پایگاه خبری شباویز/ پدیده مهاجرت، چه در شکل ورودی و چه در قالب بازگشت یا خروج، همواره آثار چندبُعدی بر ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و امنیتی جوامع میزبان بر جای میگذارد. در ماههای اخیر، ایران شاهد موج قابلتوجهی از خروج اتباع افغان از کشور بوده است؛ پدیدهای که اگرچه در ظاهر ممکن است بهعنوان یک واکنش طبیعی به تحولات سیاسی و اقتصادی منطقه ارزیابی شود، اما در واقع بهمثابه یک «فرصت راهبردی» برای بازنگری و بازسازی بسیاری از مؤلفههای بنیادین حکمرانی داخلی تلقی میشود.
۱. پیامدهای اقتصادی؛ اصلاح طبیعی ساختار اشتغال و بازتوزیع منابع
حضور چند میلیون مهاجر افغان طی دو دهه گذشته، بهویژه در بخشهای نیروی کار یدی، ساختار اشتغال ایران را با نوعی اختلال بلندمدت مواجه کرده بود. نیروی کار ایرانی از صحنه بسیاری از مشاغل رانده شد؛ یا به دلیل دستمزدهای غیررقابتی، انگیزهای برای ورود نداشت. مهاجرت معکوس افغانها، ظرفیتهای قابلتوجهی برای بازتخصیص نیروی انسانی بومی، احیای شأن شغلی در مشاغل خدماتی، ساختمانی و کشاورزی، و کاهش نرخ بیکاری بهویژه در طبقات فرودست ایجاد میکند.
از سوی دیگر، کاهش بار جمعیتی ناشی از خروج این اتباع، بار مالی و اجرایی نظام خدمات عمومی از جمله آموزش، درمان، یارانههای انرژی و سوخت، پسماند شهری، حملونقل و یارانههای معیشتی را کاهش داده و امکان بازتوزیع هوشمند منابع ملی را برای گروههای آسیبپذیر ایرانی فراهم میسازد. این رخداد، در صورت سیاستگذاری بهموقع، میتواند به عامل پایداری مالی در برخی حوزههای رفاه اجتماعی بدل شود.
۲. بازنگری در مؤلفههای امنیتی؛ تقویت مرزها، کنترل اتباع و هوشمندسازی اقامت
مهاجرت گسترده، اگر بدون ساماندهی و نظارت باشد، با تهدیداتی نظیر تشکیل شبکههای مجرمانه، قاچاق، سرقت، افراطگرایی مذهبی و جمعیتهای حاشیهنشین بدون شناسنامه همراه است. کاهش جمعیت اتباع بدون هویت رسمی، فرصت بیسابقهای برای اصلاح زیرساختهای امنیتی، بازنگری در سیاستهای اقامتی و ایجاد بانکهای اطلاعاتی دقیق برای اتباع خارجی فراهم میآورد.
با این حال، باید توجه داشت که بازگشت غیررسمی و مهاجرتهای غیرقانونی معکوس از مرزهای شرقی ممکن است تهدیدات جدیدی از جنس قاچاق سلاح، ناامنی مرزی و گسترش گروههای غیرنظامی ایجاد کند. در نتیجه، لازمه بهرهگیری از مزایای این موج خروجی، ارتقای دیپلماسی امنیتی با دولت افغانستان، توسعه سامانههای پایش مرزی، هوشمندسازی ورود و خروج اتباع و تقویت گشتهای مرزی است.
۳. فرصتهای اجتماعی و هویتی؛ بازسازی نظم فرهنگی و کاهش تنشهای قومیتی
طی سالهای گذشته، افزایش بیرویه و کنترلنشده جمعیت مهاجر در برخی کلانشهرها، به بروز تعارضات فرهنگی، ازدواجهای غیررسمی، کار کودک، قاچاق انسان و ازدواج اجباری منجر شده بود. اکنون، خروج بخشی از این جمعیت میتواند موجب کاهش اصطکاکهای فرهنگی-اجتماعی، بازسازی نظم محلهای، کاهش بار مدارس و بهداشت در مناطق حاشیهنشین و تقویت انسجام اجتماعی بومی شود.
در عین حال، باید با بهرهگیری از این موقعیت، به تدوین سیاستهای منسجم (تابآوری فرهنگی) و آموزش مهارتهای زندگی برای بازماندگان مهاجر و گروههای مرزنشین پرداخت تا از بروز شکافهای جدید جلوگیری شود.
۴. الزامات حکمرانی؛ از ساماندهی اتباع تا توانمندسازی نیروی داخلی
برونرفت موفق از این وضعیت، مستلزم عبور از سیاستهای مقطعی و حرکت بهسوی یک مدل پایدار حکمرانی مهاجرتی است. برخی اقدامات ضروری در این مسیر عبارتاند از:
طراحی برنامه ملی جایگزینی نیروی کار ایرانی با آموزشهای مهارتی، مشوقهای استخدامی و تقویت بیمههای شغلی
تدوین نظام شناسنامهدار و الکترونیکی برای هرگونه اقامت و اشتغال اتباع خارجی در آینده
تنظیم قراردادهای دو یا چندجانبه با دولت افغانستان برای کنترل مهاجرت معکوس، بازگشت داوطلبانه، تبادل اطلاعات و کمک به اسکان مجدد
ارتقاء سامانههای رصد جمعیتی و تحرکات مرزی با فناوریهای بومی
بازطراحی قوانین حمایت از نیروی کار داخلی و مقابله با کارفرمایانی که بهصورت غیرقانونی از نیروی مهاجر بهرهبرداری میکنند
جمعبندی
روند کنونی خروج اتباع افغانستانی از ایران را نه باید یک تهدید صرف دید و نه باید با بیبرنامگی پشت سر گذاشت. این پدیده، یک لحظه تاریخی برای ترمیم ساختار اشتغال، بازسازی ظرفیتهای اجتماعی، بهبود امنیت مرزی و اصلاح نظام اقامتی کشور است. در صورتی که این فرآیند با عقلانیت سیاستی و حکمرانی چندلایه مدیریت شود، میتواند نقطهعطفی برای تثبیت امنیت ملی و بازآرایی ظرفیتهای انسانی کشور در دهه آینده باشد.
میثم نظری – حقوقدان و پژوهشگر
بازدیدها: 14





