زندگی نامه شهید مهدی علیدوست/شهید مدافع حرم
زندگی نامه شهید مهدی علیدوست/شهید مدافع حرم
شهید مهدی علیدوست اولین شهید پاسدار مدافع حرم حضرت زینب علیهاالسلام از قم بود که مهر ۹۴ در عملیات آزادسازی یکی از روستاهای سوریه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

به گزارش پایگاه خبری شباویز،شهید مهدی علیدوست، اولین شهید مدافع حرم سپاه استان قم در ۲۵ مردادماه ۱۳۶۵ در تبریز متولد شد. وی مدرک کارشناسی داشت

طبق گفته همسر شهید علیدوست، با هم نسبت فامیلی داشتند، او ایمان و نورانیت خاصی داشت و همین دلیل پاسخ مثبت همسرش به خواستگاری‌ او شد؛ طبق اظهارات همسرش، شهید علیدوست موقع خواستگاری می‌گفت: «خیلی دوست دارم همسرم از سادات و یا فرزند شهید باشد تا فردای قیامت به حضرت زهرا(س) محرم باشم.»

شهید علیدوست چهار روز بعد از مراسم ازدواجشان برای یک مأموریت ۲۱ روزه راهی سردشت می‌شود. در یک عملیات پای او روی مین می‌رود. دوستانش به گمان اینکه شهید شده بالای سرش می‌روند و می‌بینند که مهدی گریه می‌کند. از ایشان می‌پرسند چرا گریه می‌کنی؟ می‌گوید: خدا من را نخواست. دیدید شهید نشدم.

بار دوم هم در یکی از عملیات‌ها مجروح و جانباز می‌شود، شهید هیچ حق و حقوقی از جانبازی نمی‌خواهد و بیان می‌کند برای رضای خدا جهاد کردم و جانباز شدم. حتی از جانبازی‌اش کسی اطلاع نداشت؛ شهید علاقه زیادی به امام حسین(ع) و علی اصغر داشت و به همین دلیل با همسرشان نام فرزندشان را علی‌اصغر می‌گذارند و جالب که در روز مزین به نام حضرت علی اصغر(ع)، شهید علیدوست دفن می‌شوند.

شهید علیدوست می‌دانست کی شهید می‌شود، حتی در وصیت نامه هم به این موضوع اشاره کرده است، بعد از اینکه فتنه تکفیری‌ها در سوریه شروع می‌شود، شهید بی‌تاب رفتن می‌شود و به خاطر موقعیت شغلی خود و حضور در گردان صابرین آمادگی رزمی نیز داشتند و تمامی اخبار سوریه را دنبال می‌کردند تا اینکه سال ۹۴ به عنوان فرمانده عملیات به سوریه اعزام می‌شوند.

همسر شهید بیان می‌کند: «موقع رفتن به سوریه خیلی خوشحال بود. برای من از مظلومیت بچه‌های سوری می‌گفت. از علی اصغرهایی که در سوریه بودند و صدای کمک خواستن‌شان به گوش جهانیان می‌رسید و اینکه هر کس این صدا را درک کند راهی جهاد می‌شود. شب قبل از اعزامش با هم به حرم حضرت معصومه(س) ‌رفتیم. دعا و مناجات کردیم و مهدی با پسرمان علی اصغر خیلی بازی کرد.

وقتی آمدیم خانه مهدی با شور و شعف خاصی وسایلش را جمع کرد و بعد از نماز صبح دوستش آمد دنبالش و رفتند. به من گفت: مراقب خودتان باشید. همسرم می‌دانست شهید می‌شود، قبلاً جایگاهش را در بهشت دیده بود و شب قبل از عملیات به همرزمش گفته بود که جایگاهم را در بهشت دیده‌ام و آمادگی کامل دارم.»

شهید در سوریه به دوستانش گفته بودند من ماه محرم شهید می‌شوم، برای من گریه نکنید، فلان عکس من را بر دیوار بزنید، او علاقه بسیار زیادی به حضرت زهرا(س) داشت تا اینکه ۲۵ مهر ماه ۹۴ مصادف با سوم ماه محرم بعد از عملیات آزاد سازی یک روستا از دست داعش که فرمانده عملیات نیز بود ترکش به پهلویش می‌خورد و شهید می‌شود.

بازدیدها: 3