضحی صنعت » بودم و در تمام آن مدت به فکر بازیگری نبودم . اینبار دلم می خواست فیلم نامه نویس یا کارگردان شوم.
۵-اولین تجربه بازیگری را چه زمانی کسب کردید؟
خادمی : سال ۱۳۸۶ به دیدن اورنگ نارکی رفتم و از وی خواستم در لیست بازیگران تئاتر ثبت نام شوم .ایشان اصرار به دوره گذراندن داشت و من بی تاب بازی .اورنگ نارکی مرا به طبقه دوم اداره ارشاد به پلاتو برد .خانم سوده جعفری نمایش «هملت » را کار می کرد مرا معرفی کرد و خانم جعفری نقش روح را به من داد بعد از چند روز مرا اخراج کرد.ولی استمرار رفتن و آمدنهایم باعث
آشنایی ام با آقای شمس شد.نقش مکانیک لنج را در نمایش « ناخدای شرجی رابه من داد » و خیلی از بازی خوبم راضی بود. اما به دلایلی اجرا نشد . در همان سال آقای فرید الدین نیک جو برای تله فیلم « پل خورشید » تست بازیگری گرفت منهم تست دادم و نقش دانشجوی خانم بهناز جعفری را بازی کردم .
۶-نظر خانواده از فعالیت هنری شما چه بود؟
 خادمی : در همه آن سالها پدر و مادرم مخالف بودند .با همان کارگری و کاشیکاری مبلغ هفت میلیون تومان جمع کردم و در رشته سینما گرایش کارگردانی در دانشگاه آزاد بوشهر قبول شدم . پدر و مادرم از مخارج دانشگاه و عدم حمایت حرف زدند ، منهم با همان پس انداز یکسال را سپری کردم . دوران کاری مهندس باورساد جذب کار شدم و روزنه ای برای تکمیل خواسته ها و تحصیلم باز شد . شهریه دانشگاهم را راحت تر می دادم و دوربینی خریدم و از آن روز بزرگترین آرزویم ادای دین به زادگاهم و بقعه متبرکه بی بی حکیمه خاتون ( س ) بود.
۷- ستاره زردکوه زاگرس اولین تجربه مستند شماست چه انگیزه ای شما را تشویق به تهیه این کار کرد؟
خادمی :از همان آغاز کلاسهای دانشگاه همه خواسته ام تهیه کاری در مورد زحمات خادمان بی بی حکیمه خاتون (س) بود ، افرادی که همه تلاش شبانه روزی آنها در حفظ و خدمت به این آستان مبارک باعث معرفی و جا افتادن این بارگاه در سراسر منطقه شده است. این اثر گوشه ای از زحمات این خاندان است. مهر ماه ۱۳۹۲  کار تحقیق و پژوهش را شروع کردم و تا آبان ۱۳۹۳ طول کشید .ساخت مستند هم اوایل آذر ۱۳۹۳ به مدت یک هفته طول کشید اما به دلیل مشکلات مالی تا الان به درازا کشیده است. برای تهیه مخارج فیلمی دیگر قبل از این کار  به چند نهاد مراجعه کردم اما همکاری نشد. 
من برای بازسازی و تکمیل کار به حمایت مسئولین ارشد مذهبی و مدیریتی استان و شهرستان گچساران نیاز دارم. اگر متولیان فرهنگی شهر از نماینده ، فرماندار ، شهردار  و یا نهادهای دینی حامی کار باشند گوشه ای از تاریخ این بقعه متبرکه به تصویر کشیده خواهد شد.
۸-چه چیز رمز موفقیت شما در رسیدن به هدفتان بود و دغدغه رحمان خادمی چیست؟
خادمی : در همه این سالها درد من محرومیت و رنج من عدم ثبات آرامش و تمکین مالی بود. در حال حاضر در حال ساختن فیلم نیمه بلند هستم و دومین تجربه کاری من خواهد بود.کاری بومی و مرتبط با زندگی روستایی امان.در تمام این سالها شبهای زیادی را تلخ گریه کردم .حال که همه موارد را طی کردم برخی شبها بی بهانه گریه می کنم .دلم می خواهد استعدادهای روستا و زادگاهم راه راحتتری را برای تحصیل در پیش رو داشته باشند. هنوز هم تاول های گاری سه چرخه در کف دستم نشانگر مرارتهای یک روستازاده در رسیدن به هدفش است.
