زندگی نامه شهید جواد کوهساری/شهید مدافع حرم
زندگی نامه شهید جواد کوهساری/شهید مدافع حرم
شهید جواد کوهساری ۲۶ تیر سال ۱۳۹۴ در نبرد با تروریست‌های داعش در اطراف شهر فلوجه به شهادت رسید.

به گزارش پایگاه خبری شباویز،شهید جواد کوهساری در سال ۱۳۶۴ در مشهد به دنیا آمد، لیسانس حسابداری داشت و دانشجوی حقوق بود سربازی‌اش را در نیروی هوایی مشهد گذراند

پدر شهید کوهساری با اشاره به اینکه جواد همیشه خبرهای سوریه و عراق را پیگیری می‌کرد، افزود: از طریق برادرش از مادرش خواست که عازم سوریه شود اما من راضی به رفتنش نبودم.

پدر شهید کوهساری با بیان این مطلب که فرزندم مربی تخریب‌چی بود، بیان کرد: در تمام فنون جنگی آموزش دیده بود و در عراق هم مین‌ها را خنثی می‌کرد.

مادر شهید کوهساری اظهار کرد: دوران تحصیلش را به خوبی گذراند، با کسی کار نداشت و نمی‌خواست باعث اذیت کسی بشود، با خواهران و برادرش خیلی مهربان بود، به‌ویژه برادرش را خیلی دوست داشت و احترام پدرش را خیلی نگه می‌داشت؛ من گمان نمی‌کنم پایش را یکبار در حضور پدرش دراز کرده باشد.
مهدی کوهساری، برادر شهید کوهساری با چشمانی پراز اشک از لحظات رفتن و رسیدن خبر شهادت برادرش می‌گوید: ۱۹ تیر بود که به همراه جواد برای تهیه بلیط به فرودگاه رفتم و برای بیستم تیر بلیط تهیه کرد و رفت.
وی ادامه داد: هفت روز بعد، جمعه سی‌ام ماه رمضان بود که با من تماس گرفت و خبر سلامتی‌اش را داد و گفت؛ همه چیز اینجا خوب است و ما در پشتیبانی پشت خط هستیم و بعد تلفن قطع شد.

روز در دلم احساسی داشتم این حس همچنان با من بود تا اینکه با من تماس گرفت تا خواستم جواب بدهم قطع شد، خودم دوباره تماس گرفتم؛ کسی با لهجه خاصی صحبت می‌کرد، فکر کردم خود جواد پشت تلفن است چون منتظر شنیدن صدایش بودم؛ گفتم جواد تویی؟ پاسخ داد: نه من از دوستانش هستم جواد زخمی شده است.
مهدی کوهساری عنوان کرد: دوستش گفت حالش مساعد نیست و او را به ایران می‌آورند، آن لحظه ته دلم لرزید و تماس قطع شد.
برادر شهید کوهساری در ادامه گفته‌های خود تصریح کرد: یکی، دو ساعت بعد حاج‌آقایی با من تماس گرفت و خیلی خونسرد خبر شهادتش را داد، دنیا روی سرم خراب شد، نمی‌دانستم چکار باید بکنم … یک ساعت بعد از شنیدن خبر به در و دیوار می‌خوردم؛ شماره آن شخص را گرفتم، نزدیکی منزل قرار گذاشتیم، صحت شهادتش را تایید کرد و گفت تا پیکر نرسیده به کسی اطلاع ندهید چون معلوم نیست تا کی برسد.
وی افزود: باور نمی‌کردم و به همین خاطر دو، سه روزی در دفتر نمایندگی وزارت امور خارجه و تمام نهادهای نظامی از وضعیت برادرم پرسیدم اما چیزی دستگیرم نمی‌شد؛ چند روز بعد، دوشنبه، یکی از دوستانش خبر می‌دهد که پیکر برادر به تهران رسیده اما چون تحت پوشش هیچ نهادی نبوده و خودش به عراق رفته است، هیچ نهادی اطلاعاتی از وی نداشته و در عراق هم فقط نام و نام پدر را ثبت می‌کنند و همین خیلی دردناک بود.
مهدی کوهساری بیان کرد: نام شهید کوهساری به نام جواد مددی ثبت شده بود و در ایران هم پیکرش را به این نام می‌شناختند سرانجام پیکر برادرم سه‌شنبه به مشهد منتقل شد.
برادر شهید کوهساری با اشاره به اینکه مجبور بودم هر طور شده خبر شهادت جواد را به خانواده بدهم برای همین اول به پدر اطلاع دادم و ادامه داد: چهار، پنج روزی حال مساعدی نداشتم به هرحال چهارشنبه رفتیم بهشت رضا(ع)، اجازه نمی‌دادند پیکر را ببینیم، بعد از صحبت با مسئول سردخانه و بسیجی‌هایی که آن‌جا بودند توانستم فقط از روی تابوت مشخصات برادرم را ببینم.
وی اضافه کرد: جواد عاشق رفتن بود و از همان اولی که جنگ در سوریه آغاز شد از من درخواست کرد تا اجازه‌اش را از پدر بگیرم؛ سال اول جنگ به صورت مردمی بود و بعدها وهابی‌ها و تکفیری‌ها وارد جنگ شدند؛ می‌دانست که شیعه‌ها را می‌کشند و به خاطر همین موضوع رفت.

بازدیدها: 9