۹-حرفتان با مسئولین و مدیران شهری چیست؟
خادمی : عدم تمکین مالی و تدارکات تنها مورد فرار مهره های هنری و مهاجرتشان به شهرهای اطراف است . کاش می توانستیم برای تحصیل و ادامه مراحل علمی آکادمی افراد علاقمند موارد مورد نیاز را در قالب دانشکده هنر در استان داشته باشیم. من به قول مدیر کل اداره ارشاد استان کهگیلویه و بویر احمد در خصوص دانشکده هنر بسیار خوشبین هستم. و این گام اصلی در راه رسیدن به آینده هنری مطلوب و علمی است. در مبحث مالی هم درک تزریق وام و اعتبار به هنرمند خود گره گشا است.
۱۰- حرف آخر؟
خادمی : آرزوی خواب راحت و آینده ای روشن و زندگی بدون دغدغه برای همه کودکان سرزمینم دارم./گفتگو نرگس احمدپور

 

منبع: http://gapsaran.ir/?p=14586

 
دانلود فایل مرتبط با خبر :
Share
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :(اختیاری)پست الکترونیک :(اختیاری)
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
= ۱۲ + ۱ ارسال
387988
نظرات
۱۱:۴۰
 ساعت -
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
مهدی
3
0
پاسخ به این نظر
مهدی  
۱۱:۴۰
 ساعت - 
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
پس از واکنشهای متعدد نسبت به بازگشت پیکرهای مطهر ١٧٥ غواص شهید در عملیات کربلای ۴ رضا صیادی سردبیر هفته نامه همشهری آیه در این ماهنامه نوشت : نمی‌دانم دستانتان را از پشت بسته بودند یا از روبه‌رو ولی حتما خیلی وقت گذاشتند كه یكی یكی دستانتان را به هم ببندند و دورش طناب بكشند. نمی‌دانم آنها چند نفر بودند كه شما ١٧٥ نفر را به دام انداختند. نمی‌دانم چه گودال عظیمی حفر كردند تا ١٧٥ سرباز را داخلش بیندازند. نمی‌دانم نشسته بودید یا ایستاده، نمی‌دانم یكی یكی داخل گودال پرتتان كردند یا گروهی اصلا چه می‌دانم كه در آن روز، شاید هم شب چه آمد بر سر شما. نمی‌دانم در آن روزهای زمستانی سال ۶۵ با چه نقشه‌ای غافلگیرتان کردند. نمی‌دانم آن فرمانده ، چطور دلش آمد به چشم‌های شما نگاه کند و چنین برنامه‌ای برای کش
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید :
= ۱۰ + ۷ ارسال
  • پس از واکنشهای متعدد نسبت به بازگشت پیکرهای مطهر ١٧٥ غواص شهید در عملیات کربلای ۴ رضا صیادی سردبیر هفته نامه همشهری آیه در این ماهنامه نوشت : نمی‌دانم دستانتان را از پشت بسته بودند یا از روبه‌رو ولی حتما خیلی وقت گذاشتند كه یكی یكی دستانتان را به هم ببندند و دورش طناب بكشند. نمی‌دانم آنها چند نفر بودند كه شما ١٧٥ نفر را به دام انداختند. نمی‌دانم چه گودال عظیمی حفر كردند تا ١٧٥ سرباز را داخلش بیندازند. نمی‌دانم نشسته بودید یا ایستاده، نمی‌دانم یكی یكی داخل گودال پرتتان كردند یا گروهی اصلا چه می‌دانم كه در آن روز، شاید هم شب چه آمد بر سر شما. نمی‌دانم در آن روزهای زمستانی سال ۶۵ با چه نقشه‌ای غافلگیرتان کردند. نمی‌دانم آن فرمانده ، چطور دلش آمد به چشم‌های شما نگاه کند و چنین برنامه‌ای برای کش
۱۱:۴۰
 ساعت -
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
مهدی
2
0
پاسخ به این نظر
مهدی  
۱۱:۴۰
 ساعت - 
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
احسنت بر دلاوران یمن
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید :
= ۱۰ + ۷ ارسال
  • احسنت بر دلاوران یمن
۱۱:۴۰
 ساعت -
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
مهدی
3
0
پاسخ به این نظر
مهدی  
۱۱:۴۰
 ساعت - 
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
پس از واکنشهای متعدد نسبت به بازگشت پیکرهای مطهر ١٧٥ غواص شهید در عملیات کربلای ۴ رضا صیادی سردبیر هفته نامه همشهری آیه در این ماهنامه نوشت : نمی‌دانم دستانتان را از پشت بسته بودند یا از روبه‌رو ولی حتما خیلی وقت گذاشتند كه یكی یكی دستانتان را به هم ببندند و دورش طناب بكشند. نمی‌دانم آنها چند نفر بودند كه شما ١٧٥ نفر را به دام انداختند. نمی‌دانم چه گودال عظیمی حفر كردند تا ١٧٥ سرباز را داخلش بیندازند. نمی‌دانم نشسته بودید یا ایستاده، نمی‌دانم یكی یكی داخل گودال پرتتان كردند یا گروهی اصلا چه می‌دانم كه در آن روز، شاید هم شب چه آمد بر سر شما. نمی‌دانم در آن روزهای زمستانی سال ۶۵ با چه نقشه‌ای غافلگیرتان کردند. نمی‌دانم آن فرمانده ، چطور دلش آمد به چشم‌های شما نگاه کند و چنین برنامه‌ای برای کش
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید :
= ۱۰ + ۷ ارسال
  • پس از واکنشهای متعدد نسبت به بازگشت پیکرهای مطهر ١٧٥ غواص شهید در عملیات کربلای ۴ رضا صیادی سردبیر هفته نامه همشهری آیه در این ماهنامه نوشت : نمی‌دانم دستانتان را از پشت بسته بودند یا از روبه‌رو ولی حتما خیلی وقت گذاشتند كه یكی یكی دستانتان را به هم ببندند و دورش طناب بكشند. نمی‌دانم آنها چند نفر بودند كه شما ١٧٥ نفر را به دام انداختند. نمی‌دانم چه گودال عظیمی حفر كردند تا ١٧٥ سرباز را داخلش بیندازند. نمی‌دانم نشسته بودید یا ایستاده، نمی‌دانم یكی یكی داخل گودال پرتتان كردند یا گروهی اصلا چه می‌دانم كه در آن روز، شاید هم شب چه آمد بر سر شما. نمی‌دانم در آن روزهای زمستانی سال ۶۵ با چه نقشه‌ای غافلگیرتان کردند. نمی‌دانم آن فرمانده ، چطور دلش آمد به چشم‌های شما نگاه کند و چنین برنامه‌ای برای کش
    • 1
      1
      علی جلالی
      ۱۲:۵۲
       ساعت -
      پنج شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴
      تست ارسال نظر به نظر - فنی هایپرمدیا
۱۱:۴۰
 ساعت -
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
مهدی
3
0
پاسخ به این نظر
مهدی  
۱۱:۴۰
 ساعت - 
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
سلام قصدم تست بود... :)
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید :
= ۱۰ + ۷ ارسال
  • سلام قصدم تست بود... :)
۱۱:۴۰
 ساعت -
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
مهدی
0
0
پاسخ به این نظر
مهدی  
۱۱:۴۰
 ساعت - 
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
..............................
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید :
= ۱۰ + ۷ ارسال
  • ..............................
۱۱:۴۰
 ساعت -
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
مهدی
0
0
پاسخ به این نظر
مهدی  
۱۱:۴۰
 ساعت - 
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
.................
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید :
= ۱۰ + ۷ ارسال
  • .................
۱۱:۴۰
 ساعت -
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
مهدی
0
0
پاسخ به این نظر
مهدی  
۱۱:۴۰
 ساعت - 
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
..........................
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید :
= ۱۰ + ۷ ارسال
  • ..........................
۱۱:۴۰
 ساعت -
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
مهدی
0
0
پاسخ به این نظر
مهدی  
۱۱:۴۰
 ساعت - 
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
......................
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید :
= ۱۰ + ۷ ارسال
  • ......................
۱۱:۴۰
 ساعت -
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
مهدی
0
0
پاسخ به این نظر
مهدی  
۱۱:۴۰
 ساعت - 
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
...............
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید :
= ۱۰ + ۷ ارسال
  • ...............
۱۱:۴۰
 ساعت -
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
مهدی
0
0
پاسخ به این نظر
مهدی  
۱۱:۴۰
 ساعت - 
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
................
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :    
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید :
= ۱۰ + ۷ ارسال
  • ................